ch
Feedback
پناهِ بی‌پناهྀི

پناهِ بی‌پناهྀི

前往频道在 Telegram

«بی‌پناه بودم؛ تا رسیدی و بی‌آن‌که قولی بدهی، شبیه پناه شدی.» برای شنیدنتون @Panah_e_tobot

显示更多
未指定国家未指定类别
290
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
+2630 天
帖子存档
صدا کن مرا صدای تو خوب است

Khosro Shakibaei - Seda Kon Mara [SevilMusic].mp34.46 MB

دوستت داشتم با وجود اینکه تو را به آغوش نکشیدم و تو را همیشه نمی‌بینم دوستت داشتم چون برایت نوشتم و برایت خواندم و به خاطرت خندیدم و به خاطر تو تغییر کردم تو را دوست داشتم درحالی‌که دور بودی، ولی نزدیک‌ترین به قلبم
_محمود درویش

sticker.webp0.07 KB

Erfan-Tahmasbi-Golom-Golom-320.mp35.50 MB

در روزهایی که برای نفس کشیدن و ادامه دادن زندگی دست‌وپا می‌زدم، درست زمانی که خسته، شکسته و غرق در تاریکی بودم، تو را مانند ن
در روزهایی که برای نفس کشیدن و ادامه دادن زندگی دست‌وپا می‌زدم، درست زمانی که خسته، شکسته و غرق در تاریکی بودم، تو را مانند نوری در انتهای یک راه بی‌پایان پیدا کردم. حضورت برای من فقط یک اتفاق ساده نبود؛ نقطه‌ی شروع دوباره‌ای بود که هرگز تصورش را نمی‌کردم. تو جان تازه‌ای به من بخشیدی و امیدی را در دلم زنده کردی که مدت‌ها بود خاموش شده بود. با حضورت یاد گرفتم که حتی پس از سخت‌ترین روزها هم می‌شود دوباره لبخند زد، دوباره به آینده دل بست و برای زندگی جنگید.
_بهار

چشمهايت را میبوسم می‌دانم هيچ كس هيچ‌گاه در هيچ لحظه‌اى از آفرينش، آنچه را كه من در گرگ و ميش نگاه تو ديدم نخواهد ديد.
_فریدون مشیری

Repost from "صَنَم"
و به قول استاد:
حیات را با هر ت/ط بنویسیم جای بازی‌ست... زندگی را باید زیست.

sticker.webp0.20 KB

دیروز تموم شده، فردا هنوز نیومده و امروز هنوز ناشناخته‌ست.
دیالوگ

همراه خود نسیم صبا می‌برد مرا یا رب چو بوی گل به کجا می‌برد مرا؟ سوی دیار صبح رود کاروان شب باد فنا به ملک بقا می‌برد مرا با بال شوق ذره به خورشید می‌رسد پرواز دل به سوی خدا می‌برد مرا گفتم که بوی عشق که را می‌برد ز خویش؟ مستانه گفت دل که مرا می‌برد مرا برگ خزان رسیده بی‌طاقتم رهی یک بوسه نسیم ز جا می‌برد مرا
_رهی معیری

sticker.webp0.04 KB

ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشت‌های دلپذیر و‌َ همین.
_سهراب سپهری

ای سرزمین! کدام فرزندها، در کدام نسل، تو را آزاد، آباد و سربلند با چشمان باورِ خود خواهند دید؟ ای مادر ما، ایران! جان زخمیِ تو در کدام روز هفته التیام خواهد پذیرفت؟ چشمان ما به راه عافیت تو سفید شد؛ ای ما نثار عافیت تو!
نونِ نوشتن_محمود دولت‌آبادی