نوشین شادفام
前往频道在 Telegram
روز نوشتههای من @Shadfam حرف یا گفتنی داشتید👆 لینک ناشناس من https://t.me/BoldChat_Bot?start=sec-iejijaefji
显示更多未指定国家未指定类别
315
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-930 天
帖子存档
315
نه نه کانال من پل سرخ است...
کانال من شرنگ شرنگ دلنواز صدای چوری یک دخترگ است
کانال من فاصله بین گردن و گردنبند یک کد بانو هست
کانال من به زیبایی صدای هی هی یک چوپان، چیغ چیغ گنجشک ها، و بع بع گوسفندان است
کانال من زیبایی و قدامت یک بامیان هست
کانال من شبیه یک خانه امن در پایان یک دهکده است
کانال من فاصیله بین صلصال و شمامه هست
کانال من همانند گل فروشی نوربند آغیل در انتهای یک خیابان است
و...
315
ریس جمهور کشور از دست ما ملت فرار میکنه با آن همه ارتش و نیرو... توماس که چیزی نیست😂😅
غم آخر تان باشد کسانی که در این شرکت دوپه گری کار میگردین😄😁
315
میگه توماس هم با سرپایی فرار کرد .
مره یکی گفت دوصد دالر من میدم متباقی اش را خودت بده بیا زیر مجموعه ام شو .
گفتم بیدر اگر همگی اش را خودت بدهی هم من خوده سرگردان نمی کنم .
یک رفیقم یک ماه قبل با تمام اعضای خانواده اش یک لک و بیست هزار افغانی به این برنامه پرداخته لعنت به بیکاری و لعنت به سادگی 💔💔
315
کانال من شبیه دهافغانان و سرای شمالیست از شما شبیه وزیر اکبرخان و شهرنو.
من و شما فرق داریم.
315
به شانس و قسمت اعتقادی ندارم. هر جا که میتوانستم زورم را زدم. زیادی خوشبین بودم. فکر میکردم شرایط از جایی بدتر نخواهد شد.
شد.
و حالا تقاص این را باید پس بدهم که جاهای که میتوانیستم کاری کنم نکردم.امسال فهمیدم که خیلی وقت ها نباید بخاطر اطرافیان نزدیک به خودیمان از اهداف مان دست بکشیم حتی اگر روزی مجبور شویم... در آخر فقط خود ما هستیم که با حسرت به زندگی این و آن نگاه میکنیم و خودیمان را یک آدم شکست خورده ای بیش نمیبنم. و هزاران کار دیگری که کردم و نشد...
و حالا من هستم و فردای که نمی دانم چه خواهد شد
به هر حال
نوش جانم. خوب و بدش با هم.
315
شاید شادی اتفاقی در حال وقوع است که از شدت سادگی برایم قابل درک نیست.
شاید آنقدر به نبودش عادت کردهام که بودنش دیگر برایم تعریفپذیر نیست.
315
جنگ حتی به خوابهایم راه پیدا کرده است
تانکها پشت پلکهایم راه میروند
آتش به مدرسهٔ ما رسیده است.
نقاشی دوستانم
نیمکت
دیوار
و تخته، سیاهتر از همیشه است.
جنگ حتی به خوابهایم راه پیدا کرده است
من از اخبار جنگ وحشت دارم
من از گرگ ها وحشت دارم
من از تاریکی وحشت دارم.
من؛ کودک فلسطینی
من؛کودک سوری
من؛ کودک عراقی
من؛ کودک افغانستانی
و میترسم
حتی در خواب
جنگ، مادرم را از من بگیرد.
#مرتضی_محمدی
315
بی انصافی نیست؟؟؟
دوستم که امریکا رفته. هفته پیش عکس نان چاشت یا به قول خودش Lunch Food خوده پست کده بود. داخل بشقاب چهار قاش بادرنگ یک دانه تخم مرغ نصف بادنجان رومی و یک الغه نان پره کی بود. کنار بشقابش یک گیلاس آب و یک قاشق هم بود. باور کنید عکسش سه صد و هشتاد پنج لایک گرفته بود
اما اینجا اگر در هوتل انترکانتیننتال هم که باشیم. به جای تخم مرغ خود مرغ یک کیلو بادرنگ و نیم کیلو رومی هم باشه. عکس بگیریم و پست کنیم از هفتاد لایک زیاد گرفته نمیتانیم.
مچم که خارج چه بلا است😂🤣😁
315
امروز متوجه شدم که من چقدر از دنیایی زنانه ام فاصله گرفته ام؛
در جمع هم سن وسالان خودم بودم همه از مدل های جدید لباس و... قصه داشتند تلفن های شان را می بینی پر است از عکس های آرایش و لباس های مد
ولی من دختر نوزده ساله شبیه پیر زن های از دنیا بی خبر حتی اسم مدل ها برایم نا آشنا است نمیدانم این نشانه بد است یا خوب ولی برای یک زن اسف ناک است که دنیایش سیاه و سفید شده باشد.
نمی دانم چه دیو زده مره خدایی😔.
315
فروغ فرخزاد یکجا گفته:
«هیچ چیز راحتم نمیکند. نه دریا، نه آفتاب، نه درختها، نه آدمها، نه فیلمها، نه لباسهایی که تازه خریدهام. نمیدانم چه کار کنم. بروم و سرم را به درختها بکوبم، داد بزنم، گریه کنم؛ نمیدانم.»
اینروزها شدیدا باهاش احساس همذات پنداری میکنیم، ماهم نمیدونم چیکار کنیم...
