ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

جبهه رزمندگان ایران آزاد

جبهه رزمندگان ایران آزاد

前往频道在 Telegram

حفظ تمامیت ایران، احیای آزادی، و بازگرداندن شأن ملت.

显示更多
未指定国家未指定类别
304
订阅者
无数据24 小时
+27 天
+1930 天
帖子存档
📝ویل ریچیاردلا - دبیر سیاسی فاکس‌نیوز( رسانه مورد علاقه ترامپ) اگر درست شمرده باشم، نهمین بار است که ترامپ حمله را به تعویق انداخته یا لغو کرده تا برگ برنده جمهوری اسلامی را تقویت کند: «مذاکره.» ایران برای واگذاری اهرم‌های فشار خود مذاکره نمی‌کند؛ بلکه مذاکره می‌کند تا حفظ‌شان کند. دوباره سازماندهی کند و زمان بخرد. تهران سقف توان و اراده ترامپ را شناخته. می‌داند تهدیدهای او اعتبارشان را از دست می‌دهند. تهران می‌داند که گذر زمان فقط به نفع ایران تمام می‌شود.! ونس تفاهم‌نامه‌ای را که ایران پذیرفته بود امضا کرده و دموکرات‌ها نیز بیش از او مشتاقند به پایان جنگ. چرخه‌ای بی‌ پایان: تهدید، توقف، مذاکره، بازسازی، تکرار. در این مرحله، عقب‌نشینی یک‌جانبه کمتر شرم‌آور است تا اینکه وانمود کنیم این آشفتگی، یک استراتژی حساب ‌شده است. ترامپ حمله‌ را فقط برای ''چارچوب کلی یک توافق'' لغو کرد! توافقی که حتی به تایید ایران نرسیده. ترامپ می‌گوید ایران با بازگشایی تنگه موافقت کرده. اما تهران می‌گوید تنها با گفتگو درباره یک مسیر جدید کشتیرانی موافقت کرده. بار دیگر، ترامپ فشار را از روی رژیم برداشت، پیش از آنکه رژیم امتیاز ملموسی بدهد. شاید ترامپ شدیداً دنبال راهی برای خروج از بحران بود. شاید هم مشاورانش او را به این مسیر سوق دادند.😢 در هر صورت، ایران اهرم‌های فشار خود را حفظ کرد و ترامپ اهرم‌های فشارش را واگذار کرد.! @isargaran_pahlavi

سند معتبر درخواست اعضای نهضت آزادی از دولت امریکا برای کمک به برکناری حکومت زنده یاد محمدرضاشاه پهلوی👆 @isargaran_pahlavi
سند معتبر درخواست اعضای نهضت آزادی از دولت امریکا برای کمک به برکناری حکومت زنده یاد محمدرضاشاه پهلوی👆 @isargaran_pahlavi

‏ سند تاریخی: ثبت درخواست رسمی پهلوی‌ستیزان از آمریکا برای تغییر رژیم در ایران ✍غزال مدیریان جریانی که امروز بدون هیچ مدرکی، شاهزاده رضا پهلوی را به تلاش برای جلب مداخله خارجی متهم می‌کند، خود همان جریانی است که درخواستش از آمریکا برای براندازی شاه ایران، در اسناد رسمی و دولتی ایالات متحده برای همیشه ثبت شده است. مدارک موثق از رویکرد پهلوی‌ستیزان در سال ۵۷ و توسل آن‌ها به دروغ، تقلب و آمارسازی، امروز در آرشیوهای بین‌المللی در دسترس است. مدرک: تلگرام محرمانه سفارت آمریکا (به شماره 78TEHRAN008835) مورخ ۲۵ شهریور ۱۳۵۷ (۱۵ سپتامبر ۱۹۷۸). محتوا: گزارش دیدار «مهدی هرندی» و «عباس رادنیا»، از اعضای نهضت آزادی، با مقامات سفارت آمریکا در تهران پس از واقعه ۱۷ شهریور. هرندی و رادنیا در این دیدار با ادعای دروغینِ کشتار ۳۰۰۰ نفر در میدان ژاله، صراحتاً خواهان اقدام مستقیم بین‌المللی علیه شاه ایران شدند. در همین سند، سفارت آمریکا به وزارت خارجه خود توضیح می‌دهد که این آمارها کاملاً غیرواقعی، پروپاگاندا و دروغی شاخ‌دار از سوی جریان مخالف برای تضعیف شاه است. 📌 اعضای نهضت آزادی در همان جلسه بی‌پرده اعلام کردند: «شاه باید برود و ما می‌خواهیم آمریکا به ما کمک کند!» جریانی که امروز هرگونه رایزنی دیپلماتیک یا درخواست حمایت از مبارزات مردم ایران توسط شاهزاده رضا پهلوی را به عنوان «وابستگی به بیگانه» محکوم می‌کند، در سال ۵۷ دقیقاً همین مسیرو حتی شکل پلیدتر آن، یعنی التماس برای تایید دروغ و آمارسازی به نفع براندازی، را طی کرد!. ارزش این سند تاریخی در این است که نیت واقعی، استراتژی فریب و رفتار پشت‌پرده پهلوی‌ستیزان را بدون رتوش و تعارف‌های سیاسی برملا می‌کند. این در حالی است که شاهزاده رضا پهلوی بارها تاکید کرده که نیروی اصلی تغییر، مردم داخل ایران هستند. خواست او از جامعه جهانی، اعمال فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی و ارائه کمک‌های لجستیکی و فناوری (مانند اینترنت آزاد و صندوق‌های حمایت از اعتصابات) برای مردم است. «پروژه گذار» او بر پایه رفراندوم ملی برای تعیین نوع حکومت آینده و برگزاری انتخابات آزاد بنا شده، نه انتصاب به قدرت با دستان خارجی. 🎯اکنون باید از جریان پهلوی‌ستیز پرسید: آیا تا به امروز حتی یک مدرک رسمی برای ادعاهای خود علیه شاهزاده ارائه کرده‌اید؟؟ منبع: سایت دسترسی به اطلاعات آزاد وزارت امور خارجه آمریکا FOIA.STATE.GOV‎ #انقلاب_شیر_و_خورشید #جاوید_شاه @Reasondubt @isargaran_pahlavi

