“رُزِ وَحشی”
前往频道在 Telegram
233
订阅者
无数据24 小时
-27 天
+130 天
帖子存档
233
او زنی بود که برای فراموش شدن خلق نشده بود!
یک جور زنی که اگر آزارش دادی
و رهایش کردی،
دیگر شبیهش را پیدا نمیکنی،
آن وقت تا آخر عمرت
تکه تکه از وجودش را در زنان دیگر میجویی
ولی نمی توانی جایش را پر کنی.
233
سخت ترین چیزی که وجود داره برام
وقتیه که قلبم میخواد اعتماد کنه
و مغزم جلوش میگیره تا حماقت نکنه
انقدر هم آسیب زیاد دیدم
که مغزم برنده بشه تو این جنگ
233
_مغزم،مغزم درد میکند از حرف زدن.
چقدر حرف زدهام، چقدر در ذهنم حرف زدهام .
محمود دولت آبادی.
233
بله من حالم خوبه و دارم زندگیم میکنم
اما هنوزم اسم بیمارستان میاد حالم بد میشه
اما راجب یه آدم بیمار جلوم حرف بزنید
تپش قلب میگیرم
اما لباس بیمارستان تن کسی بیینم
حمله عصبی بهم دست میده
هنوزم کسی راجب شمشک صحبت کنه
بغض میکنم
هنوزم کسی بخواد راجبش حرف بزنه
عصبی میشم
هنوزم اون بوی عطر بهم میخوره
یه ضربان قلبم جا میندازه
واقعیت اینه در ظاهر همه چیز عادیه
اما درواقعیت هیچ چیز عادی نیست
233
برام عجیبه که آدمی خودش زمانی
باعث رنج من شده
در زندگی من بعد چند وقت
بخواد در نقش ناجی وارد بشه
تو خودت بخشی از عذاب من بودی!
