غزلنامه
关闭频道
«من غزل هستم، دختری که واژهها از چشمانش متولد میشوند.» ناشناسمون: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8969478777
显示更多未指定国家未指定类别
293
订阅者
+124 小时
-47 天
-2430 天
帖子存档
293
اگه بعد تو عاشق بشم چی..؟
آدم سابق بشم چی؟
اگه دیگه هیچ وقت برنگشتم؛
خنده هام یادت نرفت چی؟
شد حالم من بهتر از این چی؟
یعنی تو فکرم اصن نیستی!
293
مدت هاست معادله دلم یک مجهول دارد.. پرانتز های ذهنم باز ماندهاند و من پاسخی برایشان ندارم.
چون علامت سوال به همه مینگرم و در همه به دنبال x از دست رفته خود میگردم. هر نالایقی را جایگزین یار از دست رفته خود کردهام و در آخر به پوچی و صفر رسیدم.ریشههایم چیزی جز صفر ندارند و آخر صفحه رسیدم اما برای این معادله هنوز جوابی نیافتم.
هیچ اعداد و توانی جایگزین x از دست رفته من نیستند. حتی اگر قدر مطلقشان راهم گیرم بازهم به مثبتی و پاکی تو نخواهند رسید. معادله وجودی من ناخودآگاه پسشان میزند.
دیگر تاب و توانی نمانده.
جمعهایم کفایت نمیکند و تفریقهایم از وجودم میکاهند.
ضربهایم به صفر میرسند و تعریفی برای تقسیم این بیعدالتی در دلتنگی ندارم.
تو نیستی؛ و دیگر حتی مشتق عاشقانههایم هم پیوسته نیست.
حتی حد عشقم را گرفتم، اما باز هم به بینهایت دلتنگی میل میکند.
دیگر کافیست. به پایان رسید این دفتر، سکوت در دلم همچنان باقیست. معادله ها حل نشدنیست. پاسخ ها در گزینههای نیست. گمگشته و ناامیدم. چو دانش آموزی که سالها درس خوانده اما کنکور درس اشتباهی را داده.
برگرد عزیز از دست رفته من. قبل از اینکه بازه دلم پر شود از xهای تعریف نشده.
بیاxجانم. بیا تا باهم به معادلههایمان معنا بخشیم.
این معادله با تو معنا دارد. بیتو در نهایت، به یک جواب میرسم... صفر.
همان پوچی مطلق که بزرگتر و کوچکتر نمیشناسد.
برگرد قبل از اینکه تمام زندگیام به «مجموع تهی» تبدیل شود.
✍🏻به قلم غزلچشمی
293
ببینید من چون متن عاشقانه غمگین مینویسم دلیل بر این نیست که آدمیام که شکست عشقی خوردم و غمگینم و اینا داستان زندگی منه...
هیچ هم اینطور نیست.
نویسندگی یعنی قصه خیال.
یعنی بنویسی از هر ایدهای که میاد توی ذهنت و دغدغه و داستان این روزهای مردمه.
این داستانها و دلنوشته و بداههها ارتباطی به زندگی شخصی خودم و شخصیتم نداره!
هر نویسندهای قلم خاص خودش رو داره.
قلم بنده هم اینجوریه دیگه...
293
چه فکری باعث میشه چاییت سرد شه؟
چه فکری باعث میشه سیگارت دود شه؟
تو کامنتا بگید میخونم...
293
من میرم، و بعد از من
هیچ عطری، هیچ آغوشی،
گرمای من و نداره.
و تو دیر میفهمی
نبودنم، از تمام بودن هام سردتره.
✍🏻_غزلچشمی
293
صبر کن باران بگیرد میروم
یا که پایم جان بگیرد میروم
صبر کن من بغض دارم اندکی
گریه ام پایان بگیرد میروم
293
چی باعث میشه دوباره بهش فکر کنی و دلتنگش بشی؟
https://www.threads.com/@its_gh_ch/post/DQpZ6vNCF61?xmt=AQF0WYSETLeLCHlnmk3fDkLm8v7losGe9pQUJf_jdHNFVgVNO8e2mkCxRjHo8Vi7kfvbLm8&slof=1
293
یه جا خوندم نوشته بود کسانی که عکس معشوقه خود را نبوسیده اند هرگز عاشق نشده اند!
چقدرحقِ
