آشوبِ نہان
前往频道在 Telegram
The Hidden Chaos Divine نسخ؛ جایی برای تکرار واژهها برای معانقهی خاطرهها! بات جهت ارتباط دوسویه برای دوستداران: @AsubeNahanbot
显示更多未指定国家未指定类别
466
订阅者
无数据24 小时
-87 天
-830 天
帖子存档
466
این ارجمند به علت کم خوابی، استرس، نگرانی، خانواده، جامعه، کشور، اطرافیان، فشار روحی و روانی، افسردگی و سایر از اعصاب و رفتار درستی برخوردار نمیباشد، از توقعات خود بکاهید و از هرگونه برخورد پرهیز فرمایید؛ کوچکترین چیزی باعث فروپاشی ارجمند خواهد شد.
466
شاید بهتر بود خداوند ما را هم مثل گیاهها خلق می کرد.
یعنی این که پایمان محکم توی زمین باشد.
آن وقت هیچکدام از این کثافت کاریهای مربوط به جنگ و مرز و این چیزها اصلا پیش نمیآمد.
📚بازمانده روز 🖊کازوئو ایشی گورو
466
جوانی ما همین بود؛ مثل کسی که آتش گرفته اگر می ایستادیم میسوختیم اگر می دویدیم بیشتر می سوختیم.
466
از غم خبری نبود اگر عشق نبود
دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟
بی رنگتر از نقطهی موهومی بود
این دایرهی کبود اگر عشق نبود
از آینهها غبار خاموشی را
عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟
در سینهی هر سنگ، دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟
بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟
دل چشم نمیگشود اگر عشق نبود
از دست تو در این همه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود...؟
قیصر امینپور
466
یک روز میتوانی کوه را جابهجا کنی،
یک روز هم میتوانی خودت را از تخت به مبل برسانی؛ هر دو بخشی از زندگیست، خودت را سرزنش نکن.
466
میدانی مشکل کجا است؟ به چیزی دل بستم که به من تعلق نداشت و به چیزی تعلق داشتم که هیچ دلبستگیای به آن نداشتم.
466
باز جمعهست و دلم تیرهتر از شام شده است
کوچهها خالی و این غربتِ من عام شده است
آسمان در غمِ خورشید به زانو افتاد
رنگِ این روز به دلتنگیِ من رام شده است
باد با گریه گذر کرد زِ دیوارِ دلَم
این غروب از غمِ تو یکسره ناکام شده است
هرچه دل بود به این لحظه سپردم اما
قصهٔ عشقِ تو پایانش اگر، وام شده است
جمعه رفت و دلِ من ماند در آن کوچهٔ خیس
که در آن یادِ تو با گریه همآرام شده است
-راوش