✔️ پاسخ نوید محبی و بهنام بن‌طالب‌لو به اظهارات ونس در وال استریت جورنال هشدار جی‌دی ونس درباره تغییر رژیم، وارونه است او همان اشتباهی را تکرار می‌کند که بسیاری در واشنگتن مرتکب شده‌اند — فرض اینکه ایران منبع ثبات منطقه‌ای است. نوشتهٔ نوید محبی و بهنام بن‌طالب‌لو وال استریت جورنال ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶، ساعت ۲:۳۸ بعدازظهر به وقت شرقی آمریکا https://www.wsj.com/opinion/jd-vances-warning-about-regime-change-gets-it-backward-c0be9190?utm_source=chatgpt.com معاون رئیس‌جمهور اخیراً در پادکست جو روگان گفت که اگر ایالات متحده به دنبال تغییر رژیم باشد، ایران مانند لیبی پس از قذافی به آشوب کشیده خواهد شد و «۹۴ میلیون نفر مستأصل» را به سوی اروپا و آمریکا روانه خواهد کرد. این ادعا بیش از آنکه تحلیل جدی باشد، ترس‌افکنی است. آقای ونس مهاجرت گسترده را محتمل‌ترین پیامد سیاست تغییر رژیم معرفی می‌کند، در حالی که نادیده می‌گیرد چه چیزی نسل‌ها ایرانی را به خارج از کشور رانده است: خود جمهوری اسلامی. در کانون تحلیل معاون رئیس‌جمهور اشتباهی نهفته است که بسیاری در واشنگتن مرتکب می‌شوند — یعنی جمهوری اسلامی را منبع ثبات در خاورمیانه می‌دانند. چهار دهه گذشته خلاف این را نشان می‌دهد. ایران کشور باثباتی نیست که با تغییر سیاسی بی‌ثبات شود. رژیم تئوکراتیک نزدیک به نیم‌قرن است که پایه‌های اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی کشور را متزلزل کرده است. مدت‌ها پیش از جنگ کنونی، ایران به سوی تبدیل شدن به دولتی ناکام پیش می‌رفت. پیامدهای منفی حاکمیت جمهوری اسلامی محدود به داخل ایران نیست. موج‌هایی از پناهندگان از مناطق درگیری که نیروهای ایرانی یا نیابتی‌های آن در آن‌ها حضور داشته‌اند، گریخته‌اند. یک نمونه: میلیون‌ها پناهنده‌ای که از رژیم بشار اسد در سوریه فرار کردند؛ رژیمی که تهران تا آخرین حد از آن حمایت می‌کرد. تروریسم نیز حوزه‌ای است که آقای ونس در آن منطق را وارونه کرده است. بعید است تغییر رژیم به ایجاد آنچه او «زیرساخت تروریستی» در خارج می‌نامد منجر شود، دقیقاً به این دلیل که رژیم همین حالا چنین شبکه‌هایی را ساخته است. جمهوری اسلامی از سوی ایالات متحده به‌عنوان مهم‌ترین حامی دولتی تروریسم در جهان شناخته شده و از اقدامات تروریستی در دست‌کم چهار قاره حمایت کرده است. این رژیم بارها خواستار قتل رئیس‌جمهور ترامپ شده است. نگرانی‌های آقای ونس درباره مهاجرت ایرانیان تنها پس از سقوط جمهوری اسلامی، علت پیدایش دیاسپورای بزرگ جهانی ایرانیان در دوران همین رژیم را پنهان می‌کند. شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور تعداد ایرانیان مقیم خارج را کمی بیش از چهار میلیون نفر برآورد می‌کند. برآوردهای گسترده‌تر که افراد با تبار ایرانی را نیز شامل می‌شود، دیاسپورای جهانی ایرانیان را بین پنج تا هشت میلیون نفر می‌داند. این خروج تنها مربوط به مخالفان سیاسی نیست. تعداد دانشجویان ایرانی در ۱۰ کشور اصلی مقصد مهاجران ایرانی در سال ۲۰۲۴ به حدود ۱۱۰ هزار نفر رسید؛ رقمی که در چهار سال پیش از آن به‌شدت افزایش یافته بود. توصیف این گروه صرفاً به‌عنوان افرادی که در خارج تحصیل می‌کنند، گمراه‌کننده است. برای بسیاری از جوانان ایرانی، پذیرش در دانشگاه امن‌ترین مسیر قانونی برای خروج از کشوری شده است که چشم‌انداز شغلی و آزادی‌های اجتماعی در آن پیوسته در حال کاهش است. در کنار مهاجرت تحصیلی و حرفه‌ای، ایرانیان از طریق کانال‌های پناهندگی و مسیرهای دیگر نیز کشور را ترک می‌کنند. بین ژانویه ۲۰۲۳ تا مارس ۲۰۲۴، اتباع ایرانی حدود ۲۰ هزار درخواست حمایت بین‌المللی در اروپا ثبت کردند. این رقم تقریباً یک‌سوم بیشتر از ۱۵ ماه پیش از آن بود. درخواست‌های ماهانه پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال‌های ۲۰۲۲-۲۰۲۳ و سرکوب پس از آن افزایش یافت. هر بار که جمهوری اسلامی سرکوب داخلی را تشدید می‌کند، اثر آن در خارج، از جمله در نظام پناهندگی اروپا، احساس می‌شود. مشکلات زندگی در ایران فراتر از فقر و آزار سیاسی است. این مشکلات شامل قطع برق و فجایع زیست‌محیطی است که فعالیت اقتصادی را مختل می‌کند و زندگی روزمره را طاقت‌فرسا می‌سازد. این مسائل توجه ملی ایرانیان را به خود جلب کرده و به تظاهراتی منجر شده که نه در پی اصلاح، بلکه در پی انقلاب علیه یک نظام سیاسی ناکام هستند. از اعتراضات سراسری که از دسامبر ۲۰۱۷ آغاز شد تا قیام آبان ۱۳۹۸ (نوامبر ۲۰۱۹)، از اعتراضات ۲۰۲۲-۲۰۲۳ تا تظاهرات ژانویه ۲۰۲۶، ایرانیان با وجود خطر بازداشت، شکنجه و مرگ به خیابان‌ها آمده‌اند. در وضعیت قطع پوشش اینترنتی، نیروهای امنیتی ایران — با کمک نیابتی‌های تروریستی خود — در روزهای ۸ و ۹ ژانویه امسال کشتار دسته‌جمعی انجام دادند و هزاران معترض و رهگذر را قتل‌عام کردند. گزارش‌های خبری تخمین می‌زنند که بیش از ۴۰ هزار نفر کشته شده‌اند. آقای ترامپ به این آمارها استناد کرده است. مردمی که بارها جان خود را به خطر انداخته‌اند تا کشورشان را بازپس گیرند، منتظر نخستین فرصت برای ترک آن نیستند. ایرانیان برای حق ماندن، آزادانه زیستن و ساختن آینده در وطن خود جنگیده‌اند. ایران از آشوب مصون نیست و هیچ مخالف جدی رژیم نباید خلاف این را ادعا کند. جمهوری اسلامی نهادهای امنیتی هم‌پوشان متعددی برای حفظ بقای خود ساخته است. هرگونه تلاش برای سرنگونی رژیم بدون آمادگی برای آنچه ممکن است پس از آن رخ دهد، اوج حماقت خواهد بود. برعکس، سیاست‌هایی که به‌جای چنین برنامه‌ریزی‌ای، با ارائهٔ تسهیلات تحریمی و دیپلماسی در پی تثبیت رژیم بوده‌اند، تاکنون نتوانسته‌اند جریان مهاجرت را متوقف کنند یا جمهوری اسلامی ملایم‌تری پدید آورند. دادن زمان، پول و مشروعیت بیشتر به این رژیم بدون مطالبهٔ تغییرات ساختاری، تنها همان موج مهاجرتی را تولید خواهد کرد که آقای ونس مدعی است می‌خواهد از آن جلوگیری کند. کسانی که نگران مهاجرت ایرانیان هستند، نباید تنها نگران روز پس از سقوط جمهوری اسلامی باشند. آن‌ها باید از هر روز اضافه‌ای که این رژیم در قدرت باقی می‌ماند نیز نگران باشند — و اگر در موقعیت اقتدار قرار دارند، برای برنامه‌ریزی گذار منظم تلاش کنند. @abdollahshahbazi

