غم سبز 🌱
前往频道在 Telegram
سبز، اما غمگین. ؛ شعرم به چکار آید ، وقتی تو نمیخوانی؟
显示更多未指定国家未指定类别
358
订阅者
-1024 小时
+77 天
+5730 天
帖子存档
371
از خانه که میآیی،یک دستمال سفید
پاکتی سیگار،گزیده شعر فروغ
و تحملی طولانی بیاور
احتمال گریستن ما بسیار است.
371
من هم بسیاری از شبها دلتنگ میشوم
عزیزِ من، اما دلتنگیام را زیر بالشتم قایم
میکنم انگار که نیست.
371
ولی فقط دلم نبود که اون را میخواست. قطره قطره خونم بود. بند بند وجودم بود. تک تک سلولهایم بودند و تنها مخالف در سراسر بدنم، مغز بیچارهام بود.
بامداد خمار
371
نوشته بود :
آدمی که دلش هزاربار شکسته و مانده، اگر
برود، ردی برای پیدا کردنش باقی نمیگذارد.
