ch
Feedback
Dia's Diary𖦹

Dia's Diary𖦹

前往频道在 Telegram

Call me DIA⚝ I was born to tell stories, Deianira - ✦ Tell me something: @Deianirawbot

显示更多
伊朗123 803未指定类别
498
订阅者
+124 小时
-67 天
-1630 天
帖子存档
این سفر از همین‌جا شروع شد و من به یکی از آرزوهایم رسیدم. خیلی زود گذشت؛ فرصت نکردم به تمام لحظه‌هایش دل بسپارم. شاید همهٔ چیزهای قشنگ همین‌طور باشند. «کاش آرزوهای دیگر هم وقتی به آن‌ها می‌رسم، به همین اندازه زیبا باشند..» دینا ـ در اردی‌بهشت

من رسالتم رو انجام دادم و این مجموعه عکس رو منتشر کردم، خداحافظ.

Something beyond heaven.
+1
Something beyond heaven.

Feels like HEAVEN.
+1
Feels like HEAVEN.

موزه نقاشی آتشبار - تبریز اردی‌بهشت
+8
موزه نقاشی آتشبار - تبریز اردی‌بهشت

sticker.webp0.11 KB

photo content
+1

هر چند که مهم نیست، خسته‌ام و زیاد فکر می‌کنم. گوشه‌ی دفتر یک سیب کشیدم، ولی نتوانستم آن را بخورم.

I didn't do much, but I'm tired.

photo content
+1

sticker.webp0.07 KB

photo content
+1

My reading posture.

photo content
+1

راننده ای فرتوت بود که ماشین قراضه اش راه صاف را مارپیچی می‌رفت. او گفت دوران شاهنشاه، رادیو رو که باز می‌کردیم گوگوش میخوند. یادش بخیر.

photo content
+1

The black cat turned out to be good luck for me :")

فکر کنم اولین بار بود که به لنز دوربین نگاه می‌کرد چون براش عجیب بود. چشماش.

photo content
+1

photo content