ترامپ، هدف را اشتباه گرفته است یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات راهبردی دولت دونالد ترامپ این است که تصور می‌کند جمهوری اسلامی را می‌توان با همان الگویی که برای کشورهایی مانند ونزوئلا به کار گرفته شد، به تسلیم واداشت؛ یعنی با تشدید فشارهای نظامی و اقتصادی و نابودی زیرساخت‌های حیاتی، حکومت را به نقطه فروپاشی رساند. اظهاراتی مانند «آن‌قدر حمله می‌کنیم تا تسلیم شوند» یا «پل‌ها و نیروگاه‌ها را می‌زنیم تا دیگر توان بازسازی نداشته باشند» بر همین فرض استوار است. اما این تحلیل یک تفاوت بنیادین را نادیده می‌گیرد: جمهوری اسلامی، ایران نیست. جمهوری اسلامی یک اقلیت ایدئولوژیک و سازمان‌یافته است که نزدیک به پنج دهه است کشوری ۹۰ میلیونی را به گروگان گرفته است. بقای این حکومت هرگز به رفاه مردم وابسته نبوده است. تجربه چهار دهه گذشته نشان داده که برای این رژیم، فقر، تورم، قطع برق، نابودی اقتصاد، مهاجرت نخبگان و حتی جان شهروندان، تا زمانی که ماشین سرکوب و ساختار قدرت حفظ شود، هزینه‌ای قابل قبول است. به همین دلیل، نابودی نیروگاه‌ها، پل‌ها، پالایشگاه‌ها و سایر زیرساخت‌های ملی، جمهوری اسلامی را به زانو درنخواهد آورد؛ بلکه مردم ایران را تضعیف خواهد کرد. رژیمی که امروز نیز مسئولیتی در قبال زندگی اکثریت مردم احساس نمی‌کند، پس از تخریب زیرساخت‌ها نیز منابع باقی‌مانده را صرف حفاظت از نیروهای امنیتی، نظامی و حامیان خود خواهد کرد. هزینه اصلی این سیاست را نه رهبران جمهوری اسلامی، بلکه میلیون‌ها ایرانی خواهند پرداخت که خود قربانی این حکومت هستند. اشتباه بزرگ‌تر آن است که این راهبرد، اهرم فشار را نیز اشتباه انتخاب کرده است. جمهوری اسلامی برای ادامه حیات خود به رضایت مردم وابسته نیست؛ بلکه سال‌هاست از مردم ایران به عنوان سپر انسانی استفاده می‌کند. هرچه فشار بر زندگی مردم بیشتر شود، حکومت تلاش می‌کند آن را به «دشمنی خارجی» نسبت دهد، فضای امنیتی را تشدید کند، مخالفان را با برچسب «همکاری با دشمن» سرکوب کند و از احساسات ملی برای افزایش انسجام درونی خود بهره‌برداری کند. در چنین شرایطی، تخریب زیرساخت‌ها نه تنها حکومت را تضعیف نمی‌کند، بلکه ابزار تبلیغاتی تازه‌ای برای بقای آن در اختیارش قرار می‌دهد. این سیاست حتی از منظر منافع آمریکا و متحدانش نیز نتیجه‌ای معکوس خواهد داشت. امروز میلیون‌ها ایرانی، جمهوری اسلامی را مسئول اصلی بحران‌های کشور و بی‌ثباتی منطقه می‌دانند و می‌توانند طبیعی‌ترین متحدان غرب و اسرائیل برای ایجاد صلح و ثبات در خاورمیانه باشند. اما اگر همین مردم شاهد نابودی زیرساخت‌های کشورشان باشند، اعتماد آنان به غرب به شدت آسیب خواهد دید. در نتیجه، غرب بزرگ‌ترین سرمایه راهبردی خود در ایران را از دست خواهد داد؛ یعنی ملتی که می‌تواند شریک طبیعی آن در آینده منطقه باشد. اگر هدف واقعی، پایان دادن به تهدیدهای جمهوری اسلامی، توقف صدور تروریسم و بی‌ثباتی و پایان دادن به بحران‌های منطقه است، راه‌حل از ویران کردن ایران نمی‌گذرد. کشوری که باید نجات یابد، ایران است؛ نه اینکه برای شکست یک حکومت، خودِ کشور قربانی شود. نابودی زیرساخت‌های ملی فقط بازسازی ایران پس از جمهوری اسلامی را دشوارتر، طولانی‌تر و پرهزینه‌تر خواهد کرد و آینده نسل‌های بعد را نیز به مخاطره خواهد انداخت. سیاست درست، تغییر رفتار جمهوری اسلامی نیست؛ پایان دادن به حاکمیت جمهوری اسلامی است. هر راهبردی که رژیم را حفظ کند اما ملت ایران را تضعیف نماید، در نهایت به سود همین حکومت تمام خواهد شد. بنابراین، غرب باید به جای سرمایه‌گذاری بر سیاست‌هایی که هزینه آن را مردم ایران می‌پردازند، بر حمایت از یک گذار سیاسی و تقویت آلترناتیوی متمرکز شود که بتواند کشور را با کمترین هزینه از این بن‌بست تاریخی خارج کند. در این چارچوب، شاهزاده رضا پهلوی به عنوان شناخته‌شده‌ترین و معتبرترین چهره اپوزیسیون ایران، می‌تواند نقشی محوری در هدایت دوران گذار و ایجاد اجماع ملی ایفا کند. به رسمیت شناختن نقش او در روند گذار، به جای هدف قرار دادن زیرساخت‌های ایران، سیاستی است که هم با خواست بخش بزرگی از مخالفان جمهوری اسلامی همخوانی دارد و هم بیشترین شانس را برای دستیابی به یک ایران آزاد، باثبات، صلح‌طلب و همکار با جامعه جهانی فراهم می‌کند. این مسیری است که نه تنها به سود مردم ایران، بلکه به سود امنیت، ثبات و منافع بلندمدت آمریکا، اسرائیل و کل منطقه خواهد بود. @iraneazadvaabad @isargaran_pahlavi

