ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

آشوبِ نہان

آشوبِ نہان

前往频道在 Telegram

The Hidden Chaos Divine نسخ؛ جایی برای تکرار واژه‌ها برای معانقه‌ی خاطره‌ها! بات جهت ارتباط دوسویه برای دوستداران: @AsubeNahanbot

显示更多
未指定国家未指定类别
466
订阅者
无数据24 小时
-87 天
-830 天
帖子存档
مثل یک معجزه‌ای علت ایمان منی همه هان و بله هستند و شما جان منی!

چقد چیز که دلم میخواست بشم و نشدم چقد چیز که دلم میخواد بشم و نمیشم چقد چیز که دلم میخواست نشم و شدم

در حال پروپوزال نویسی.🦦
در حال پروپوزال نویسی.🦦

ببخشید شما تاریخ امروزید؟ آخه ⁦۱۰/۱۱⁩ اید.
ببخشید شما تاریخ امروزید؟ آخه ⁦۱۰/۱۱⁩ اید.

دختر بودن، قصه‌ے عجیبی‌ست؛ قصه‌ے روح‌هایے که با تمام خستگی‌هایشان، هنوز گوشه‌اے از دلشان را براے امید نگه می‌دارند. آدم‌هایے که گاهے سهمشان از زندگے، قوے بودن بوده، حتے وقتے دلشان فقط کمے آرامش می‌خواسته. دخترهااز جنس نورند؛ نه چون زخم نخورده‌اند، بلکه چون بلدند از میان تمام تاریکی‌ها، راهے به سمت روشنایے پیدا کنند. گاهے تکیه‌گاه می‌شوند، بی‌آنکه کسے بپرسد خودشان کجا خسته می‌شوند و شاید زیباترین بخش دختر بودن، همین باشد؛ اینکه با وجود تمام ناتمام ماندن‌ها، هنوز چیزے در وجودشان به فردا ایمان دارد.
نیم‌چه تبریکے از طرف یکے از جنس خودتون؛ براے تمام دخترهایے که بی‌هیاهو جنگیدند، بی‌آنکه دیده شوند، روییدند و با تمام زخم‌هایشان،سهمے از نور شدند.
روزتون مبارڪ، دخترهاے قشنگ جهان؛ 🩶

‏من درونگرا نیستم،من انتخاب میکنم کجا برونمو بگرام ولے لطفا یهویے با کسے که نمی‌شناسین،نگرایین؛ بنده می‌گرخم.

هوا يجوريه هرچى ميپوشے اشتباهه ولے با استناد بر پاییز سلام بر هودے.

در نامه اش پرسيده بود: بى من خوشبختى؟ دردم تازه شد! بال و پرم را چيده بود و از پرواز مى پرسيد...

+1
The End of Lionel Messi⚽️

همکارم که بغل دستم نشسته دید هندزفرے گوشمه صدام نکرد،تلگرام پیام داد میخوام حلیم بخرم،میخوری؟ واقعاادمایے که مجبورت نمیکنن هے این هندزفرے رو دربیارے رو دوس دارم

خیلے دوست داشتم توے ژانرِ «عمل‌گرا vs کمال‌گرا» شرکت کنم،اما به همین یه جمله بسنده می‌کنم: بی‌عملے،امن‌ترین پناهگاه کمال‌گرایے است.

برید دنبال علاقتون بقیه چیزا خودش میاد

باز هم نشد. نمی‌دانم چندبار باید با در بسته روبه رو شوم،چندبار نشد بشنوم تا بدانم زندگے ارزشش را ندارد. ‏ازاینکه همش باید بپذیرم خسته شدم؛ ‏بپذیرم نمیشه، ‏بپذیرم نخواست، ‏بپذیرم نشد، ‏بپذیرم شرایط بده، ‏بپذیرم دوسم نداشت.

بناے هستے دپرسانه هست.

رڪ بگویم از همه رنجیده‌ام، ازغریب و آشنا ترسیده‌ام، بیخیالِ سردے آغوش‌ها من به آغوش خودم چسبیده ام.

موهام دیگه خیلے قضیه رو جدے گرفتن خطاب به موهاے عزیزم:یه لحظه نریز برات توضیح میدم اونجور که فکر میکنے نیست!

شهر در خواب فرو رفته و من بیدارم برسانید کز غم او بیمارم

sticker.webp0.03 KB

کاش یڪ لحظه شوم کودڪ و خوابم ببرد بلکه این غم خسته ز جانم برود

فریدونِ فرّخ،فرشته نبود ز مُشڪ و ز عنبر سرشته نبود ز «داد» و «دَهِش» یافت او نیکویی تو داد و دهش کن،فریدون تویی...