Les notes d'Aylar
关闭频道
273
订阅者
无数据24 小时
-47 天
-3230 天
帖子存档
امروز با یه دوستم که کارآموز علوم آزمایشگاهی هست گذرا گپ زدیم و در این حد بگم که اوضاع hiv و مشتقاتش اصلا جالب نیست .
اصلا قرار نیست چیزی را فراموش کنی؛ قرار است روزی برسد که دیگر مهم نباشد “اتفاقات” تو را فراموش کرده اند یا نه.
+1
امروز دروازه بان بودم .
داداشم و دوستاش دروازه بان نداشتن
تجربه جالبی بود ،ولی بازم پی بردم پسر بچه ها ترسناکن :))))
به مناسبت روز جهانی چپ دست ها ،چپ دست بودن تو ایران یکی از بدترین بلاهاییه که میتونه سر یک دانش آموز بیاد .
وجود دو چهره
برای یک روح
زیادیست؛
من ترجیح میدهم
با همان صورتی که می خندم،
در آینهی حقیقت بمیرم
تزویر و ریا هیچ وقت انتخابم نبود.
+1
برقا رفته بود و گمگین بودم
ولی همسایه در رو زد و آش نذری بهم داد
پلن سوساید فعلا کنسله :)
و شب با این سوال پایان یافت ؛وقتی برسم
میآیی پیدایم کنی؟
یا در میان انبوه جمعیت
تو نیز یکی از آنها خواهی بود؟
منو یاد اردوهای مدرسه که تهشم یکی قهر میکرد وسایلشو جمع میکرد خاله بازی رو بهم میریخت میندازه
من وقتی یکی رو هربار با آدم متفاوتی میبینم اصلا نمیتونم جدیش بگیرم چون طرف احساسات خودشو جدی نگرفته پس از من چه انتظاری میره ؟!
دقت کردم یه عالمه دوست روانشناس /دانشجوی روانشناسی دارم ؛بگید که قرار نیست ازم پول تراپی بگیرید لنتیا !
هیچ چیزی به اندازه بتی که از یک فرد /موقعیت /زمان /مکان ساختید زیبا نیست تا روزی که خودت تبر به دست میگیری و میزنی میشکنیش !
ناخواسته شاهد مکالمه مامانم و خالم شدم
مامانم میگفت آیلار هیچ وقت منو سر درس خوندن و انضباط اذیت نکرد
و همیشه مثل یک آدم بالغ رفتار میکرد شبیه هم سن های خودش نبود
تموم تروماهام دوباره و دوباره یادم افتاد حقیقتا والدین ایرانی یک بچه ی بالغ میخوان ؛همین!
آره یکیشو امروز به چشم دیدم ؛یه آقاهه تو داروخونه پول خرید آسپرین رو هم نداشت ،چقد برکات داره چقدر ….