ترامپ، هدف را اشتباه گرفته است یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات راهبردی دولت دونالد ترامپ این است که تصور می‌کند جمهوری اسلامی را می‌توان با همان الگویی که برای کشورهایی مانند ونزوئلا به کار گرفته شد، به تسلیم واداشت؛ یعنی با تشدید فشارهای نظامی و اقتصادی و نابودی زیرساخت‌های حیاتی، حکومت را به نقطه فروپاشی رساند. اظهاراتی مانند «آن‌قدر حمله می‌کنیم تا تسلیم شوند» یا «پل‌ها و نیروگاه‌ها را می‌زنیم تا دیگر توان بازسازی نداشته باشند» بر همین فرض استوار است. اما این تحلیل یک تفاوت بنیادین را نادیده می‌گیرد: جمهوری اسلامی، ایران نیست. جمهوری اسلامی یک اقلیت ایدئولوژیک و سازمان‌یافته است که نزدیک به پنج دهه است کشوری ۹۰ میلیونی را به گروگان گرفته است. بقای این حکومت هرگز به رفاه مردم وابسته نبوده است. تجربه چهار دهه گذشته نشان داده که برای این رژیم، فقر، تورم، قطع برق، نابودی اقتصاد، مهاجرت نخبگان و حتی جان شهروندان، تا زمانی که ماشین سرکوب و ساختار قدرت حفظ شود، هزینه‌ای قابل قبول است. به همین دلیل، نابودی نیروگاه‌ها، پل‌ها، پالایشگاه‌ها و سایر زیرساخت‌های ملی، جمهوری اسلامی را به زانو درنخواهد آورد؛ بلکه مردم ایران را تضعیف خواهد کرد. رژیمی که امروز نیز مسئولیتی در قبال زندگی اکثریت مردم احساس نمی‌کند، پس از تخریب زیرساخت‌ها نیز منابع باقی‌مانده را صرف حفاظت از نیروهای امنیتی، نظامی و حامیان خود خواهد کرد. هزینه اصلی این سیاست را نه رهبران جمهوری اسلامی، بلکه میلیون‌ها ایرانی خواهند پرداخت که خود قربانی این حکومت هستند. اشتباه بزرگ‌تر آن است که این راهبرد، اهرم فشار را نیز اشتباه انتخاب کرده است. جمهوری اسلامی برای ادامه حیات خود به رضایت مردم وابسته نیست؛ بلکه سال‌هاست از مردم ایران به عنوان سپر انسانی استفاده می‌کند. هرچه فشار بر زندگی مردم بیشتر شود، حکومت تلاش می‌کند آن را به «دشمنی خارجی» نسبت دهد، فضای امنیتی را تشدید کند، مخالفان را با برچسب «همکاری با دشمن» سرکوب کند و از احساسات ملی برای افزایش انسجام درونی خود بهره‌برداری کند. در چنین شرایطی، تخریب زیرساخت‌ها نه تنها حکومت را تضعیف نمی‌کند، بلکه ابزار تبلیغاتی تازه‌ای برای بقای آن در اختیارش قرار می‌دهد. این سیاست حتی از منظر منافع آمریکا و متحدانش نیز نتیجه‌ای معکوس خواهد داشت. امروز میلیون‌ها ایرانی، جمهوری اسلامی را مسئول اصلی بحران‌های کشور و بی‌ثباتی منطقه می‌دانند و می‌توانند طبیعی‌ترین متحدان غرب و اسرائیل برای ایجاد صلح و ثبات در خاورمیانه باشند. اما اگر همین مردم شاهد نابودی زیرساخت‌های کشورشان باشند، اعتماد آنان به غرب به شدت آسیب خواهد دید. در نتیجه، غرب بزرگ‌ترین سرمایه راهبردی خود در ایران را از دست خواهد داد؛ یعنی ملتی که می‌تواند شریک طبیعی آن در آینده منطقه باشد. اگر هدف واقعی، پایان دادن به تهدیدهای جمهوری اسلامی، توقف صدور تروریسم و بی‌ثباتی و پایان دادن به بحران‌های منطقه است، راه‌حل از ویران کردن ایران نمی‌گذرد. کشوری که باید نجات یابد، ایران است؛ نه اینکه برای شکست یک حکومت، خودِ کشور قربانی شود. نابودی زیرساخت‌های ملی فقط بازسازی ایران پس از جمهوری اسلامی را دشوارتر، طولانی‌تر و پرهزینه‌تر خواهد کرد و آینده نسل‌های بعد را نیز به مخاطره خواهد انداخت. سیاست درست، تغییر رفتار جمهوری اسلامی نیست؛ پایان دادن به حاکمیت جمهوری اسلامی است. هر راهبردی که رژیم را حفظ کند اما ملت ایران را تضعیف نماید، در نهایت به سود همین حکومت تمام خواهد شد. بنابراین، غرب باید به جای سرمایه‌گذاری بر سیاست‌هایی که هزینه آن را مردم ایران می‌پردازند، بر حمایت از یک گذار سیاسی و تقویت آلترناتیوی متمرکز شود که بتواند کشور را با کمترین هزینه از این بن‌بست تاریخی خارج کند. در این چارچوب، شاهزاده رضا پهلوی به عنوان شناخته‌شده‌ترین و معتبرترین چهره اپوزیسیون ایران، می‌تواند نقشی محوری در هدایت دوران گذار و ایجاد اجماع ملی ایفا کند. به رسمیت شناختن نقش او در روند گذار، به جای هدف قرار دادن زیرساخت‌های ایران، سیاستی است که هم با خواست بخش بزرگی از مخالفان جمهوری اسلامی همخوانی دارد و هم بیشترین شانس را برای دستیابی به یک ایران آزاد، باثبات، صلح‌طلب و همکار با جامعه جهانی فراهم می‌کند. این مسیری است که نه تنها به سود مردم ایران، بلکه به سود امنیت، ثبات و منافع بلندمدت آمریکا، اسرائیل و کل منطقه خواهد بود. @iraneazadvaabad @isargaran_pahlavi

