یادداشت های روانشناسی
前往频道在 Telegram
595
订阅者
无数据24 小时
+497 天
+4930 天
帖子存档
در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT):
اینجا بهت میگن احساساتت رو بپذیر، نه اینکه فرار کنی ازشون یا سریعاً با چیزای شاد جایگزینش کنی . گوش دادن به آهنگ غمگین یعنی داری به غمت اجازهی حضور میدی. این خودش یه قدم در مسیر انعطافپذیری روانیه.
در روانشناسی تحلیلی و پویا:
گوش دادن به موسیقی غمگین، نوعی همذاتپنداری با احساساته. یعنی به جای سرکوب کردن غم، بهش فضا میدی. این کار باعث میشه احساساتت برونریزی بشن (کاتارسیس) و کمتر درونت رو بخورن. خیلی از درمانگرا به مراجعا میگن برین آهنگ غمگین گوش بدین و گریه کنین، چون گریه خودش یه مکانیسم تنظیم عصبیه
هر وقت دلتون خواست آهنگ غمگین گوش بدین و همزاد پنداری کنید و گریه کنید.
هیچ اشکالی نداره
اتفاقا گاهی خیلی به بالا اومدن حس ها کمک میکنه
من با روانشناسی مثبت گرای زرد زاویه دارم به حرفاشون گوش ندین🤭
- فکر میکنم آدمها از من انتظار دارن قوی باشم. نمیتونم ضعفام رو نشون بدم.
+ این انتظار رو کی گذاشته رو دوشت؟ خودت یا بقیه؟
- ...شاید خودم.
+ پس خودت اجازه بده امروز یه کم ضعیف باشی. ببین چی میشه. دنیا به آخر نمیرسه، قول میدم.
#اتاق_درمان
انسان زاده شدن تجسّدِ وظیفه بود:
توانِ دوستداشتن و دوستداشتهشدن
توانِ شنفتن
توانِ دیدن و گفتن
توانِ اندُهگین و شادمانشدن
توانِ خندیدن به وسعتِ دل، توانِ گریستن از سُویدای جان
توانِ گردن به غرور برافراشتن در ارتفاعِ شُکوهناکِ فروتنی
توانِ جلیلِ به دوش بردنِ بارِ امانت
و توانِ غمناکِ تحملِ تنهایی
تنهایی
تنهایی
تنهایی عریان.
انسان
دشواری وظیفه است.
-شاملو
اگر زخمت رو بشناسی، حسادت دیگه زهر نیست؛ میشه دارو. به جای اینکه به دیگری خیره بشی، به جای خالیِ درونِ خودت نگاه میکنی و آروم اروم پُرَش میکنی.
این شگفت انگیز نیست؟
اول احساستو به صورت خنثی ببین
و بعد واکاویش کن
این حس میخواد به من چی بگه؟
آیا این حس از یک زخم میاد؟
کدوم زخم؟
کسی به ما یاد نداده که حسادت هم مثل بقیه احساساتمون طبیعیه و لازم نیست جلوش گارد داشته باشیم
هممون تجریش میکنیم
ما اگه از این حس درست استفاده کنیم خیلی میتونه مفید باشه
پس خودت رو بخاطر این احساس سرزنش نکن
اشکالی نداره اگه حسادت میکنی
مهم اینه که در برابر این احساس چجوری رفتار میکنی.
آدما تو خیلی از احساسات مشترکن
تفاوتشون توی تبدیل اون احساسات به رفتاره
مثلا «حسادت»
هممون حسادت رو تجربه کردیم
اما یکیمون این حسادت رو تبدیل به کینه، تیکه انداختن، آزار خودش و دیگران میکنه
یه نفر تبدیل به سرزنش و من آدم بدی هستم میکنه
و یه نفر دیگه اون رو تبدیل به انگیزه میکنه تا خودش هم به اون چیزی که بهش حسادت میکنه برسه.
این روزها حرکت کردن سخته
پس قدم های کوچیک برمیدارم
قدم های مورچهای
و نمیدونی همین قدم های خیلی خیلی کوچیک چه معجزه ای برام بودن.
تو آدم بدی نبودی و نیستی.
هیچ بلا یا حسرتی نشان از بی ارزشی تو نیست؛ زندگی گاهی سخت میشه، سختیایی که معناش همیشه واضح نیست. اون حسادت، ناراحتی، شرم، غم و سنگینی که تو قلبت جمع شده، مثل زخمیه که نیاز به نوازش و زمان داره تا التیام پیدا کنه.
از جلسه تراپی برمیگردم.
یک جهان اشک ریختم و بعد از اون انگار یه دریچه دیگه از جهان بروم باز شد.
ممنون از جهانیان بخاطر اختراع رواندرمانی.
Repost from امید در لب مرز
تو افسردگی انرژی روانی بیشتر به سمت درون برمیگرده، وقتی اضطراب یجور دفاع علیه افسردگی باشه، توی درمان وقتی اضطراب کاهش پیدا میکنه، گاهی ممکنه احساسات افسردهکنندهای که قبلا زیر لایهی اضطراب پنهان بودن، آشکار بشن! و این اتفاق به معنی بدتر شدن حال تو توی درمان نیست! بلکه ممکنه نشون بده که درمان به لایههای عمیقتری رسیده.
