ch
Feedback
"ناگفته هایی به رنگ آبی "

"ناگفته هایی به رنگ آبی "

前往频道在 Telegram

✨️https://t.me/+PgWm9S-j4LxlZWY0

显示更多
未指定国家未指定类别
1 673
订阅者
-124 小时
+57 天
+530 天
帖子存档
Shut up My Moms Calling Hotel Ugly.mp32.54 MB

sticker.webp0.11 KB

ایلین خیلی زیاد fall in love with پیشی

视频消息00:18

视频消息00:07

Harvester of Sorrow Metallica.mp35.33 MB

sticker.webp0.11 KB

Repost from N/a
output.mp31.98 MB

1 6 - Deftones - Street Carp (320).mp36.21 MB

sticker.webp0.19 KB

عکسای بچم رو پیدا کردم😭
+1
عکسای بچم رو پیدا کردم😭

در مورد صداهای توی سرمون که باخودمون حمل می‌کنیم میگه ما حتی وقتی کسی پیشمون نیست، تنها نیستیم؛ چون نگاه دیگران رو در ذهنمون با خودمون حمل می‌کنیم. گاهی سال‌ها بعد از اینکه کسی ما رو قضاوت کرده، هنوز همان قضاوت رو با خودمان تکرار می‌کنیم و تصویری که از خودمون برای خودمون شکل دادیم با بازخورد بیرونی ای شکل گرفته که داره همیشه ما رو قضاوت میکنه، میترسونه، معذب یا نگران میکنه و برای همین شروع ژورنال سخته نه به خاطر اینکه چیزی برای نوشتن نداریم؛ به خاطر اینکه عادت کردیم خودمون رو سانسور کنیم و اون صدای درونی که بهمون حس ناکافی بودن میده مواجه نشیم و در عوض بیوفتیم توی دور نشخوار فکری و استرس های دائمی که ممکنه نتنها روز هامون رو بخوره بلکه ماه ها رو تبدیل کنه به یک رنج دائمی که اجازه شروع کار های جدید و تجربه هایی رو که حالمون رو خوب نمیده و اینجا ژورنال یک تمرین برای جدا کردن این احساسات و صدا ها از همدیگست، اینکه متوجه بشیم کدوم صدای من واقعیه و کدوم صدای اون آدمیه که بهم احساس ناکافی بودن داده. و این توی روزانه نویسی یک تفاوت مهم بین دفتر خاطرات و ژورنال هست. دفتر خاطرات معمولاً می‌پرسد: «امروز چه اتفاقی افتاد؟» اما توی ژورنال می‌پرسد: «امروز درون من چه اتفاقی افتاد و چه احساساتی رو پدید آورد؟» این تفاوت کوچک به نظر می‌رسه، اما مسیر تفکر رو کاملاً تغییر می‌ده.

Repost from N/a

+1
Suicide ColdWorld.mp312.03 MB

This girl looks so much like me.