فشار زندگی، دشمنان منطقه‌ای و شرط ساده رفراندوم مردم ایران دیگر فقط زیر فشار نیستند؛ سال‌هاست که له شده‌اند. اقتصادشان ویران، آینده‌شان مبهم و حس اسارت در زندگی روزمره‌شان جا خوش کرده است. این وضعیت تصادفی نیست. کشورهای منطقه و قدرت‌های خارجی مستقیماً به ادامه‌ی این وضعیت کمک می‌کنند. عربستان، قطر، ترکیه و پاکستان هرکدام به نوبه‌ی خود ثبات ایران را قربانی کرده‌اند. رقابت‌های قدرت و وابستگی‌شان به بازیگران بزرگ‌تر باعث شده سیاست‌هایی پیش بگیرند که تنش را بیشتر می‌کند. منافع مردم ایران برایشان بی‌اهمیت است. هر جا لازم باشد فشار را بالا می‌برند. جی‌دی ونس هم در تیم ترامپ نقش روشنی دارد. مواضعش عملاً راه هر کمک واقعی نسبت به ایران را بسته است. اگر واقعاً برای مردم ایران اهمیتی قائل‌اند، شرط ساده‌ای وجود دارد: رفراندوم آزاد. فقط همین. مردم خودشان تصمیم بگیرند. اما حقیقت این است که رفراندوم آزاد خیلی از معادلات فعلی را به هم می‌زند. منافع قدرت اجازه نمی‌دهد اراده‌ی مردم حرف آخر را بزند. ترامپ هم اگر ایران برایش مهم نیست، چرا با حرف‌های دوپهلو و نمایشی، اعتبار آمریکا را هم زیر سؤال می‌برد؟ منافع شرکت‌های تسلیحاتی و انرژی همیشه جلوتر از هر دغدغه‌ی انسانی قرار می‌گیرد. رفراندوم واقعی می‌تواند بن‌بست را بشکند، اما تا وقتی منافع قدرت بر خواست مردم بچربد، فشار و تنش فقط شدیدتر می‌شود. ورود پهلویسم به صحنه‌ی قدرت و بازسازی هویت ملی، وحشت آشکاری در میان کشورهای اروپایی و آمریکا ایجاد کرده است. این ترس خودش مدرک است که مردم ایران مسیر درست را یافته‌اند؛ مسیر اعتلا و بازگشت به دوران شکوه. رضاشاه کبیر ایران را از قهقرا نجات داد، راه‌آهن ساخت، ارتش مدرن ایجاد کرد و کشور را به سوی پیشرفت برد. دوران پهلوی‌ها نماد مدرنیته، عظمت تاریخی و پیشرفت ایران بود. شاهزاده رضا پهلوی به عنوان ناجی امروز، راه پدرانش را ادامه می‌دهد و مردم را به سمت آزادی و شکوه هدایت می‌کند. شاه همیشه جاوید است. عافیت‌طلبان داخلی و مخالفان پهلوی، با سکوت یا همکاری، مانع اصلی پیشرفت و رهایی هستند. این فرصت‌طلبان فقط به منافع شخصی خود فکر می‌کنند و از سقوط حکومت فعلی هراس دارند. نقد شدید به این عافیت‌طلبان ضروری است؛ آن‌ها با ژست‌های روشنفکری جلوی اراده‌ی واقعی مردم ایستاده‌اند. بخش بزرگی از جهان سودش را در بدبختی مردم ایران می‌بیند. به همین خاطر است که این‌قدر دست و پا می‌زنند تا حکومت آخوندها سقوط نکند. رهایی و پیشرفت ایران برای خیلی‌ها ضرر است، نه منفعت. مردم ایران حق دارند خودشان سرنوشت‌شان را رقم بزنند. رفراندوم آزاد کمترین مطالبه‌ای است که می‌تواند بخشی از این فشار را کم کند و راه بازگشت به جایگاه تاریخی ایران را باز کند. تا وقتی این حق به رسمیت شناخته نشود، نقد صریح به سیاست‌های منطقه‌ای و بین‌المللی که مردم را گروگان گرفته‌اند، ضروری و اجتناب‌ناپذیر است. ایران مال مردمانش است. زنده باد پهلوی، زنده باد ایران آزاد! پاینده ایران جاوید شاه امیر موحد رزمنده جنگ ایران و عراق #پایان_جمهوری_ننگین_اسلامی #ایران_را_پس_میگیریم @AM_Movahed @isargarn_pahlvi

حکومتی که به زیر زمین می‌خزد، فاصله چندانی با سقوط ندارد! ✍م. حسن زاده (رزمنده جنگ ایران وعراق) بزرگ‌ترین خطای یک  حکومت‌ِ اقتدارگرا، اشتباه گرفتن «بقا» با «اقتدار» است. مدت زمانی است ، مسئولین نظام جمهوری اسلامی با بافتن  آسمان، ریسمان درتلاشند  القا کنند  چون  رهبرانشان در اعماق زمین زنده هستند ،  حکومت نیز همچنان قدرتمند و برقرار است! در حالی که این دو، هیچ ملازمه‌ای با یکدیگر ندارند.! این ، سازمان ها وگروههای چریکی هستند که  برای زندگی در غار، تونل و مخفیگاهها ساخته شده اند ، درحالیکه دولت ها،  اصولاًبرای حکمرانی بر روی زمین ساخته شده اند . . یک حکومت، با میلیونها شهروند  متشکل از شبکه‌ای عظیم از نهادهای سیاسی، اقتصادی ، بانکی ، اداری، امنیتی، اجتماعی و بهداشتی ودرمانی است،  که فلسفه وجودی آن، حضور آشکار و اعمال حاکمیت در برابر مردم و دشمن است؛ نه پنهان شدن در اعماق زمین.! آن روز که پناهگاه، جای کاخ ریاست، مرکز فرماندهی و نهادهای رسمی را بگیرد و رهبران یک کشور از بیم حمله، زندگی در تونل‌های بتنی را به حضور در صحنه حکمرانی ترجیح دهند، نمیتوان  این وضعیت را «استراتژی»یا دکترین امنیتی  نامید؛ این، اعلام ورشکستگی اقتدار وحکمرانی است.! پناهگاه، وسیله نجات جان است، نه ابزار اداره یک کشور.! هیچ دولت مقتدری با «فرهنگ اختفا» ساخته نمی‌شود. دولتی که دیگر جرأت حضور در آسمان و زمین سرزمین خود را ندارد و بقای خود را در زیرِ چندین متر خاک وبتن جست‌وجو می‌کند، عملاً از جایگاه یک حکومت به سطح یک تشکیلات مخفی تنزل یافته است... تاریخ نیز بی‌رحمانه قضاوت می‌کند. تاریخ، عمق پناهگاه‌ها را ثبت نمی‌کند؛ عمق اقتدار واقعی و خدمات حکومت‌ها را ثبت می‌کند. هیچ ملتی به داشتن تونل‌های عمیق افتخار نمی‌کند؛ ملت‌ها به امنیت، آزادی، رفاه و توان دفاع از سرزمین خود افتخار می‌کنند. حکومتی که ناچار شود مرکز ثقل قدرت خود را از شهرها به تونل‌ها منتقل کند، شاید هنوز نفس بکشد، اما دیگر در قامت یک دولتِ ایستاده نیست.! اقتدار یعنی آن‌قدر بر آسمان و زمین سرزمین خود مسلط باشی که نیازی به پنهان شدن نداشته باشی.
اگر روزی حاکمان، به جای ایستادن بر فراز سرزمین، از اعماق زمین فرمان صادر کنند، این نه تصویر قدرت، بلکه تصویر هراس است؛ نه نشانه اعتمادبه‌نفس، بلکه نشانه از دست رفتن ابتکار عمل است!
و شاید تلخ‌ترین حقیقت این باشد: حکومتی که روی زمین دیگر احساس امنیت نمی‌کند، پیش از آنکه خاک سرزمینش را از دست بدهد، جایگاه سیاسی و روانی خود را باخته است.
ممکن است چنین حکومتی مدتی دیگر نیز به حیات خود ادامه دهد، اما آنچه ادامه یافته، «بقای فیزیکی» است، نه «اقتدار سیاسی». از آن لحظه به بعد، هر متر که به عمق زمین فرو می‌رود، به همان اندازه از ارتفاع و هیبت سیاسی وسرمایه اجتماعی خود می‌کاهد و به سقوط نهایی خود نزدیک میشود!
@isargaran_pahlavi

