ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

منِ او

منِ او

前往频道在 Telegram

گفت از حالت بگو ! گفتم : دلی ویران،سری حیران،غمی پنهان،تنی بی جان اما امیدوار به عـلـی و خدای علی 🌱 ✨ https://t.me/man118mbot

显示更多
未指定国家未指定类别
187
订阅者
-124 小时
-127 天
+330 天
帖子存档
دخترم🎀🫀🦋
دخترم🎀🫀🦋

مغازه ی ترازززززززز در انتظار خرید پدر جان بودم که چایی دادن بهم ☕️ ☕️ ☕️ ☕️ ☕️ ☕️ ☕️ ☕️
مغازه ی ترازززززززز در انتظار خرید پدر جان بودم که چایی دادن بهم ☕️ ☕️ ☕️ ☕️ ☕️ ☕️ ☕️ ☕️

غوغای عارفان و تمنّای عاشقان حرصِ بهشت نیست که شوقِ لقای توست گر تاج می‌دهی غرض ما قبولِ تو وَر تیغ می‌زنی طلبِ ما رضایِ توست -سعدی

📍مشهد؛حرم امام رضا(ع)

پِلکی زَدیم و وقتِ خداحافظی رسید ساعت برای با تو نِشستن حَسود بود - عبدالجبار کاکایی - @moobtala

من از دست خودم خسته شدم.mp32.51 MB

یا امام رضا! شرمنده‌ام که همتِ آهو نداشتم ۶۳ سال راه به اين سو نداشتم آقا! شما كه از همه‌كَس باخبرتريد من جُز سری نهاده به زا
+1
یا امام رضا! شرمنده‌ام که همتِ آهو نداشتم ۶۳ سال راه به اين سو نداشتم آقا! شما كه از همه‌كَس باخبرتريد من جُز سری نهاده به زانو نداشتم - محمدعلی بهمنی -

از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد  آن طشت را ز خون جگر باغ لاله کرد خونی که خورد در همه عمر، از گلو بریخت دل را تهی ز خون دل چند ساله کرد نبود عجب که خون جگر گر شدش بجام عمریش روزگار همین در پیاله کرد نتوان نوشت قصۀ درد و مصیبتش ور می‌توان ز غصه هزاران رساله کرد زینب درید معجر و آه از جگر کشید کلثوم زد به سینه و از درد ناله کرد هر خواهری که بود روان کرد سیل خون هر دختری که بود پریشان کُلاله کرد یا رب به اهل بیت ندانم چه سان گذشت آن روز شد عیان که رسول از جهان گذشت وصال‌ شیرازی

میرزا محمدشفیع شیرازی متخلص به وصال شیرازی، از بزرگان شعراء و ادباء و عرفای عصر فتحعلی‌شاه قاجار بود. علاوه بر مراتب علمی، به تمام خطوط هفت‌گانه (نسخ، نستعلیق، ثلث، رقایم، ریحان، تعلیق و شکسته) مهارتی به‌سزا داشته و کتاب‌های فراوانی با خطوط مختلف نگاشته است. از جمله ۶۷ قرآن که به خط زیبای خود نوشته است. نقل است که او بر اثر نوشتن زیاد چشمش آب آورد و به پزشک مراجعه کرد. پزشک گفت: من چشمت را درمان می‌کنم، به‌شرطی که دیگر با آن نخوانی و خط ننویسی! پس از معالجه و بهبودی چشم، دوباره شروع به خواندن و نوشتن کرد تا این‌که به‌طور کامل نابینا شد! سرانجام با حالت اضطرار متوسل به آل الله شد. شبی در خواب حضرت زهرا 'س را دید و گفت: «خانم جان! من مرثیه‌گوی حسین و روضه خوان پسر شما هستم.» حضرت از او گلایۀ مادرانه‌ای می‌کنند و به او می‌فرمایند: «وصال! مگر حسن فرزند من نیست؟! چرا برای او چیزی نمی‌گویی؟!» وصال عرض می‌کند: «خانم چه بگویم؟ شعری تابه‌حال برای امام حسن 'ع نداشته‌ام و چه بگویم؟!» حضرت زهرا 'س می‌فرمایند: «وصال! این‌طور شروع کن: از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد» صبح آن روز وصال در خانه دست به دیوار شروع کرد به قدم‌ زدن و این شعر را ادامه دادن:

یه شعر معروفه هست، آخر ماه صفر میخوندن: دختر بدرالدجی امشب سه جا دارد عزا گاه میگوید پدر گاهی حسن گاهی رضا

تو بگو عشق من میگم حسن 💔 لذت ببرین 💔 💔 💔 💔 💔 💔

تو بگو عشق من میگم حسن 💔 لذت ببرین 💔 💔 💔 💔 💔 💔

هزار جانِ گرامی، فدایِ اهلِ نَظَر که مال و مَنصبِ دنیا به هیچ نَشمارند - سعدی

روحی و نفسی لک الفدا 🦋
روحی و نفسی لک الفدا 🦋

ایده های خلاقه ی رفقا یا علی می گیم و کار رو آغاز می کنین کار کردن که عار نیست پیشنهادات خلاقخ رو به ☆٧٨٠من او ارسال کنین 🎀�
ایده های خلاقه ی رفقا یا علی می گیم و کار رو آغاز می کنین کار کردن که عار نیست پیشنهادات خلاقخ رو به ☆٧٨٠من او ارسال کنین 🎀🦋💅

شعر رو خیلی دوس می دارم نشستن و خوندن ساعت ها شعر هنوز ذوق تمام و کمال بنده رو بر می انگیزه و من رو به زندگی وصل می کنه بلاخره انسان باید یک کورسوی امیدی پیدا کند که زنده بماند این روز ها که آدم‌ها فقط شبیه به انسان های زنده اند بالاخره باید یک چیزی پیدا کرد که با آن زنده بماند فرقی نمی کند که شخصی باشد متنی باشد یادی باشد باید باشدددد🎀💔✨️

کتاب و لباس خریدن رو هنوز اندکی دوس دارم

ذوق همه چی درونم ته کشیده امیدوارم که یه چیزی پیدا بشه که بخام واسش ذوق کنم و ذوق داشته باشم

تهی است دستم اگر نه ، برای هدیه به عشقت چه جای جسم و جوانی ، که جان من به فدایت #حسین_منزوی @man118m