"دخترِ شعر"
前往频道在 Telegram
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
显示更多未指定国家未指定类别
461
订阅者
+1024 小时
+267 天
+18130 天
帖子存档
462
سوز عشقی ست که در خلوت جانم کردم
آتشی سوخت و من شعله آن کم کردم
تو مرا بردی از آن خانه که آرامش بود
بهر غوغایی که در بازدمم دم کردم
چشم تو آینه ای بود و مرا با خود برد
در نگاهت گم شدم ، چشم تو را نم کردم
گفته بودی که وفا میکنی و می مانی
رفتنت باعث این شد کمرم خم کردم
رفتی و بعد تو فهمیدم از آن عشق چه ماند
جز غمی که در میان سینه ام گم کردم
خواستم خاطره ات از دل خود بربکنم
خاطرت خون به دلی شد که به نامت کردم
سجاد
462
"موزیک بفرستید
شعر بفرستید
بزارم چنل
بخونیم
گوش بدیم..
در آخرین جمعه تابستون"🕊
https://t.me/SendHarfBot?start=a034fc05bfa3
462
جواب هیچ کس نمی دم
نه به کسی پیام میدم
واقعا همین قدر خستهام و ذهنم متلاشی:/
بلد نیستم حرف بزنم
بیرون نمیرم که حرف نزنم...
یک منزوی شدم
در پی آرامش بعد از طوفان
