ch
Feedback
آوای محبوب

آوای محبوب

前往频道在 Telegram

برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi

显示更多
未指定国家未指定类别
277
订阅者
-124 小时
-17 天
+1630 天
帖子存档
قشنگه👌😊

به به چه با سعادت او

دلتنگشم عین چی دلتنگشم😔 ۶ روزهع با هم حرف ننزدبم

من یه ادم معمولیم و خیلی معمولی از دلتنگیام براش میگم هر چند معمولی و ساده اما میگم که دلتنگشم هر چی حرفای من مثل خودم معمولیه اون همه چیزش خاصه

بخوان از چشم‌های لال من امروز شعرم را که فردا از من دیوانه دیوانی نمی‌ماند #حسین_زحمتکش

با تو برآمیختنم آرزوست وز همه کس وحشت و بیگانگی... #سعدی

بهش میگفتم😇: از تو دور اوفتادنم عجب است این‌چنین در میانِ جان که تویی.. #مجیرالدین_بیلقانی

https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi اینجا برام ارسال کن که تو دلتنگیتو چجوری بهش ابراز می کنی

语音消息00:25

معمولی‌ها میگن : یه ویس نمیدی صداتو بشنوم؟ دلم برات تنگ شده... ولی #حسین_منزوی می‌‌گه: کجاست بارشی، از ابرِ مهربانِ صدایت؟

صبحتون خنک صبحتون زلال صبحتون آروم صبحتون اشتیاق

سینه‌ام خانقاهِ آه است..‌. #ابراهیم_روزبهانی
سینه‌ام خانقاهِ آه است..‌. #ابراهیم_روزبهانی

تو هم از حد درازی ای شب اندوه! کوته شو... #وحشی_بافقی

خسته از خویشتنم، تاب ندارم دیگر کاش می‌شد که خودم را بگذارم بروم #محمد_عزیزی

‏می گویند: برایت خواب های خوشی را آرزومندیم. خواب زیبا به چه کارمان می آید؛ وقتی ما گرفتار بیداریِ دردناکی هستیم. #محمود_درویش

برو جلوی آینه‌ی اتاقت! اول لب‌هایت را ببین! بعد چشم‌هایت را... و بعد دستی به موهای مشکی‌ات بکش! عاشق خودت می‌شوی! حالا برای خودت شعری بگو! قول می‌دهم حسادت نکنم! من چشم‌هایت را دیده‌ام و لب‌هایت را اما موهایت را لمس نکرده‌ام و گودی کمرت را... برای همین شعرهایم همیشه چیزی کم دارند... من در شعر، نُقصانم... علیل‌اند کلماتم! به قلم #الف_رحیمی صدا #محبوبه_یوسفی

باد اندوه وزیده است به آبادی ما قاصدک‌وار نشستیم به ویرانی‌خویش... #محمدحسین_امیری

«به نقطه‌ای رسیده‌ام که هیچ راهی جز جوهاتسو ندارم؛ تبخیر شدن در میانِ مه.»

(Johatsu - 蒸発) تو ژاپن به افرادی که از زندگیشون خسته شدن و می خوان بدون هیچ ردی ناپدید بشن میگن: "جوهاتسو" جوهاتسو در واقع به معنای تبخیر شدنه، میل به قطره ی بارون شدن و محو شدن...

هرچه کُنی بُکُن،مَکُن ترک من ای نگار من هر چه بَری ببر،مبَر سنگدلی به کار من هر چه هِلی بهِل،مَهِل پرده به روی چون قمر هر چه دَری بِدَر،مَدَر پرده اعتبار من هر چه کِشی بِکِش،مکِش باده به بزم مدعی هر چه خوری بخور،مَخور خون من ای نگار من هر چه دِهی بده،مَدِه زلف به باد ای صنم هر چه نِهی بنه،مَنه پای به رهگــــذار من هر چه کُشی بکُش،مکُش صید حرم که نیست خوش هر چه شَوی بشو،مَشو تشنه به خون زار من هر چه بُری بِبُر،مَبُر رشته الفت مـرا هر چه کَنی بِکَن،مَکَن خانه اختیار من هر چه خَری بخر،مَخَر عشوه ی حاسد مرا هر چه تَنی بِتَن،مَتَن با تَن خاکسار من هر چه روی برو،مرو راه خلاف دوستی هر چه زنی بزن،مزن طعنه به روزگار من..
#شوریده_شیرازی دکلمه #محبوبه_یوسفی