[بــی نــٰـازنــین ۱۴🤍⚖️]
前往频道在 Telegram
دلباخته: شعر؛هنر؛قانون ⚖️🐬 گویمنیو میدویدرحکمچوگانمن درپیتوهمیدومگرچهکهمیدوانمت🦋🌿 سخنی،حرفی،نکتهای؟ ناشناس: https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-hiiehbidaj
显示更多未指定国家未指定类别
233
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
✓مسیر طولانی، صبر طولانی میطلبه!
گزارشها و مستندات روزانه، هرچند ممکن است تکراری و در ظاهر کسلکننده باشند اما نقش مهمی در ارزیابی عملکرد بلندمدت دارند.
طبیعی است که نوساناتی در عملکرد روزانه وجود داشته باشد؛ پذیرش این نوسانات، کلید رهایی از کمالگرایی افراطی است.
بدون آگاهی از روند پیشرفت، موفقیت در برنامهریزی و اجرای گامهای بعدی دشوار خواهد بود.
تفاوتِ میانِ «ضمانِ عهدهٔ ثمن» و «ضمانِ ثمن»،
اگرچه در ظاهر تنها در چند واژه است، اما در معنا، فاصلهای است میان دو منزل از یک راه: هر دو در یک مسیرند، امّا مقصدشان یکی نیست.
در «ضمانِ عهدهٔ ثمن»، ضامن نه پاسدارِ خودِ ثمن، بلکه نگهبانِ حقّانیتِ معامله است. او در کنارِ فروشنده میایستد و تعهّد میکند که اگر روزی مبیع، «مستحقّ للغیر» از کار درآمد ـ یعنی ملکِ دیگری بود و پایهٔ معامله بر آب بنا شده بود ـ زیانی را که بر خریدار رفته است جبران کند؛ و ثمنی را که فروشنده «من غیر حق» دریافت کرده، از جانب او بازگرداند. این همان است که قدما از آن به «ضمانِ دَرَک» تعبیر کردهاند؛ ضمانتی برای آنکه اگر شالودهٔ معامله فرو ریخت، خریدار بیپناه نماند.
اما «ضمانِ ثمن» حکایتی دیگر دارد: در اینجا ضامن، یارِ خریدار است، نه نگهبانِ صحّتِ معامله. او تعهد میکند که ثمن را در موعد مقرر بپردازد؛ گویی به خریدار میگوید: «اگر دستت نرسید، دستِ من خواهد رسید.» در اینجا سخن نه از بطلانِ معامله، بلکه از ایفای بهموقعِ تعهدِ مالی است. برای روشنتر شدن معنا، بیایید مثالی فرضی بیاوریم: فرض کنید آقای «الف» خانهای را از آقای «ب» خریداری میکند، و دو دوستِ دانا و نیکنهاد، «جیم» و «دال»، نیز در کنارشان هستند. - جیم به فروشنده میگوید: «اگر بعدها روشن شد که این خانه متعلق به دیگری است و معامله باطل گردید، من ثمنی را که تو ناحق گرفتهای، به خریدار بازمیگردانم.» در اینجا جیم ضامنِ عهدهٔ ثمن است؛ نگهبانِ استواری و اصالتِ معامله. - دال اما رو به خریدار میگوید: «نگران پرداختِ ثمن نباش. اگر نتوانستی در موعد مقرر بپردازی، من به جای تو پرداخت خواهم کرد.» در اینجا دال ضامنِ ثمن است؛ ضامنِ پرداخت بهای معامله. به این ترتیب، یکی پاسدارِ بنیانِ معامله است و دیگری پشتیبانِ ایفای وعدهٔ پرداخت.
داشتن و شکر بابت چیزایی که داری یه جور آرامشه که دیر بهش میرسیم، چون بیشتر وقتا چشممون دنبال چیزاییه که نداریم و یادمون میره یه روزی برای همین چیزای سادهای که الان کنارمونه آرزو میکردیم برای یه دل آروم، برای چند آدم خوب، برای یه سقف امن، برای صبحی که دوباره از خواب بیدار بشیم آدم هرچی بیشتر زندگی میکنه بیشتر میفهمه خوشبختی همیشه توی اتفاقای بزرگ قایم نشده، گاهی توی همون نعمتهای کوچیکیه که انقدر بهشون عادت کردیم که حضورشون رو نمیبینیم تا وقتی که نباشن و شاید شکرگزاری یعنی همین، دیدنِ داشتههایی که بی صدا هر روز کنارمون نفس میکشن.
تو زندگی فقط یه تکیه گاه هست
اونم خودتونید.
به هرچی غیر از خودتون تکیه کنید آخرش زمین میخورید.
✓مطالعهی بدرد بخور چطوره؟
فهم عمیق به جای حفظیات. تستزنی مستمر برای شناسایی ضعف. مرور منظم جهت تثبیت مطالب. استراحت کافی برای حفظ توان ذهنی. اراده قوی لازمه موفقیت.
چیه این عشق که اینجوری آدمو اسیر میکنه...
نه زنجیر دارد، نه قفس. اما بال را میبُرَد بیآنکه تیغی باشد. یک نگاه میشود زندان، یک نشستن کنار هم میشود تمام بودن. آدم را میبرد به جایی که نمیداند کجاست، اما دوسش دارد. دلت را میگذارد توی دستان کسی که شاید حتی نفهمد چه گنجی دارد.
عشق یعنی رها کردن اختیار به پای حسی که اسمش را هم بلد نیستی. یعنی نخواستنِ دلیل، نداشتنِ نقشه، ایستادن توی باران و فکر کردن به آفتابِ پشت ابر.
