ch
Feedback
آلـنـد

آلـنـد

前往频道在 Telegram

فرزندِ ایران و جان فدایِ میهن؛ - هرچی اومد تو ذهنم، میریزم اینجا. t.me/BluChtBot?start=Aland837

显示更多
未指定国家未指定类别
224
订阅者
-524 小时
-77 天
+730 天
帖子存档
قربونت برم🫠✨

چشم‌هایت عسلی است؛ شیرینی‌شان را زنبوران عاشقی به سرقت برده‌اند.
چه خوشگلییی🥺💘

بله‌بله:)))))

آذر + م

همه دنیام خلاصه میشه تویِ تو.

Repost from دآ
اگر مایل هستین این آلبوم (اجباری نیست) و این پیام رو فور بزنید چنلای زیباتون تا من با توجه به حس و حالی که چنلتون بهم داد یکی از عکسایی که ″خودم″ گرفتم رو تقدیمتون کنم🎞️
اگر اینجارو دوست داشتید جوین بشید اجباری نیست💘
پرایوت🫴🏻
جواب چالش : 22:00

Repost from دآ
photo content
+2

#چالش این آلبوم+این پست رو فور کنین چنلتون منم بیام ازتون پست فورکنم✨

photo content

تولدت کلیییی مبارك:)))) بهترینها برات رقم بخوره عزیزم🌱

موهای فرت، مثل خودت، زیباییش تو آزادیشه.

مبارك باشهه💛✨

چه قشنگگگهههه😭🫶🏻

دختری یک شب، درست وقتی که باید خواب می‌بود، نشسته بود لبه‌ی تخت و به پنجره نگاه می‌کرد. بیرون، شهر مثل همیشه بیدار بود؛ چراغ چند خانه هنوز روشن بود، ماشینی دوردست از خیابان گذشت و بعد دوباره همه‌چیز در آن سکوت سنگین شب فرو رفت. با خودش فکر کرد چقدر عجیب است که آدم یک روز چشم باز می‌کند و می‌بیند از آن کودکی که خیال می‌کرد بزرگسالی قرار است چه شکلی باشد، هیچ‌چیز باقی نمانده. قرار بود بزرگ که شد، دلش کمتر بگیرد. قرار بود بلد باشد با زندگی چه کند. قرار بود شب‌ها با خیال آسوده بخوابد و صبح، بدون این همه خستگی از خواب بیدار شود. اما حالا فقط چند سال بیشتر داشت و یک مشت رؤیای خاک‌گرفته که هنوز جرئت نکرده بود دورشان بیندازد. گوشی را برداشت. چند پیام خوانده‌نشده داشت. یکی را باز کرد و لبخند خیلی کوچکی روی لبش نشست؛ از همان لبخندهایی که آدم سعی می‌کند بعد از دیدنشان وانمود کند اتفاق خاصی نیفتاده. گوشی را کنار گذاشت و زیر لب گفت: «کاش همه‌چی یه روز درست بشه.» نمی‌دانست «همه‌چیز» دقیقاً یعنی چه. شاید خودش، شاید زندگی، شاید این سرزمینی که دلش می‌خواست یک روز صبح، مردمش بی‌دغدغه‌تر نفس بکشند و جوانی کردن در آن، این‌همه شبیه دوام آوردن نباشد. بعد فکر کرد شاید عشق هم همین باشد؛ همین که با وجود اینکه هنوز نمی‌دانی فردا چه شکلی است، یک نفر، یک رؤیا، یک لبخند کوچک یا حتی فکرِ روزی بهتر، آن‌قدر در دلت مانده باشد که هنوز نتوانی کاملاً از فردا دست بکشی. سرش را روی زانو گذاشت. جوانی‌اش داشت آرام‌آرام می‌گذشت و او هنوز فرصت نکرده بود آن‌طور که در کودکی خیال می‌کرد، زندگی‌اش کند. اما آن شب، برای نخستین بار فهمید شاید قرار نیست همه‌ی عشق‌ها آدم را از غم نجات دهند. بعضی عشق‌ها فقط می‌آیند تا در تاریک‌ترین سال‌های زندگی، یک چراغ کوچک روشن بگذارند؛ نه برای اینکه راه را نشان بدهند، فقط برای اینکه آدم بداند هنوز دلیلی هست که تا صبح بیدار بماند.

گفت: «کنارم بمون.» گفتم: «آدما هر جا که برن، برمی‌گردن خونه‌شون، من برمی‌گردم پیش تو.»

۷ خوشگل دیگه

این پیامو فور کنید، عددی که رندتون می‌کنه رو ذکر کنید، فور بکنم دور هم جذب بگیریم. (عدد فضایی نگید لطفا.)
ما 37 تا زیبا می‌خوایم برای 1.7 شدن.

Repost from a
https://t.me/Aland837 همیشه به یاد داشته باشید حرف های افراد خیلی وقت ها قشنگه اما قشنگ بودنش باعث نشه واقعی بودن یا نبودنش رو فراموش کنید،اول بسنجید بعد باور کنید.

تولدت مبارك، بهترین ها سهم قلبت:)))✨💛