Repost from راه نو🖤
ترامپ حتی بعد از زدن زیرساختها هم برنامه‌ای نداره ، اینا هم با زدن زیر ساختها سقوط نمیکنن، فقط مصیبت مردم از این که هست چند برابر بیشتر میشه. این موضوع تسلیم شدن اینا طول میکشه تا نتیجه بده . @Newwaypolitics

Repost from راه نو🖤
دیروز ترامپ دو جا مفصل درباره‌ی ایران صحبت کرد، اما حتی یک جمله‌ش هم ارزش پوشش دادن نداشت. حرفای تکراری، مبهم و گاهی هم پرت و پلا. فعلا مشخصه دنبال وقت‌کشیه. هیچ مذاکره‌ای هم جواب نمی‌ده. سر تنگه هم تفاهمی وجود نداره. فعلا قصد تشدید جنگ رو هم نداره. ترامپ، اگه تریبون ریاست جمهوری رو نداشت حرفهاش در حد یه راننده تاکسی خطی و یا پیرمردی در پارک ارزش رسانه‌ای داشت. خیلی دیگه تکرار مکررات شده چه درباره ایران چه تعرفه ها چین روسیه و اوکراین دموکراتها.... چرت محض و حوصله سر . @Newwaypolitics

Repost from راه نو🖤
نیمی از جمعیت (بیش از۲۲ میلیون نفر)در یمن به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند، سه‌چهارم جمعیت زیر خط فقر زندگی می‌کنند، ۲٫۲ میلی
نیمی از جمعیت (بیش از۲۲ میلیون نفر)در یمن به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند، سه‌چهارم جمعیت زیر خط فقر زندگی می‌کنند، ۲٫۲ میلیون کودک زیر۵ سال سوءتغذیه حاد دارند، شیوع بیماری‌های اپیدمیک بالاست: وبا همچنان تهدید عمده‌ است... -نفرین بر اونایی که شمارو چنین روی توهم سوار کردند! @Newwaypolitics

 نبرد بر سر آینده ایران؛  چرا نقد «پنجاه‌وهفتی‌ها» ضروری است؟ نبرد اصلی امروز، نبرد بر سر آینده ایران است، نه صرفاً سرنگونی جمهوری اسلامی. یکی از پرسش‌های مکرر این است که چرا در تحلیل‌ها بر نقد اصلاح‌طلبان، جمهوری‌خواهان و جریان‌هایی که در امتداد گفتمان ضدپهلوی حرکت می‌کنند، این‌قدر تأکید می‌شود؟ برخی معتقدند جمهوری اسلامی آن‌قدر ضعیف و در بحران است که دیگر نیازی به پرداختن به این اختلافات درون اپوزیسیون نیست. این نگاه ناقص است. نگرانی اصلی، ایران پس از جمهوری اسلامی است. اگر از امروز برای آن آماده نشویم، خطر تکرار فاجعه سال ۱۳۵۷ وجود دارد. «پنجاه‌وهفت‌زدگی» نه صرفاً یک نسل سیاسی، بلکه یک ذهنیت است؛ ذهنیتی ساخته‌شده از تحریف تاریخ، نفرت‌پراکنی ایدئولوژیک و روایت‌هایی که علیه پروژه دولت مدرن ایران شکل گرفت. این گفتمان از ائتلافی نانوشته میان «ارتجاع سرخ و سیاه» ، یعنی مارکسیست‌ها، حزب توده و جریان‌های چپ وابسته به شوروی از یک سو، و اسلام‌گرایان و سنت‌گرایان مخالف نوسازی پهلوی از سوی دیگر ٫ و مریدان وفادار مصدق  کینه جو پدید آمد. گروه‌هایی که با پایان قاجار بخشی از نفوذ سنتی خود را از دست داده بودند نیز به این جبهه پیوستند. نقطه مشترک آن‌ها تخریب مشروعیت دولت پهلوی بود. رضا شاه پهلوی، وطن‌پرست واقعی، در سال ۱۳۲۰ وقتی متفقین به ایران حمله کردند، قدرت را رها کرد تا کشور نابود نشود. او برای آبادانی ایران زحمت کشیده بود. اما امروز، رهبران جمهوری اسلامی حاضرند کل ایران را به گروگان بگیرند تا قدرت خود را حفظ کنند. فرق وطن‌پرست با گروگان‌گیر دقیقاً در همین‌جاست. جمهوری اسلامی، محصول همان کودتای ۵۷ ، اکنون در بحران عمیق اقتصادی، فروپاشی سرمایه اجتماعی، انزوا و فساد ساختاری گرفتار شده است. اعدام‌های وحشیانه با نعره اذان صبح ،   نماد بارز ضعف و ترس این رژیم از بیداری مردم است. اما امروز چه کسانی طناب نجات به رژیم می‌اندازند؟ بخشی از جریان‌های پنجاه‌وهفتی، آگاهانه یا ناآگاهانه، با تغییر روایت‌ها، عادی‌سازی رفتارهای حکومت، تخریب آلترناتیوهای ملی‌گرا و شعارهای به‌ظاهر جذاب حقوق بشری و جامعه مدنی، به استمرار وضع موجود کمک می‌کنند. در شرایطی که هیچ نهاد مدنی مستقل، حزب واقعی یا تشکل صنفی وجود ندارد و هر تجمعی به اتهام «تبانی علیه امنیت» سرکوب می‌شود، حرف زدن از اصلاح‌طلبی و مبارزه مدنی فریبنده است. شما با کدام نهاد، کدام مردم و کدام ابزار می‌خواهید رژیم را اصلاح کنید؟ چگونه جنایت‌ها، فقر ویرانگر و سیاست خارجی جنگ‌افروزانه را با «گفت‌وگو» حل خواهید کرد؟ رژیم مطلقاً اجازه تحقق ملزومات اصلاح‌طلبی را نمی‌دهد و مردم نیز آن را دشمن آشتی‌ناپذیر می‌دانند. نگرانی برای پس از جمهوری اسلامی فرض کنیم رژیم سقوط کند. مأموریت تمام نشده است؛ مرحله ساختن یک نظام سکولار، ملی، قانون‌مدار و توسعه‌گرا آغاز می‌شود. جریان‌هایی که مسئولیت تاریخی خود در قبال انقلاب ۱۳۵۷ را نپذیرفته‌اند، بدون نقد درونی، تلاش خواهند کرد با ادبیات مدرن وارد میدان شوند. اما همان ذهنیت گذشته ،  با لباسی جدید ،  می‌تواند بازتولید شود و مانع شکل‌گیری دولتی قدرتمند و دموکراتیک گردد. دموکراسی تنها با صندوق رأی حفظ نمی‌شود؛ نیازمند فرهنگی است که در آن قانون بر ایدئولوژی، منافع ملی بر جناح‌گرایی و حقیقت بر تبلیغات غلبه کند. جامعه بدون حافظه تاریخی، محکوم به تکرار اشتباهات است. نتیجه‌گیری روشنگری امروز، سرمایه‌گذاری برای فرداست. وظیفه ما نه تنها مبارزه با جمهوری اسلامی، بلکه جلوگیری از بازتولید فرهنگ سیاسی‌ای است که آن را به وجود آورد. نبرد اصلی، نبرد بر سر آینده ایران است؛ آینده‌ای بر پایه سکولاریسم، حاکمیت قانون، توسعه، آزادی و منافع ملی. مردم معترض ایران، شما که با شجاعت در برابر سرکوب ایستاده‌اید، بدانید که حماقت‌ها، جنایت‌ها و ضعف‌های رژیم، شتاب‌دهنده سقوط آن هستند. آینده متعلق به نسلی آگاه است که از اشتباهات گذشته درس گرفته و ایران را به سمت آزادی، پیشرفت و عزت واقعی هدایت خواهد کرد. سکوت ممنوع. زمان روشنگری و اتحاد ملی برای ساختن ایران فردا فرا رسیده است. پاینده ایران   جاوید شاه  امیر موحد  رزمنده جنگ ایران و عراق  #پایان_جمهوری_ننگین_اسلامی #ایران_را_پس_میگیریم @AM_Movahed @isargaran_pahlavi