اسیر که میشوی، دیگر نگاهت به قفس نیست. نگاهت به دستانی ست که در بست.
「_تهران_پادکست_」_–_دیالوگ،_محسن_چاووشی،هوشنگ_ابتهاج_و_شاملو_|.mp37.81 MB
❇️تفاوت اختلاس با خیانت در امانت
✅جرم اختلاس و خیانت در امانت با وجود شباهت هایی که با یکدیگر دارند ،دارای تفاوت های اساسی با یکدیدگر بوده که در ادامه به آنها می پردازیم:
مرتکب فعل:
مرتکب فعل جرم خیانت در امانت شخص عادی بوده درحالی که در خصوص جرم اختلاس می بایست مرتکب کارمند دولتی و یا مامور به خدمات عمومی باشد.
موضوع جرم:
جرم اختلاس بر خلاف جرم خیانت در امانت تنها نسبت به اموال دولتی یا سپرده شده به دولت قابل تحقق است.
برخورد مالکانه:
جرم اختلاس فقط به واسطه تصاحب قابل تحقق است برخلاف جرم خیانت درامانت که به واسطه استعمال،تلف و مفقود کردن نیز قابل تحقق می باشد .
ذی نفع:
در جرم اختلاس ذی نفع می تواند خود مرتکب یا دیگری باشد در حالی که در جرم خیانت در امانت به انتفاع شخص دیگر اشاره نشده است
اگه شرط ضمن عقد رو رعایت نکنی، حق فسخ داری؛ ولی اگه سکوت کنی و بگذری، طبق قانون «سکوت دلیل بر رضایت» محسوب میشه.
بچههای حقوقی خوب میدونند داشتن شرط، کافی نیست؛ باید به موقع اقدام کنی. در قراردادها، اِعمال حق مهلت داره؛ در زندگی، وفای به عهد هم. اگه شرط رو یادت رفت به موقع بخونی، بعداً نمیشه گریه کرد که چرا به قولش عمل نکرد. در حقوق، ترک فعل میتونه مساوی با رضایت باشه؛در زندگی، سکوت گاهی یعنی خداحافظی بیصدا. #بچههای_حقوق_خوب_میدونند
خداوندا، سپاس تو را برای نفس امروز،
برای فرصتی دوباره برای زندگی و تجربهی آنچه پیش رو داریم.🌸✨
👨⚖آموزش امروز | جرم آنی و جرم مستمر:⁉️
📚یک مبحثی که طراحهای آزمون خیلی دوست دارند همین است:
فرق «جرم آنی» و «جرم مستمر».
📙خیلی ساده بگوییم 👇
📌 جرم آنی یعنی جرمی که در یک لحظه اتفاق میافتد و تمام میشود.یعنی عمل مجرمانه انجام میشود و همانجا تمام میشود. 📗مثال: کسی یک ضربه میزند. یا یک نفر مالی را میدزدد. همان لحظه جرم کامل میشود. 📎نمونهها: ضرب و جرح سرقت توهین ✅ اینها جرم آنی هستند.حالا برویم سراغ نوع دوم.
📌 جرم مستمر جرمی است که حالت مجرمانه ادامه دارد. یعنی جرم در یک لحظه تمام نمیشود و در طول زمان ادامه پیدا میکند. 📙مثال معروف: حبس غیرقانونی اگر کسی را در اتاقی زندانی کنید، جرم فقط لحظه اول نیست؛ تا وقتی او را نگه داشتهاید، جرم ادامه دارد. 📙نمونههای مهم: حبس غیرقانونی استفاده غیرمجاز از لباس مأموران تصرف عدوانی (در بعضی تحلیلها) ✅ نکته تستی مهم در جرم مستمر، جرم تا زمانی که وضعیت ادامه دارد در حال وقوع است. 📒برای همین: • مرور زمان • زمان دستگیری • صلاحیت دادگاه میتواند متفاوت بررسی شود. 🎯 جمعبندی سریع جرم آنی → در یک لحظه کامل میشود. جرم مستمر → در طول زمان ادامه دارد. مثال حفظی برای آزمون: سرقت = آنی حبس غیرقانونی = مستمر
کریستوفر مورلی رمز موفقیت رو اینجوری شرح میده:
«هر روز چیزی رو بخون که هیچکس دیگه نمیخونه؛
به چیزی فکر کن که کس دیگهای بهش فکر نمیکنه؛
و کاری رو بکن که هیچکس جرأت انجام دادنش رو نداشته باشه.
خوب نیست که ذهنتون دائما با آدمها هم عقیده باشه...»
انگیزشی_روزانهاگه زندگی، اونجوری نیست که تو میخوای عوضش کن، زندگیِ امروز تو حاصل طرز تفکر دیروز توست، امروز "متفاوتتر فکر کن" فردا متفاوتتر نتیجه میگیری...
التزام به ایجاز و وضوح در بیان، نه عدول از مبانی است و نه تقلیل از شأن معقولات؛ بلکه اقتران سادگی با استحکام استدلال، موجب تعادل میان فن خطابه و فن حقوق میگردد. بداهت در تعبیر، هرگز به معنای سستی در مبنا نیست، بلکه عین اقربالطرق به مقصود عدالت استهمین قدر ساده😁🩶
بسیاری تـرجیـح میدهند دروغی را بپذیرند که باورهای قبلی آنها را تایید کند تا واقعیتی که امنیت ذهنی را از آنها بگیرد...
