💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
前往频道在 Telegram
جَهِشِ دِل / آوَاِیِ گُمنَام اینجا دل میجهد تا خاموش نماند؛ آوا اگرچه گمنام است، اما حقیقتِ جان را نجوا میکند. مالک _ کانال.. آوَاِیِ گُمنَام.. آغاز فعالیت.. 1404 / 8 / 19..
显示更多伊朗139 779未指定类别
278
订阅者
无数据24 小时
-57 天
+430 天
帖子存档
این روزها آنقدر غرقِ دنیای درونی شدهام که مجالِ نیست یادی از خودم کنم!
پس در کمال خستگی برای دختری مینویسم که حضورش ملاحتِ خاصِ خود را دارد و طرز دیدش متفاوتتر از نگاههای سحطیست!
بیشتر نوشتههایت از اندوه است، از ظلم و استبداد این دنیایِ هیچ، زیباترینشان در مورد خدایی که همیشه ما را نزدِ مهربانیاش خجالتزده کرده... زیبا مینویسی بانو زیبااا.... اینکه دیدگاهات در مورد واژهی عشق پاکیزگی و تقدس خود را دارد را نمیشود انکار کرد..
میاندیشم نمیخواهی عاشق شوی، یا شاید وقوع این حادثه شیرین را زود میدانی، یا شاید ترس داری که مبادا دلببندی به احساسی که واقعاً عشق نباشد و ظاهر عشق را دارا باشد، شاید فرد مناسبی در روی زمین نمیبینی که عشقت را برایش اظهار کنی بدون ترس از شکستخوردن و پامال شدنِ غرورت!؟
حالا هرچی خیر تو و رضای حق باشد!
اما من میگویم؛
«اگر عشق نباشد، زندگی نیست، اگر درد و آتشِ عشق نباشد حلاوتِ زیستن نیست، اگر عشق نباشد احساسِ زنده بودن نیست! عشق که بیاید نمیپرسد کی هستی؟ در چه سنی قرار داری؟ راضی هستی؟ آمادگی داری؟ باید معشوقات کی باشد؟ عشق که بیاید هیچچیز را نمیپرسد همچو کودکی که نمیپرسد مرا میخواهی یا نه؟؟ قشنگ میاید مینشیند وسطِ آغوشت! عشق هم تنها و فقط به جنس متضاد، انسانهای اطراف، و و و و خلاصه نمیشود!.... انسان میتواند عاشق باشد، عاشق خدااا، عاشق باران، عاشق کتاب، عاشق لبخند، عاشق واژه، عاشق ابر، عاشق ماه، عاشق باد، عاشق زندگی و هر پدیدهی ساده...»
در آخر برایت زندگیای مهربانتر و صبری عمیقتر میخواهم تا بتوانی دخترانه زندگی کنی و استقامت را پیشه بگیری...
از احـــرار مـانــدگــار به آوا 🌸🕊️🦢
او تماشاگر چشمانی شد که غمشان را نه بر کاغذ که بر جانِ خویش نگاشتند و هر نگاهشان، کتابی از اندوه بود...
#محال_بهار🍂
Repost from N/a
قلوبی که بیشترین احساس را دارا هستند، همانقدر بیشتر خسته میشوند!
#احرار_ماندگار
برای او جنگیدم؛
و در همان نبرد، بیآنکه بفهمم، خودم را باختم....
#تپشدل..🫀
Repost from بابـــونہ | مــروه نسیمــے
هیچ وقت ندیدم که یک آدم موفق، زیبا، با دانش و…کسی را به سخره بگیرد، کم بزند یا تخریب کند.
هر چی دیدم از این یک مشت حسود و به دردنخور و به هیچجای نرسیده دیدم…
زیبا و بیرحمانه حقیقت را بیان کردی، بانو جان…حقا که عشق را باید از هوس و شهوتهای زودگذر جدا کرد؛
چون بسیاری از آدمها، احتیاجِ تنهاییِ خود را عشق نام گذاشتهاند و وابستگی را تقدیس کردهاند...عشقِ واقعی، آن هیاهوی بیمارِ تملک نیست؛
آرامشیست که حتی در نبودنِ معشوق هم، از درونِ انسان فرو نمیریزد.
بیشترِ این چیزهایی که آدمها با افتخار عشق مینامند، فقط ترسِ تنها ماندن است؛
و چه تلخ که بشر، گرسنگیِ روح و تنِ خویش را با واژهای به پاکیِ عشق آلوده ساخته است...
قلمت رسا...روح من را لمس کردی...🤝🫀
قهوهاش را که تمام کرد گفت....
چطور دیگران را این قدر خوب دلداری میدی.؟
خندیدم و گفتم: حرفهایی را میزنم، که دوست داشتم. دیگران به من بگویند....🖤🥀
در من دختری زندگی می کند، که همزمان می خواهد؛
نویسنده باشد، شاعر...
نقاش، عکاس، طراح.....
هنرمند، معلم باشد...........
اما حالا همین دختر در چهار دیواری...
خانه افتاده است، برای رفتن....
به بازار نیاز به اجازه دارد......🖤🥀
Repost from 💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
بعضیها برای ناموسِ خود از غیرت، عزت و شرف سخن میگویند؛
اما به ناموسِ دیگران که میرسند، همهچیز را به فراموشی میسپارند…
غافل از آنکه
وقتی به حرمتِ دیگری با نگاهِ ناپاک مینگری، همان نگاه، روزی در آیینهٔ دنیا
به خودت بازمیگردد…
این جهان جایِ بیحساب نیست؛ هر کارِ انسان، پاسخی دارد…هیچ حرمتِ شکستهای بینتیجه نمیماند؛
دیر یا زود، انسان نتیجهٔ عملِ خودش را میبیند...
🖤🥀
مانندِ پروانه، بیاختیار به دورِ او میچرخیدم؛
و او، چون شمعی مغرور، در اوجِ روشناییِ خویش میدرخشید، بیآنکه بداند هر نورِ زیبایی، آرامآرام چیزی را در تاریکی میسوزاند.
من مدهوشِ آن درخشش بودم؛
چنان غرقِ تماشای نورش که نفهمیدم بعضی آدمها، نه برای ماندن، بلکه برای خاکستر کردنِ سکوتِ یک روح واردِ زندگی میشوند....
#آوای_گمنام..🍃
اللّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ...
خداوند، نور آسمانها و زمین است....❤️
فصل بهار را دوست دارم…
اما مدام در انتظارم که چی وقت تمام می شود، تا از عطسهها و سرفههای پیدرپی رها شوم.....🥀
