بَعدِ سکوت؛
前往频道在 Telegram
در برابر بیمهری سرنوشت سکوت اختیار کرده بود. https://t.me/HarfChatBot?start=67c2fff79a8e
显示更多未指定国家未指定类别
565
订阅者
-624 小时
-397 天
+1230 天
帖子存档
563
کاش یه جایی بود میشد رفت امضا داد که باقی عمرمونو بدیم به کسایی که واقعا زندگی رو دوست دارن و خلاص میشدیم از این همه غم.
563
خب برای من پروفش بسته اس بخامم نمیتونم چک کنم
دیگه نیست
ولی یه قدمیمه
فاصلم باهاش یه قدم بود
ولی دیگه برای من نبود
سخته نه؟
نمیدونم
هرچی هست
خیلی بده خیلی داغون میکنه ادمو
اینکه از عشقت یه قدم فاصله داشته باشی ولی نتونی بگیریش بغل نتونی نگاهش کنی لبخند بزنی و اون مثل همیشه با لبخند جواب نگاهت رو بده
دلم تنگ شده
وای خدایا مرگ رو به من بده؛
563
فکر کردی میشینم و
واسه یه ماهی گریه میکنم
در حالی که کل دریا پیش رومه؟
بله ، درست فکر کردی
چون اون ماهیِ مورد علاقم بود.
563
اورا دوست داشتم؛
هنوز هم دوست دارم، اما با نگاهی از دور، در فاصله ای که رنجها و خاطرهها آن را حفظ کردهاند.
563
چقدر ساده فکر کردم زمان که بگذره، همهچیز تموم میشه. فکر کردم یه روز از خواب بیدار میشم و دیگه یادت نمیافتم، اما بعضی آدمها انگار از زندگی نمیرن؛ فقط از کنار آدم میرن و یه گوشه از ذهنش میمونن. هنوز گاهی وسط یه روز معمولی، یه چیزی منو یاد تو میاندازه و برای چند ثانیه همهچیز همونجایی میایسته که تو هنوز بودی. عجیب نیست؟ آدم میتونه با نبودنِ یه نفر کنار بیاد، ولی با خاطرهی بودنش نه. من هنوز حرفهایی دارم که هیچوقت نگفتم، سؤالهایی که هیچوقت جواب نگرفتن و لحظههایی که نمیدونم واقعاً زندگیشون کردم یا فقط توی ذهنم ساختم. شاید ما هیچوقت اونقدر که فکر میکردیم به هم نرسیدیم؛ شاید فقط دو نفر بودیم که خیلی نزدیکِ هم، مسیرهای جدا رفتیم. اما هرچی بود، یه چیزی از تو هنوز اینجاست؛ نه مثل قبل، نه اونقدر پررنگ، فقط به اندازهای که گاهی دلم برای کسی تنگ بشه که دیگه نمیدونم باید پیداش کنم یا فقط یادش کنم.
563
وقتی قرار نیست داشته باشمش،پس چرا میاد سر راهم؟که بعدش برای نداشتنش قفسه سینم انقدر درد بگیره؟
563
اما عزیز من؛
هنگامی که به جای ریشه یک فرد عاشق گل و شکوفه هایش میشوی، در پاییز چه خواهی کرد؟
563
از اونجایی که هیچوقت هیچکس بهم نگفت “باهم درستش میکنیم”، خودم تنهایی درستش کردم و الان که درست شده نیازی به تقسیم کردنش با هیچکس ندارم.
563
من هيچوقت يه اشتباه رو دوبار انجام نميدم، يه پنج شيش بارى انجام ميدم تا مطمئن شم اشتباهه.
563
ولی دخترا همیشه با یه نفر خیلی ساختن! با بی پولیش، با بیکاریش، با اخلاقای خوب و بدش، ولی در نهایت از همون ادم زخم خوردن و یاد گرفتن دیگه اینجوری نباشن تا قدرشون دونسته بشه.
بعد پسرا میگن چرا دخترا نمیسازن؟ چون شما اکثرا اونی که بساز بود رو رها کردی یا رها خواهی کرد و لیاقت نداری!
