آوای محبوب
前往频道在 Telegram
برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi
显示更多未指定国家未指定类别
277
订阅者
-124 小时
-17 天
+1630 天
帖子存档
277
به سماجت گنجشک های اول صبح می مانم؛ در دوست داشتنت...
#الناز_حاجیوندی
صبحتون پر از گنجشک
277
ازم پرسید:
«حالت چطوره؟»
هزاران نفر در تیمارستان مغزم به خودشان اشاره کردند که یعنی: «منو میگی؟»
و تنها چوپان دروغگوی کلاس دوم لال نبود.
مثل همیشه نعره زد:
«خوبم، تو چی؟»
#الف_رحیمی
277
بنویسید بچهها!
تا جایی که میتونید بنویسید!
یه روز هوشمصنوعی جای ما آدما رمان مینویسه، شعر میگه، مقاله تحریر میکنه!
ما آخرین نسل بشریم که داریم رنج و درد و غم و بیقراریهامونو تبدیل به کلمه میکنیم!
277
به جای اینکه هی بهش بگید قند و عسلمو شیکر پاره و نقل و نباتمو ازین حرفاااا....
اینام قشنگه البته هاااا
اما تو دلبری هم تنوع به خرج بدین خب 😕
اینو بهش بگید ، اگه زهر هلاهلم باشه شروع میکنه به شیرین زبونی
والا😌😎
ترس دارم که بچسبد همه ابیات به هم
ور نه میگفتم از آن طعم لب شیرینت...
#سجاد_شهیدی
#دست_به_نقد
277
سعدی به دلبر نمی گفته عسلم ! قند و نباتم ! شیکر پارم ! میگفته :
دیگر نبات را نخرد مشتری به هیچ
یک بار اگر تَبَسُّمِ همچون شکر کنی
277
تو به پارتنرت میگی «جوجو بلا»
ابوسعید ابوالخیر می گه «ایشان»
«گویند چرا تو دل بدیشان دادی
والله که من ندادم، ایشان بردند»
277
ﺧﯿﻠﯽﻫﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻨﮓ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ .
ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ .
ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ،
ﺿﺮﻭﺭﯼ ﺍﺳﺖ .
ﺑﻌﻀﯽﻫﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﮒ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ
ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺍﺳﺖ .
ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺸﻖ ﺁﻣﺎﺩﻩ کردهای
ﻭ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﯽﺩﻓﺎﻋﯽ
ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺟﻨﮓ،
ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺟﻬﺎﻥ،
ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺮﮒ .
✍🏻#ﻫﻠﻨﺎ_ﮐﻮﺭﺩﻩ_ﺭﻭ
ﺷﺎﻋﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﮐﻠﻤﺒﯿﺎﯾﯽ
277
امشب آخرین جلد به پایان رسید
کلیدر رو از ابتدا تا انتها
تمام ده جلدش رو
تک تک کلماتش رو
زندگی کردم
امان از جلد آخر😔😔
استخوان روحم درد میکند انگار🥺🥺
277
#یک_تکه_کتاب
شیرینی زندگانی بیش از یک بار به کام آدم نمینشیند
اما تلخی هایش هر بار تازه اند
هر بار تازه تر...
#کلیدر
#محمود_دولت_آبادی
277
با نگاهت "اجتماع کافری" تشکیل شد
هیئتی از "فرقه های دلبری" تشکیل شد
مردم از خانه برای دیدنت بیرون زدند
"سازمان رسمی گردشگری" تشکیل شد
ماده گرگ چشمهایت آنقدر کشته گرفت
در مسیرت "دادگاه کیفری" تشکیل شد
آنقدر مردان بیچاره گرفتارت شدند
"مجمع لغو طلاق محضری" تشکیل شد
با تو زیباییشناسی در هنر تغییر کرد
مکتب "امپرسیون روسری" تشکیل شد
آمدی از خانه بیرون، باز دعوا شد سرت
اخم کردی "دسته های شرخری" تشکیل شد
عدهای میخواستند از جنس تو صحبت کنند
"انجمنهای زبان زرگری" تشکیل شد
سیب سرخم! شاخهات افتاد در دست شغال
باز هم "دنیایی از دیو و پری" تشکیل شد
به قلم #علی_صفری
صدا #محبوبه_یوسفی
277
همینقدر خاص به آفتابِ زندگیت شب بخیر بگو :
"تاریکی ات بخیر، ای آفتاب من..."
#فائزه_اسلامی
#دست_به_نقد
277
یکی از بهترین رمانهایی که تا حالا خوندم👌
اگه نخوندین پیشنهاد میکنم که حتما بخونیدش
این کتاب انقدر برای من جذاب بود که من حتی فیلمش رو هم بعدش دیدم
و راستش کتابش یه چیز دیگه اس
277
چه بگویم؟
بگویم زخمم آنقدر عمیق شده که
میتوان در آن درختی کاشت!
بگویم غمگینم، و مرگ کاری نمی کند.
277
#یک_تکه_کتاب
زخم ها جای شرم نیستند، آنها نشان میدهند که چه جنگ هایی را از سر گذراندهایم؛ اما تلخیشان از آن است که چه کسانی آنها را بر جانمان نشاندند...
#ملت_عشق
#الیف_شافاک
277
نوشته بود بمیرد کسی که عاشق نیست...
به یادت افتادم، ...گفتمش خدا نکند
#سید_علیرضا_هاشمی_نیا
همینقدر مظلوم...
277
به دوش میکشم اندوهِ سالیانم را
دلم گرفته مثالِ جنوب ایرانم...
#عرفان_مقدم
برای جنوبِ زخمیِ ایران...💔🖤
277
ما بیقرارهای همیشه
چشمانتظارهای همیشه
بعد از تحمل غم و غربت
از روزهای شاد گذشتیم
ای اشکهات شبنمِ گونه
یادم نرفته است چگونه
ما قاصدک شدیم و پریشان
از آستین باد گذشتیم
از هر که نا امید شدیمو
یک آدم جدید شدیمو
با روسیاهی از خودمان هم
از عشق و اعتماد گذشتیم
از هر چه دوست داشتنی بود،
از دانهای که کاشتنی بود
از آرزو و شعر... به هر حال
از زندگی زیاد گذشتیم...
به قلم #رویا_فریدی
صدا #محبوبه_یوسفی
