سرزبان | مهارت پرسشگری
前往频道在 Telegram
سرزبان، مدرسهی گفتوگو پرسشگری برای یادگیری زندگی به زبانِ پرسش سخن میگوید. کانال الهه علیزاده: https://t.me/channelelahehalizade وبیکارهای رایگان «معماری تفکر» پنجشنبهها، ساعت ۲۲ در لینک زیر" https://mohit.online/room/memaritafakor
显示更多未指定国家未指定类别
208
订阅者
无数据24 小时
+57 天
+530 天
帖子存档
این هم فایل صوتی جلسهی هشتم وبیکار که رفتیم سراغ صداقت و صداقتکاوی و نسبتش با حقیقت.✨🌻✨
کمی هم درستی و غلطی رو انگولک کردیم و با واژهی الگو و اهمیتش در تفکر و فهم و ادراک بیشتر آشنا شدیم.✨🌻✨
میبینید چطوری همه چیز به هم ربط داره؟
هر جلسه هی میرسیم به جلسات قبل. 😁✨🌻✨
سرزبان
Repost from الاکلنگ|دیار طلایی🌤
مواجهه
با مواجهه که آشنا شدم، بسیار خودراخوببرندازکن گردیدم. با وادی دانستن و پس از آن مسئولیت ناشی از آن.
مواجهه را بلد بودم اما نه اینقدر فیستوفیس. حالا اما مسئله برایم ساده شده و همین شده بلای من. همان سادگی که فکر میکنیم خب دیگه چی میخوای؟ بله ولی کاش هنوزم پیچیده بود. کاش هنوز فکر میکردم باع! موشکل من خعلی موشکله، با این فورمیولا حل شودنی نیست. اما حالا چی؟ حالا یه چیز ساده دارم" بشین بنویس، اهدافت شفاف میشه، باگهات در مییاد، نقشهی راهت مشخص میشه، الگوهای رفتاریت کشف میشه و معما حل میشه و ایزی پیزی. بعدش دیگه همت خودت رو میطلبه.
زارت این که خیلی سخته.
ببین من اگه نمیدونستم که نوشتن، گره کور رو باز میکنه، خعیلی بعتر بود. های خودمو میزدم به ناتوانی و نابلدی که واهای ببینید با چه مسئله، یا حتی مشکل پیچیدهای روبرو هستم؛ نع نع از من نخواهید که خودم را خسته و شما را ناراضی کنم.
خب عزیز دل این چه وضعشه، هی مسئولیت میندازی روی دوشم؟ کوچینگ چیچیه؟ بزار برگردم پیش همون تراپیستم تا با هم دستمال برداریم و به الگوملگو و گره و عقده و طرحوارههای نازنینمون بگرییم.تازه اینجوری از زمین و زمان هم طلبکار بودیم، یکی در میون بابا و ننهام رو هم جمیعن چیز میکردیم و یه آب خنکی هم میریختیم اونجایی که میسوخت و بعد هم از جلسه من خوشحال و اونم خوشحال، هپی عندینگ، خارج میشدیم و خر مرادم رو هی میلکوندم که واهای ببینید چه زخمهایی دارم؟ مشاهده کنید که درمانناپذیرند؟ بر من بگریید، ترحم کنید و ببینید که چگونه قربانی والدین و محیط و اجتماع کثافت خویش هستم؟
چه خوب بود به خدا. همه خودمان را به خریت زده و یورتمه میرفتیم تو کوچهها.
ولی حالا چی؟
هی مییای میگی " ساده هست اما آسون نیست."
مواجهه شدم. چه مواجه شدنی. در چند بعد. یکی تخم کردم و از سه واژهی ساده، آسان و پیچیده در یادداشت استفاده کردم. دوم منتظر تنبیه معلم هستم. کوچم هم اینا رو میخونه و فردا توی جلسه مراسم کفپازنون داریم. چهارم استفاده از نوشتن بعنوان راهی برای پیشبرد مسئله که بله باید بگویم مواجهی سخت همین جاست. هی نمینویسم. هی نمینویسم. هی نمینویسم. چون پس از نوشتن شفافیت میرود توی کون مغزم و هی چوبش میکند که حالا که میدانی مسئولی که بلند شوی و کاری بکنی. بله دوستان امشب خودآزارم. خودآزرده را چه نیاز به دشمن. هی. روزگار وحشی.
