«پیچک🌀»
前往频道在 Telegram
درود ! به شهر پیچان خوش آمدید🎉 من منشا هستم موسس این خانه پیچ در پیچ.... صندوقچه پیچک:https://t.me/+NGN-375Z0k05MjE0 اگر حرفی به منشا داشتید:https://t.me/SendHarfBot?start=4a84877f542f صندوقچه چالش ها:https://t.me/hlsgzlzotstwtozhfjlgupoy
显示更多未指定国家未指定类别
636
订阅者
+124 小时
-57 天
+2930 天
帖子存档
636
Repost from N/a
پیچک عزیز زادروزت فرخنده باد:'>✨
امیدوارم سال خیلی خوب و پربرکت در پیش داشته باشی.🎉🌚
https://t.me/peachak
636
https://t.me/peachak/5531
تولدت مبارکککک امیدوارم امسال که سال جدیدی از زندگیتو شروع میکنی سال بهتری باشه بهتر از سالهای قبلی زندگیت و بهترین ها برات اتفاق بیوفته به اون چیزایی که دوست داری برسی و یا تبدیل بشی و کلی چیزای خوب دیگه 💋❤️✨
« برای منشاء »
636
... مهربونِ نرمدل و شیرین... امیدوارم این تولد، فقط یک عدد روی تقویم نباشه؛ بلکه شروع ورق زدن صفحههایی باشه که هنوز بوی نانوشته بودن میدن؛ شروع فصلی که توش خودتو بهتر میبینی، بهتر میفهمی، و بیشتر خودت میشی.
دعا میکنم هر چیزی که قراره توی این سال بیاد، از ریشهی دل خودت جوشیده باشه، نه از اتفاقهای گذرا و موقتی بیرون؛ شادیهاش عمیق، غمهاش کوتاه، و آدمهاش موندگار باشن.
برات آرزو میکنم اشتباه کنی، اما اشتباهاتی که معلم باشن نه دشمن؛ سختی ببینی، اما نه اونقدری که قوی شدنت رو فراموش کنی؛ عشق بورزی، نه چون باید، بلکه چون دلت میخواد؛ و امیدوارم عاشق بمونی، نه به خاطر دنیا، بلکه به خاطر اینکه تو بلدی خوب ببینی.
آرزو میکنم خودت باشی، کامل با همهی ضعفها و دردها، ولی هنوز درخشان و ادامهدهنده... زندگی کوتاهه، اما وقتی واقعی باشی، همین کوتاهی هم عمیقترین معناها رو میسازه
بچسب به لحظههات، حتی اگه گاهی تلخ میشن؛ چرا که همین تلخیها، خاک بارور شادیهای بعدیت هستن.
به امید روزی که از خودت لبریز شی، و هرجا که رفتی، عطر حضورت بمونه🫶🏻
بیا ماچت کنم فرزندمممم🗣
MUAHHHH💋
636
Repost from هَسْتیـشِناسی
از خود پرسیدم اگر قادر شوم آنچه ناپسند میبینم را از نگاهی فارغ از تصویری که تاکنون داشتم ببینم چه؟
با دیدگانی متمایز و از جهانی دیگر.
و پاسخ حیرتآور بود.
نهتنها قادر شدم زیبایی را در میان آنچه زشت میپنداشتم ببینم، بلکه لحظهای من پشت تمام آنچه تاکنون آموخته بودم ایستادم.
جایی خارج از دایره.
جایی که مرز میان صحیح و غلط مبهم میشود و سیاه و سفید از یکدیگر جدا نیستند.
نقطهی میان مرگ و تولد و عریان شدنِ توهم جدایی.
— هَسْتیـشِناسی
