زادهِ خیال…
前往频道在 Telegram
میراث ما به جهان نبشتههای مان خواهد بود…
显示更多未指定国家未指定类别
262
订阅者
-124 小时
-137 天
-230 天
帖子存档
262
وااای این پیامتان خودش از هزار دکلمه شیرینتر بود!
نمیدانید با چه لبخندی خواندمش… 🥹💗
اینهمه مهر دلم را حسابی گرم کرد. 🌸
ممنونم، خودتان زیبا شنیدید بانووو جان و زیباتر گفتید. 🌸🦋
262
Repost from N/a
زادهِ خیال — ماگنولیا
«کانالت شبیهِ ماگنولیاست؛ آرام، خیالانگیز و کمی رؤیایی؛ انگار هر نوشتهات از گوشهای دور از این دنیا شکوفه زده است.» ✨🌿
https://t.me/half_blood_breen_baik
262
Repost from N/a
سلام، سلام و سلاممم! 🎀
من آمدم، اما با سوپرایز... 👀✨
این روزا دیدم هوا، هوای چالشه، با خودم گفتم:
«بگذار منم از قافله عقب نمانم!» 😂
پس این پست را فور کن تا ببینم کانالت شبیهِ کدام گل است. 🌷
قانونش هم خیلی سادهست: پست را در کانالت فوروارد کن و من میآیم تا کانالت را به یک گل تشبیه کنم؛ گلی که فکر میکنم بیشتر از همه به حالوهوای کانالت میخورد. 🌸حالا منتظرم ببینم چه گلستانی قرار است درست کنیم... ببینم چند تا گل مهمان این چالش من میشوند؟ 👀🌿 پس اگر پایهای، فور کن و بیا! 🫶🏻🌷
262
از ده بار بیشتر ضبط کردم در هر بار صدای خروس همسایه ما میآمد مجبور میشدم دوباره ضبط کنم😂😁
262
بترسید از انسان های مغز فندوقی که با خواندن چهار تا کتابی که صد هزار بار تغییر کرده و سانسور شده خود را دانای کل میدانند
بترسید…
262
Repost from N/a
تو که نامه💌 را انتخاب کردی...
نامه گرفتن حس دوستداشتنیایست. فکر کن از فرد موردعلاقهات برایت نامهای برسد و در آن، از دوست داشتنش نسبت به تو گفته باشد؛ هی... لبخندی که هنگام خواندن نامه روی لبانت مینشیند و ذوق چشمانت وقتی اسمش را گوشهی نامه میبینی... چقدر دوستداشتنیست، نه؟ اما ناگفته نماند، نامهها همیشه هم دوستداشتنی نیستند؛ مثل نامهی خداحافظی. بگذار یک خاطره برایت تعریف کنم... کوچک که بودم، صنف ششم مکتب بودم. یک رفیق صمیمی داشتم که در نیمهی سال به مکتب دیگری رفت. ما فقط از طریق نامه با هم در ارتباط بودیم. هر وقت نامهاش به دستم میرسید، خیلی خوشحال میشدم. چندین بار دستخطش و اسمش را گوشهی نامه میبوسیدم. هنوز هم نامههایش را دارم. تعدادشان خیلی زیاد است؛ روزی دو نامه برای هم میفرستادیم، از طریق دختر مامایش. تا آخر سال، کلی نامه داشتم؛ نامههایی که هنوز برایم ارزشمندند. حالا آن آدم را ندارم. نمیدانم کجاست و در چه حالیست؛ اما نامهها هنوز با مناند و این است قدرت نامه... خب، تویی که نامه را انتخاب کردی؛ احتمالاً آدم عمیقاندیش و کنجکاوی هستی. آدمی با درک بالا و احساسات عمیق. طوری که اگر از چیزی خوشت بیاید، عمیقاً به آن دل میبندی؛ و اگر از چیزی متنفر شوی، نفرتت هم سطحی نیست... تو همهچیز را عمیق تجربه میکنی.
262
Repost from N/a
تو که نامه💌 را انتخاب کردی...
نامه گرفتن حس دوستداشتنیایست. فکر کن از فرد موردعلاقهات برایت نامهای برسد و در آن، از دوست داشتنش نسبت به تو گفته باشد؛ هی... لبخندی که هنگام خواندن نامه روی لبانت مینشیند و ذوق چشمانت وقتی اسمش را گوشهی نامه میبینی... چقدر دوستداشتنیست، نه؟ اما ناگفته نماند، نامهها همیشه هم دوستداشتنی نیستند؛ مثل نامهی خداحافظی. بگذار یک خاطره برایت تعریف کنم... کوچک که بودم، صنف ششم مکتب بودم. یک رفیق صمیمی داشتم که در نیمهی سال به مکتب دیگری رفت. ما فقط از طریق نامه با هم در ارتباط بودیم. هر وقت نامهاش به دستم میرسید، خیلی خوشحال میشدم. چندین بار دستخطش و اسمش را گوشهی نامه میبوسیدم. هنوز هم نامههایش را دارم. تعدادشان خیلی زیاد است؛ روزی دو نامه برای هم میفرستادیم، از طریق دختر مامایش. تا آخر سال، کلی نامه داشتم؛ نامههایی که هنوز برایم ارزشمندند. حالا آن آدم را ندارم. نمیدانم کجاست و در چه حالیست؛ اما نامهها هنوز با مناند و این است قدرت نامه... خب، تویی که نامه را انتخاب کردی؛ احتمالاً آدم عمیقاندیش و کنجکاوی هستی. آدمی با درک بالا و احساسات عمیق. طوری که اگر از چیزی خوشت بیاید، عمیقاً به آن دل میبندی؛ و اگر از چیزی متنفر شوی، نفرتت هم سطحی نیست... تو همهچیز را عمیق تجربه میکنی.
262
سلام به خودت بانووو...
و سلام بر آن دلی که این واژههای زیبا از آن بیرون آمده اند.
واژه های زیبایت که با هم یک نامه زیبا ساختند را از عمق دلم خواندم میدانی بانو فکر کردم شاید بعضی نامهها واقعاً برای پاسخ گرفتن نوشته نمیشوند اما آدم دلش میخواهد به آنها جواب بدهد فقط برای اینکه نویسندهشان بداند کلماتش در سکوت نماندهاند.
گفتی برای کسی که خودش با کلمات زندگی میکند چه میتوان نوشت؟
از لطف و مهربانی تان است اما شاید همین که بیتکلف بنویسی کافی باشد کلمهها وقتی از دل بیایند دیگر نیازی به زیباتر شدن ندارند.
میدانی بانو احساس کردم پشت این همه واژه شبی بوده که واقعا دلت خواسته حرف بزنی و به جای صدا کاغذ را انتخاب کردهای
پس اینبار کاغذت را دفن نکن بگذار بدانی که آن تکه از سکوتت به گوش کسی رسید و درک شد.
ممنونم برای نامهای که بیشتر از آنکه خوانده باشم با عمق دلم احساس اش کردم.