📚 این متن ارزش چند دقیقه تأمل رادارد. ✍️ حماقت ویرانگرتر است یا شرارت؟ دیتریش بونهوفر، فیلسوف و کشیش آلمانی که به دست نازی‌ها اعدام شد، در یادداشت‌های زندان خود به نتیجه‌ای تکان‌دهنده رسید: «بزرگ‌ترین خطر برای جامعه، شرارت نیست؛ حماقت است.» اما منظور او از حماقت، کم‌هوشی نیست؛ بلکه از دست دادن توانایی اندیشیدن مستقل است. به باور او، انسانِ گرفتار تعصب، دیگر خودش فکر نمی‌کند؛ شعار را جای اندیشه می‌نشاند، هویت گروهی را بر حقیقت ترجیح می‌دهد و به بلندگوی قدرت یا ایدئولوژی تبدیل می‌شود. چنین فردی با استدلال قانع نمی‌شود؛ زیرا مسئله‌اش دانستن حقیقت نیست، بلکه دفاع از هویت و تعلق گروهی خویش است. اگر با دلیل و مدرک روبه‌رو شود، معمولاً آن را انکار یا توجیه می‌کند، موضوع را عوض می‌کند یا خشمگین می‌شود. بونهوفر می‌گوید: «فرد شرور می‌داند که بدی می‌کند؛ اما فرد گرفتار حماقت، با اطمینان از دروغ و بی‌عدالتی دفاع می‌کند و خود را برحق می‌داند. از همین رو، مقابله با حماقت از مقابله با شرارت دشوارتر است.» او در پایان هشداری می‌دهد که امروز نیز به همان اندازه معتبر است: هر انسانی، اگر تفکر مستقل را کنار بگذارد و حقیقت را فدای تعصب، قدرت یا تعلق به جمع کند، ممکن است گرفتار حماقت شود. @isargaran_pahlavi

و زمین طوری گرد است که اروپایی که تا دیروز معلم دنیا بود؛ امروز شاگرد واقعیت شده. اما شاید ندانید اگر یک پایتان را بگذارید این طرف «جهان‌وطنی» و پای دیگر آن‌طرف «امنیت ملی» به زودی مجبور به تعویض تنبان می‌شوید که شدید! چون بنا بر گزارش‌ها بیش از ۶٠ هزار نفر از مراکش ظرف ۲۴ ساعت گذشته به‌صورت غیرقانونی از مرزهای آبی و خاکی وارد اسپانیا شدند و هنوز یک روز از ورودشان نگذشته دوربین‌ها دزدی‌ها و درگیری‌های بسیار را ثبت کردند. حالا رهبران اروپایی همه ابراز نگرانی می‌کنند! همان اروپایی که رهبران باورمند به گلوبالیست و جهان‌وطنی‌اش سال‌هاست از هزاران کیلومتر آن‌طرف‌تر، برای همه دنیا نسخه اخلاق می‌پیچند؛ به این کشور می‌گویند مرزهایت را باز کن، به آن کشور می‌گویند با مهاجران مهربان‌تر باش، هر مخالفتی با سیاست‌های مهاجرتی را هم با برچسب‌های اخلاقی محکوم می‌کنند. اما حالا که بر اساس گزارش‌های منتشرشده، موج بزرگی از مهاجران از مسیر مراکش به سئوتا رسیده و اسپانیا با بحرانی جدی روبه‌رو شده است، همان دولت‌ها و همان سیاستمدارانی که دیگران را موعظه می‌کردند، ناگهان از «حفاظت از مرزها»، «امنیت ملی» و «تمامیت ارضی» سخن می‌گویند. ظاهراً وقتی بحران در خانه دیگران باشد، اسمش «انسانیت» است؛ اما وقتی به درِ خانه خودشان برسد، اسمش می‌شود «امنیت ملی». همین اسپانیا، در روزهایی که مردم ایران زیر گلوله و سرکوب بودند و پس از کشتارهای دی‌ماه در کنار جمهوری اسلامی ایستاد و فقط مانده بود مردم قتل‌عام‌شده‌ی ایران را محکوم کند که چرا کشته شدید! امروز اما خودش با بحرانی روبه‌رو شده که امنیت و سیاست داخلی‌اش را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. درس‌های تاریخ که اسپانیا و باقی دولت‌های اروپایی باید بگیرند: سیاست خارجی بدون مسئولیت و اخلاق انسانی، دیر یا زود به سیاست داخلی خودتان بازمی‌گردد و اینجاست که شما در شبکه اجتماعی ایکس، شاهد واکنش‌های «دل‌خُنکی» ایرانیان‌ به این فاجعه‌اید. شاید برایتان سوال باشد که واکنش ارزشی‌ها به هجوم مسلمانان به اسپانیا چیست؟ قاعدتاً باید خوشحال باشند که اسلام دوباره دارد اسپانیا را فتح می‌کند! اما نه. آنها فتح شهر سئوتا به دست مسلمانان را نقشه‌ی آمریکا و اسراییل می‌دانند و دلیلش را حمایت اسپانیا از جمهوری اسلامی در مواجهه با جنگ و کشتار مردم در دی‌ماه! و اما در پایان سه خطاب: یک: خطاب به آقای جی‌. دی. ونس به دقت نگاه کن. در مراکش و الجزایر نه جنگی رخ داده. نه حکومتش ده‌ها هزار نفر را کشته. نه اینترنت قطع شده. نه به قیمت اقلام خوراکی دویست درصد اضافه شده ظرف سه ماه. نه حکومت مردمش را سپر جنگِ احمقانه‌اش کرده. آقای ونس خوب نگاه کن. هفت ماه از کشتار و پنج ماه از جنگ می‌گذرد و ایرانی سر جایش محکم مانده. ویدئوی شان و شکوه مردم آبدانان را ببین و مقایسه کن با غارت امروز فروشگاه‌های اسپانیا توسط مسلمانان و یاد بگیر پیش از دهان، چشم و گوشت را کار بیندازی. دو: خطاب به سیاستمداران اروپایی در نهایت، یک حقیقت اخلاقی را هیچ سیاستمداری نباید فراموش کند که آزمون واقعی هر سیاستمدار و هر دولتی، نه در سخنرانی برای دیگران، بلکه در مواجهه با بحرانی است که به خانه خودش می‌رسد. سه: خطاب به ملت بزرگ ایران شما نمونه و الگوی جهان خواهید شد در کرامت، شکوه، رشد و توسعه، اخلاق مبتنی بر مهر و زیبایی. چنان که این تمدن کهن بر این اصول بنا شده. در دهه‌های پیش رو، ایران را الگوی موفق توسعه و اخلاق در جهان می‌کنیم. ✍#زهرا_عبدی_رمان_نویس_منتقد @Abdinovelist @isargaran_pahlavi #جبهه_رزمندگان_ایران_آزاد