ساعت ۱۷ بررسی سوالکاویهای شما و پرداختن به سوالات جاموندهی وبیکار دیروز رو داریم. ✨🌻✨
یادتون نره.
میبینمتون:
https://fanotech.ir/q8bu1
✨💖✨
سرزبان
عشقا دیدین چی شد؟ سوالا رو یادمون رفت.😐😐😐
فردا ساعت ۵ عصر تو جلسه مطرح میکنیم.🥲
سلللااامممم، پنجشنبهست و قرارمون یادتون نره. ✨🌻✨
وبیکار معماری تفکر، همین امروز:
ساعت ۲۲
با موضوع: «صداقت و صداقتکاوی»
لینک حضور در وبیکار:
https://fanotech.ir/q8bu1
به دوستاتون یادآوری کنید.
سرزبان
«چه مدت است که ما در این کرهی خاکی کنار موشها زندگی میکنیم بدون آنکه این موشها از هوش برتر ما چیزی یاد گرفته باشند؟»
زبان و اندیشه، نوام چامسکی
🌻«سوال روز»🌻
خیال چطور شکل میگیرد؟
سرزبان
«آیا وقتی مرد به زن اظهار عشق میکرد و مدعی بود که زندگی بدون او برایش محالست، دروغ میگفت؟»
گریز از آزادی، اریک فروم
🌻«سوال روز»🌻
ذات ترس چیست؟
سرزبان
ادامهی بررسی سوالکاویهای دوستان، در قالب یادداشت رو با هم داشتیم و نکاتی رو از دل هر یادداشت کشیدیم بیرون و تصمیمات و پیشنهاداتی ردوبدل کردیم برای بهبود تفکر.
دم همه گرمممممم... ✨💖✨
شما هم سوالکاویهاتون رو انجام بدید و زیر پست سوالات لینک بذارید. ✨🌻✨
سرزبان
جلسهی هفتم وبیکار «معماری تفکر»
توی این جلسه یک سری نکات دربارهی سوالکاوی و چگونگی پرداخت و سنجههایی برای بهتر فکر کردن رو با هم بررسی کردیم.✨🌻✨
همینطور موضوع سادگی و پیچیدگی رو مرور کردیم و جمعبندی.✨🌻✨
سرزبان
سلام عشقا. میگم این پست رو هم بخونید. فعلا تا اینجای مسئلهی نویسندهی خوب vs متفکر خوب که پنجشنبه گپ زدیم رو پیش بردم. شما هم همفکری کنید ببینیم چیو از دست میدیم هر دو گروه؟✨🌻✨
Repost from کافتهگری | الهه علیزاده
اما جای سوالا حعیف خاولی بود¹
حاصل جفتگیری سوال خوب و جواب خوب، دوقلوی فکر و متفکر خوب.
نویسندهی بلدِ کار و کاردرست و کارِ چاقوچلهکن هم، از آن گردآورهای خوب روزگار.
خب. پس چطور نویسندهی متفکر یا متفکر نویسنده باشیم؟
شما چهارتا نویسندهی خوب بچسبان جلوی چشمت و هی بخوان. هی میبینی بابا این یارو عجب اسفنجی بوده جانَکِش.
همّه را جذب و جوذب وجودش کرده و بعد نشسته به صورت خوشگلاسیون بازنویسیاش کرده. اهّهّهّی آدم زّرنّگگگگ.
دمشان گرم. بلدند. شما بلد نیستی؟ لااشکال. شما برو آب را بریز آنجایی که میسوزد.
مموتی این را وسط جلسهی رسمی گفته بود؟ فلفل نریختند دهنش بعدش؟ گونیپیچ و این داستانها؟ نه... پس چرا من اینجا یک کلمه میگویم کلی آدم آژیر میکشند.
