• آبی•
前往频道在 Telegram
«فکر کن گیاهی پیچنده هستی.» دانشجوی روانشناسی و عاشق در اینجا و شاید عکاس در دنیای موازی؟ جستارهایی از نجاتدهندهها و دیگر چیزها🌨 افرا صدام کن🍁 پلیلیست: @afrablueplaylist اینستاگرام: https://www.instagram.com/bluefral?igsh=MW9jZWFjdWJjMG5vdw==
显示更多未指定国家未指定类别
815
订阅者
-424 小时
+547 天
+4630 天
帖子存档
813
You think it has gone and left you. You get on with your life, make tea, go to college, laugh... but when you stop for a second, you see it's right there, it has been there from the start, always has been. It has been silently following you all along until you pause a little. It quietly crawls, wraps around your feet, climbs up your shoulders, and slowly bends your whole being. Yes, it's right there. It always has been.
813
آدما تغییر میکنن؛ همهشون به مرور زمان به یکسری چیزها علاقمند میشن و علاقهشون رو به چیزهایی از دست میدن. مسأله اینه که من مطمئنم اون آدم با وجود این تغییرات هنوز هم من رو دوست داره، برای حفظ ارتباطش با من تلاش میکنه و به خط قرمزهایی که دارم احترام میذاره. همین امن بودن باعث میشه بتونی بدون ترس رشد کنی و خودت رو هر روز از نو بازسازی کنی.
813
Repost from Flare and Fire
جروبحث رندم با دوستان، روشی که پیش گرفته تا من رو قانع کنه بچهببر بیاریم، تا خودش پارتنرش رو قانع کنه بچهببر بیاره. نمیدونم واقعاً، به این آرگیومنت چطور باید جواب داد بهنظرتون؟
813
Repost from Dear my day 🇨🇻🇳🇴
وای من عاشق اینم که فارسی میفهمم و میتونم به فارسی حرف بزنم و فارسی بخونم و فارسی بنویسم ✨✨✨✨
813
هر وقت دلم میگیره، دوست دارم برم خونهٔ مامانبزرگم و بشینم پیشش کلی برام حرف بزنه. بعدش برم کلی تو باغ بچرخم، اسب باباحاجی رو ببینم و باهاش حرف بزنم، عکاسی کنم.. اما خیلی وقتا نمیشه. یه روزهایی مثل امروز که انقدر کلافهام، یه اپیزود از «تا هفت خانه آنورتر» میبینم و حالم خوب میشه. انگار همهٔ مامانبزرگای دنیا مثل همن. مهم نیست توی یه روستا توی سیستان و بلوچستان باشن یا پنجاه سال آمریکا زندگی کرده باشن.. همشون بعد از سالها زندگی انگار یه آرامشی ته وجودشون نشسته که وقتی دو کلمه باهات حرف میزنن و بغلت میکنن حال تو هم خوب میشه.
813
وقتی یه روز از این خونه برم پی زندگیم، یه گوشهٔ قلبم برای صدای کمانچهٔ این بچه خالی میمونه؛ برای وقتهایی که کلید میندازم میام توی خونه و صدای سازش رو میشنوم، برای شبهایی که من یه گوشهٔ اتاق نشستم و اون روبروم داره ساز میزنه، برای وقتهایی که بهش میگم: این با تمبک عالی میشه صبر کن برم بیارم.
813
شما خودت به عنوان یه فرد بالغ، وقتی داری از عصبانیت جیغ میکشی بهت بگن عزیزم از چی ناراحتی یهو آروم میشی جواب میدی؟
آدمها هنگام تجربهٔ شدید هیجانی، منطقی عمل نمیکنن؛ چه برسه که بچه هم باشن و حتی نتونن احساسات رو تفکیک کنن و همه چیز براشون جدید باشه.
813
Repost from فیلسوف مرده
فقط کسایی که کتاب نمیخونن در مواجهه با کتابخونههای بزرگ میپرسن «یعنی همهشونو خوندی؟». آدمی که مطالعه میکنه فقط عناوین رو نگاه میکنه که ببینه کدوم رو میتونه قرض بگیره. هرگز ندیدم براشون سوال باشه تکتک کتابها رو خوندم یا نه. هرگز.
813
Repost from N/a
شده سعی کنید دائم خاطره جمع کنید چون همش حس میکنید قراره یه روز شدید دلتنگ اون لحظه یا فرد بشید؟
از یه نفر هی عکس بگیرید که میدونید قراره زمانی برسه که پیشش نباشید
هی چیزای کوچیک بردارید بچسبونید به ژورنال
هی زیاد و با جزئیات درباره لحظات بنویسید
که کندتر بره کمتر محو شه دیرتر زمانش برسه که چیزی مثل قبل نباشه
