نــآز
前往频道在 Telegram
شاید هیچچیز گم نشده؛ ما فقط پیداش نکردیم.
显示更多未指定国家未指定类别
628
订阅者
无数据24 小时
+107 天
-4030 天
帖子存档
629
Repost from Ida Dousti
یه مرد از یه زن بدنیا میاد، توسط یه زن بزرگ میشه، عاشق یه زن میشه و زندگیش رو با یه زن شریک میشه.
پس واقعا عجیبه که چطور بعضی از مردها هنوزم احترام یه زن رو نگه نمیدارن.
"امجد اسلام امجد"
629
هرجور نگاه میکنم میبینم همه یجور عجیبی ناراحتن،درگیرن،کلافه ان،خسته ان هرجوری میخوام خودمو قانع کنم که غم هم مثل بقیه چیزها ماندگار نیست نمیشه هرچی میره جلوتر انگار این غم ماندگار تر میشه بزرگ میشه ریشه دار تر میشه هرجوری فکر میکنم میبینم این غم های تموم نشدنی برای ما خیلی سنگینه خیلی بر دوشمون احساس سنگینی میکنه حقیقتش به اینکه مردم های بقیه کشور ها اینقد شاد زندگی میکنن ولی مردم ایرانم اینجوری غمگین و آشفته شدن حسودیم میشه.
629
چیزایی که مربوط به قدیماست یه احساس عجیبی بهم میده انگاری چه نیرویی منو به سمت خودش میکشونه که مشتاق این بشم که چجوری زندگی میکردن چطوری روزارو شب و شبارو صبح میکردن چطوری میپوشیدن میرفتن میومدن چطوری اینجوری ساده زیست و بی حاشیه بودن؟چطوری با گذشت زمان و تغییر نسل و تغییر نوع فرهنگ و آداب و رسوم هنوزم ساده زیست و قانع زندگیمیکنن.
زندگی آروم بی حاشیه در گوشه ای از روستا بدون پناه،با خونه ای ساده که با خاکایی روی صندوقچه های قدیمی،لامپایِ نیمه سوخته و سکوت مطلق و آروم با چند تا تیکه وسایل قدیمی ترکیب شده زندگی میکنن.
و در آخر به به پیرِ زنی که در گوشه ای از روستا در خونه ای بدون سر و صدا و بدون بویی از این زندگی امروزی با داغِ همسریِ که چندین سالِ درگذشته در کنار گوشه از این خونه در کنار پنچره ای دراز کشیده و به جسم ناتوان او فکر میکنم.
629
این موزیک یه حس آروم و ملایم در عین حال غمگینی رو بهم میده یه حسی که انگار تموم چیزای قدیمی و خاک خورده زندگیم رو برام تدایی میکنه