#قابل_تامل 🌓 کوری و نوری ▫️او که "کوری" نامیده می شد، یک دنیا بینایی برای جهان و جهانیان آورد ... ▪️و آنکه "نوری" نامیده می شد، دنیای جهل، کوری، کری و خرافات را نمایندگی می کرد، که نتیجه ی آن، جهلِ امروزِ جامعه ماست..‌... ▫️ماری کوری، میوه ی دنیای فهم بود، ▪️و شیخ فضل الله نوری میوه دنیای جهل. ▪️▫️▫️ 👈هر بیمار سرطانی درمانش را به ماری کوری مدیون است و این شامل همه عبا ها و همه عمامه ها وآخوندها هم می شود .چون علم تبعیض ندارد 👈شیخ فضل الله نوری و ماری کوری هر دو در یک عصر می زیستند. یکصد و اندی سال پیش. این در ایران، آن در لهستان. شیخ فضل الله نوری، آن زمان که  عمامه بر سر میکوفت و کف بر دهان می اوردکه؛ ایهاالناس...! دختران خود را به مدرسه نفرستید، تا کافر و بی دین نشوند...!        👈و آنطرف...دختری که به "ماری کوری" شهرت یافت، در رشته ی فیزیک لیسانس گرفت، و کمی بعد به فرانسه کوچید، و در آنجا با فقر و نداری زیست، و به دعوت یک پروفسور، در آزمایشگاه وی مشغول به کار شد. ▪️▫️▫️ 🌓 " نوری و کوری" را باید همزمان پی گرفت. صحنه ای از این و صحنه ای از آن. در صحنه ای به تماشای ضجه ها و  و منبرها و حدیث ها و زن زن زن زن کردن های شیخ فضل الله نوری بنشینیم، و در صحنه ی دیگری به تماشای تحصیل و تحقیق "ماری" در دانشگاه و آزمایشگاه و فیزیک و فرمول و لوله های آزمایشگاهی و مواد و خواص! 🌓"نوری" را تجسم کنید؛ که زن را با استناد به آیات و احادیث و روایات در همان دخمه های ذلت تاریخی اش، به زیر گِل می برد، زن را نصف مرد می داند و "کوری" را ببینید که در آزمایشگاه ساده و محقرانه اش، کم کم به کشفی سترگ دست می یابد که زن ومردوهمه بشریت،همه ی تاریخ و  همه ی آینده، مدیونِ اوباشد 🌓 "نوری" بخاطر فریاد های نادانی اش ، از پله های دار و کشت و کشتار بالا رفت، و "کوری" دو بار از پله های آکادمی نوبل برای دریافت دو جایزه ی نوبل... و آنطرف ماری کوری، که از این باورهای بی پایه  رهیده و رها بود، و فراتر و جلوتر از میلیاردها مرد، پرچمداری شد، برای گسترشِ علم و رشد و سلامتِ بشریت. 👈دنیای علم و جهان بشریت، بنیان عکسهای رادیولوژی و خواص گسترده ی رادیو اکتیویته را مدیون "ماری کوری" است. و امروز اگرچه همفکران نوری ، قدرت و زمامداری ایران ما را در دست دارند و دارند روز به روز کشور را به سوی نابودی می کشانند، نام شیخ فضل الله نوری را بر روی خیابان‌ها و میادین کشور گذاشته اند وراه ورسم اورا در ترویج خرافه و ضدیت با توسعه و رفاه انسانها پی میگیرند ،اما خوشبخنانه نسل آگاه امروز بزودی طومار این ارتجاع و عقب ماندگی وظلم وجنایت را درهم میپیچد✊ @isargaran_pahlavi

یعنی خدا دلش برای من نسوخته که پناه تو بشه که به دست قاتلان و جنایتکاران این رژیم منحوس نیفتی😭با سختی بزرگت کردم به این سن ر
یعنی خدا دلش برای من نسوخته که پناه تو بشه که به دست قاتلان و جنایتکاران این رژیم منحوس نیفتی😭با سختی بزرگت کردم به این سن رسوندم اما بیشرفها تورو شکنجه‌ها دادن و تیرخلاص زدن😭خدایا اگر آه دلم اگر زجه هایی که میکشم گریبان خودشون و خانواده های حرومیشون رو نگیره به بودنت شک می کنم و بهت برنمی‌گردم😭 #فرزندایران_و_جان_فدای_میهن #سرداربختیاری #جاویدنام_امیرمحمد_حاتمی😭 ۱۸ساله @isargaran_pahlavi

یادتونه گرین کارت توله معصومه ابتکار و زنشو باطل کردن؟ الان بردنشون یه مرکز توی تگزاس، زنش گفته غذای مرکز قابل خوردن نیست و چراغا هم همیشه روشنه :)) فعلاً یه قاضی فدرال جلوی اخراجشونو گرفته تا پرونده دوباره بررسی بشه. هزارپدرا حاضرن این همه بدبختی بکشن، وکیل بگیرن، ولی برنگردن به جهنمی که ننه‌ش و امثال مادر هرزش برای مردم ساختن. طنز تلخ ماجرا اینجاست که حاضرن توی بدترین زندان آمریکا باشن اما به اون کثافتدونی که ننه باباهاشون برای ۹۰ میلیون ایرانی درست کردن برنگردن

واشینگتن‌پست: ترامپ نباید به توصیه‌های جی‌دی ونس درباره جمهوری اسلامی عمل کنه. به نوشته این روزنامه، تهران از مذاکرات برای خرید زمان استفاده میکنه و آمریکا باید فشار نظامی و اقتصادی بر جمهوری اسلامی رو ادامه بده و از ازسرگیری عملیات علیه ایران عقب‌نشینی نکنه.