ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅 👈

خطِ نگار🍁

خطِ نگار🍁

前往频道在 Telegram

خط‌های من، قصه‌های منند… اینجا با خطِ نگار، روزها و لحظه‌هایم را می‌نویسم، جایی برای رنگ‌ها، صداها و سکوت‌های کوچک:)

显示更多
未指定国家未指定类别
317
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-930 天
帖子存档
sticker.webp0.26 KB

دقت کردین ادما راحت میپذیرن ک پنج سال پیش تا الان تفکرشون زمین تا آسمون عوض شده! ولی اگه بگی حالا صبر کن یه مدت دیگه نظرِ الانت عوض می‌شه، اغلب میگن نه دیگه این رو بهش رسید‌م و مطمئنم🚶🏻‍♀️

درس امشب: امانت دار خوبی باشید

جدی چقد خوبه وقتی یه چیزیو به کسی امانت میدی ازش درست مراقبت کنه و بعدش صحیح و سالم پس بده….

تا حالا حس کردی داری خفه میشی؟ یه پسر جوون بیکار بودی که نگرانه دختر موردعلاقه‌ش چیزی رو از منوی کافه انتخاب کنه که از موجودی کارت اون گرون‌تره؟ یا مثلا یه پیرمرد بودی تو خونه سالمندان که پنجشنبه‌ها برخلاف بقیه نمیاد به محوطه آسایشگاه چون می‌دونه هر کسی رو که دلش میخواد ببینه قبل از اون مرده؟ یه درخت خشک بودی وقتی صدای اره‌برقی نزدیک‌و نزدیک‌تر میشه؟ ما همه‌ی این‌هاییم.... صبور و ناچار، ما معتادان ملال روزمره‌ایم قیمت دلار و خبر مذاکره ناشنیده می‌مونن، چون اون‌قدر مصیبت مرئی سرمون ریخته که کسی سراغ آشغالای زیر تخت نمیره.... ما مدتهاست لب پرتگاه ایستادیم: آستانه‌ی یأس جمعی. و بامزه‌س که این‌جا می‌رقصیم، می‌خونیم، می‌نویسیم، عاشق میشیم، با هم می‌خوابیم، درخت می‌کاریم، به گربه‌ها اجازه میدیم ازمون برده بسازن، و ادامه میدیم و ادامه میدیم و ادامه میدیم.... ما جادوگرانی هستیم که از بیهودگی عصاره‌ی حیات می‌سازیم....

میخوام اینجا حرف بزنم هی میگم خب که چی؟ ودر نهایت ب سکوت ادامه میدم

riEcPTpjyRsHoLWS.mp37.55 MB

بعد از چندین روز مجدد وصل شدم.....

حس میکنم بخشی از وجودم برای همیشه تبدیل به غروب جمعه شده…

یکی از ظالمانه‌ترین تجربه‌های هر آدمی، تجربه‌ی‌ کور شدن یه ذوقِ خیلی عمیقه... یهو برای یه مدت طولانی همه چیز تاریک میشه ….

عکس گرفته شده در تاریخ ۱۸ فروردین: حال و هوای دلم شبیه همین عکس تیره ست، خیلی سعی کردم امیدوار باشم واقعا اگر آدمای امن زندگی
عکس گرفته شده در تاریخ ۱۸ فروردین: حال و هوای دلم شبیه همین عکس تیره ست، خیلی سعی کردم امیدوار باشم واقعا اگر آدمای امن زندگیم نبودن و معاشرت حرف زدن باهاشون نبود نمیدونستم تا همین الانشم چطوری دووم میاوردم فشار‌روانی که از هر طرف بهم وارد میشه و صدای جنگنده ها و بمب که این روزا روتین زندگیم شده و در عین حال باید تمرکز از دست رفتمو ب سختی جمع کنم که بتونم کارامو پیش ببرم و‌حتی یوقتایی گریه ام میگرفت و کار‌میکردم منی که نقطه امنم کار کردنم بود… نمی‌دونم چی میشه، نمیدونم امشبو به صبح میرسونم یا نه:) چون همین الانی که دارم مینویسم صدای جنگنده و انفجار رو دارم میشنوم…. کاش این روزا یه کابوس یا یه خواب بد بود و یکی میومد بیدارم میکرد میگفت پاشو خواب بد دیدی :)

sticker.webp0.33 KB

این مدت زندگیم جوری گذشت که میتونم سال‌ها بدونِ اینکه اتفاق غم‌انگیزی رخ بده، غمگین بمونم :) پروکسی | پروکسی | پروکسی ☑️ @DarkProxy

گاهی حس می‌کنم دلخورم از همه چیز… از روزهایی که می‌گذره و هنوز صدای انفجار توی گوشمه، از ترسی که هر روز، حتی وقتی آسمون ساکته، داره ریشه می‌کنه توی قلبم🙂 دلم می‌خواد فریاد بزنم، گریه کنم، از همه این وحشت خالی بشم، ولی باز یه چیزی نگه‌م می‌داره. یه چیزی که میگه: «هنوز می‌شه»، حتی وقتی همه چیز خراب و خسته‌کننده‌ست، حتی وقتی خنده‌ها کم‌رنگ شدن، هنوز یه روز هست که ممکنه بدون ترس نفس بکشیم، هنوز می‌تونیم یه گوشه‌ای پیدا کنیم که نورش بیشتر باشه از سایه‌ها:) ۰۵/۰۱/۰۷

واقعا دلم‌برای فضای اینجا و روزای عادی تنگ شده 🥲🩵

#بیکلام

ما پیرترین بیست و چند ساله‌های این دنیاییم…

sticker.webp0.33 KB

یه دلشوره عجیب و مزخرفی دارم🫠

مراقب خودتون باشید