مَهخوربانو‟
前往频道在 Telegram
🔴 واپسین ستارهٔ خاندان | بهزودی 🔴 نویسندهٔ «واپسین ستارهٔ خاندان» «آواز زِرهها و زُلفها» | «منظومهٔ مِهر و مَه» «خورشیدِ درون، مهتاب بر کمان» 🌞🌙🏹 ارتباط: @mahkhorbanoobot راحت تریم اینجا: https://t.me/+Fxk1tMnH0WQxNmM0
显示更多未指定国家未指定类别
264
订阅者
-224 小时
-1067 天
+2230 天
帖子存档
264
هرچه داروم قربونت، غیر تفنگوم، گلوم ای یار، گلوم ای گل.. تا خیالت اگرم، رهی کنم زی، چی خسرو ویر گل تا قصر شیرین گلوم ای یار گلوم ای گل
264
آواز زره ها و زلف ها#بخش_بیست_چهارم نوبت بعدی فرا رسید و من، گامزنان به سوی جای پیشین خویش، ناگهان به فرمان احساسی ناآشنا ایستادم؛ گویی نیرویی کهن از ژرفای جانم مرا فرا میخواند. بازگشتم… و او آنجا بود. نگاههایمان در هم قفل شد؛ تالار در خاموشی فرو رفت، زمان زانو زد، و جهان، شاهد دیدار دو نسل گشت. یکی برآمده از هزاران سال پس از افسانهها، و دیگری زادهی عصری که هر ایرانی آرزو داشت در شکوه آن نفس بکشد. در آن لحظه، فاصلهها معنا نداشتند؛ ای کاش میتوانستم بند زمین را بگسلم و چون پرندهای آزاد، به سوی آغوشش پرواز کنم. به زودی...
