آشوبِ نہان
前往频道在 Telegram
The Hidden Chaos Divine نسخ؛ جایی برای تکرار واژهها برای معانقهی خاطرهها! بات جهت ارتباط دوسویه برای دوستداران: @AsubeNahanbot
显示更多未指定国家未指定类别
466
订阅者
无数据24 小时
-87 天
-830 天
帖子存档
466
چقد چیز که دلم میخواست بشم و نشدم
چقد چیز که دلم میخواد بشم و نمیشم
چقد چیز که دلم میخواست نشم و شدم
466
دختر بودن، قصهے عجیبیست؛
قصهے روحهایے که با تمام خستگیهایشان، هنوز گوشهاے از دلشان را براے امید نگه میدارند. آدمهایے که گاهے سهمشان از زندگے، قوے بودن بوده، حتے وقتے دلشان فقط کمے آرامش میخواسته.
دخترهااز جنس نورند؛ نه چون زخم نخوردهاند، بلکه چون بلدند از میان تمام تاریکیها، راهے به سمت روشنایے پیدا کنند.
گاهے تکیهگاه میشوند، بیآنکه کسے بپرسد خودشان کجا خسته میشوند و شاید زیباترین بخش دختر بودن، همین باشد؛ اینکه با وجود تمام ناتمام ماندنها، هنوز چیزے در وجودشان به فردا ایمان دارد.
نیمچه تبریکے از طرف یکے از جنس خودتون؛ براے تمام دخترهایے که بیهیاهو جنگیدند، بیآنکه دیده شوند، روییدند و با تمام زخمهایشان،سهمے از نور شدند.روزتون مبارڪ، دخترهاے قشنگ جهان؛ 🩶
466
من درونگرا نیستم،من انتخاب میکنم کجا برونمو بگرام ولے لطفا یهویے با کسے که نمیشناسین،نگرایین؛ بنده میگرخم.
466
در نامه اش پرسيده بود: بى من خوشبختى؟
دردم تازه شد!
بال و پرم را چيده بود و از پرواز مى پرسيد...
466
همکارم که بغل دستم نشسته دید هندزفرے گوشمه صدام نکرد،تلگرام پیام داد میخوام حلیم بخرم،میخوری؟
واقعاادمایے که مجبورت نمیکنن هے این هندزفرے رو دربیارے رو دوس دارم
466
خیلے دوست داشتم توے ژانرِ «عملگرا vs کمالگرا» شرکت کنم،اما به همین یه جمله بسنده میکنم:
بیعملے،امنترین پناهگاه کمالگرایے است.
466
باز هم نشد.
نمیدانم چندبار باید با در بسته روبه رو شوم،چندبار نشد بشنوم تا بدانم زندگے ارزشش را ندارد.
ازاینکه همش باید بپذیرم خسته شدم؛
بپذیرم نمیشه،
بپذیرم نخواست،
بپذیرم نشد،
بپذیرم شرایط بده،
بپذیرم دوسم نداشت.
466
رڪ بگویم از همه رنجیدهام،
ازغریب و آشنا ترسیدهام،
بیخیالِ سردے آغوشها
من به آغوش خودم چسبیده ام.
466
موهام دیگه خیلے قضیه رو جدے گرفتن
خطاب به موهاے عزیزم:یه لحظه نریز برات توضیح میدم اونجور که فکر میکنے نیست!
466
فریدونِ فرّخ،فرشته نبود
ز مُشڪ و ز عنبر سرشته نبود
ز «داد» و «دَهِش» یافت او نیکویی
تو داد و دهش کن،فریدون تویی...
