زثولیت
前往频道在 Telegram
He/Him Every page tells of Zeth. Yet every line points to Him; a man shaping himself toward Him and writing what he finds along the way. Your name isn't written here but you're all over it. Communication : @Zer0etun1bot
显示更多未指定国家未指定类别
170
订阅者
无数据24 小时
+57 天
+430 天
帖子存档
169
Repost from N/a
آن چه کردی تو به من، هیچ ستمکار نکرد
هیچ سنگیندلِ بیدادگر این کار نکرد
این ستمها دگری با من بیمار نکرد
هیچ کس این همه آزارِ منِ زار نکرد
گر ز آزردن من هست غرض مردن من
مُردَم، آزار مَکِش از پی آزردن من
169
داشتم انیمیشن میدیدم، بعد کاهناعظم به دریک گفت میشه یه نصیحت بهت بکنم؟ همیشه وقتی قدم اول رو برمیداری، کائنات با لگد میزنن به باسنت.
راست میگفت، منتها من به اندازه هر قدم، یه لگد رفت توو باسنم.
169
گنیجهٔ پنهان رنجم، همین سه تا فرزندمه. البته فرزندهام به بلوغ رسیدن و کم و بیش میتونن تولید مثل میکنن.
169
یادم میآید شبی دیگر نتوانستم تحمل کنم ... فکرنمیکنم هیچوقت در زندگیام این قدر سختی کشیده باشم. هم به حیث روحی، هم از لحاظ جسمی. بماند اینکه واژهٔ «سختی» به اندازهٔ کافی گویا نیست.
... یک ساعت بعد، تمام مشکلات ناگهان حل شد و همهچیز به حالت عادی بازگشت. متوجه شدم گریه کردهام. آن هم چه گریهای، گریهٔ شادی. درست است گفتم تا آن شب هیچوقت تا این اندازه احساس خستگی نکرده بودم، ولی همهنگام هیچوقت تا این اندازه نیز خود را خوشبخت و آرام نیافته بودم.
[ ابلیسدرون - امانوئلکارر ]
169
نمیدانم خبط از کجاست که مسبب مطرودی از مدارم شده است.
خورشید منظومهام، کور و کر است و فعل فحوای این جمله، ماضی و مضارع. کلماتم نیز همچنان حجلهنشین آن کور و کر اند و حکم همان است که او بگوید، میگوید و لال او میشوند.
گاه منظومهام به گا میرود، چنان که دیگر منظومه نیست و معصومه است. (عامه، عمق گا را در تبدیل منظومه به معصومه نمیفهمد چرا که لفظ معصومه در معنای لغویاش به کار نرفته است)
باری، فیالحال تنها نظم حاکم، ممتد بودن اختلال در خبط صورت گرفته است. زث از مدار دور افتاده و منهایش را وادار به نعره میکند تا او را به مدار برگرداند، او یکسال است که با این احوال، غریبه شده است. شرح بیشتر این متن، مبدل به گزافه خواهد شد؛ اما بالاخره یک روز، دیر یا زود، زث بصلالنخاعاش را با دار پاره خواهد کرد.
#زث