من که فقط کلمات را انگشت میکنم، «چه خبرتووونننهههه؟ چه خبرتووووننهههه؟» این را هم مموتی گفته بود؟
راستیراستی مموتی برداشت میمون بدبخت را زد زمین هوا رفت تا دمدمای خدا رفت. بیچارهی زبانبسته.
پریشب دیدم سوراخم را یافتهام. سوراخ نویسندگیام را.
چهارچنگولی چسبِ «سرجدت بهتر و بیشتر فکر کن و شلمغز نباش الهه» شدهام و سرشلوغی از تلاش برای بهنویسیام کاسته و بر «عجب نویسندهی ترکاری هستم من» افزاشته(؟).
نشستم نذر «بازچاییخواری» کردم که:
«خدایا اگر گفتی چطور نویسندهی متفکر یا متفکر نویسنده باشم و نه فقط یکیشون، چون من خر و خرما و خدا و خاطرت را با هم میخواهم و نمیخواهم بیستسال بعد ازم فقط نویسنده یا فقط متفکر خوبی درآید، اگر گفتی چطور نویسندهی متفکری باشم؟ اگر گفتی، به جنسیت همهی فرشتههای ئیلدار، باز میچسبم به چایی.»
خدا هم گفت: «تو که سوالت سروتهش سه سوت، سگ خورد. ولی در جریانی که آسیب زدن به تن حرام و این حرفها، ها؟ معده درد و این صحبتها، ها؟ حالا چایی بخور تا نشانت دهم.»
البته من چایی خوردم. میخواهم نشانم دهد.
اما بالاخره راز و پل بین نویسندهی خوب و متفکر خوب چیچی بود؟ چیچی هست؟
چپوراست که کردم خودم را دیدم من زیادی دوروبر سوالات متفکران خوب میگردم. اما سوالات نویسندههای خوب چطوریهاست؟ چه بدانم. چون اینطوری نخواندهام. خاکوچوک واقعنی.
باز پستمستهای قبلم را کافتم و شکافتم و دیدم دوطرفهدوستداشتهپستها، ترکیب سوالات متفکران خوب و نویسندگان خوب بوده.
سوال خوب.
همیشه جای خالی سوال خوب حس میشود. هر جای کار میلنگد، لنگ سوال خوبست.
اوایل که دست گذاشتم روی پرسش، به عنوان نقطهگریز و مرکز، شیشکی بستم واسه خودم که: «اسکلی؟ آخه پرسش؟ پرسش چی دارد که بپرسی ازش؟ اصلا مگر چقدر جای مانور دارد؟»
دیدم نه. راستیراستی خوب شد به این صداهه گوش ندادم و پرسشدوستی پیشه کردم. درندشت دنیاییست همین پرسش.
سوالآموزی، خیلی محل سگ بهش گذاشته نشده. به نظرم اگر عقدهای شده باشد حق دارد.
همه چسبیدهایم در کون پاسخ. اما کو سوال خوب؟
جنس سوال، خودش به نظرم کتاب تبارشناسی و دستهبندی میطلبد. نه؟
مثلا فهمستم که جنس سوال نویسندهی خوب، از جنس «گردآوری و زیست اسفنجی و زودآموزی» و جنس سوال متفکر خوب، از جنس «همه چیز بدیهی میزند اما همهاش تله است.»
جنسشناسی پرسش.
مامان یادم داد چطور پارچهشناس خوبی باشم. جنس را چطوری لمس کنم ک بفهمم میارزد، نمیارزد، میخوردم یا نمیخوردم.
جنس پرسش. به این کمتر دقت کردهام.
لیست سوال، با جنسهای متنوع، پل گمشده سوالاتند.
لابد رمانهای زیقیدوزاری، ضعف بزرگشان هم همینست دیگر. سوال به دردبخور نپرسیدند یا فقط پرسیدند: «خب بعدش چی شد؟»
همین؟ فقط همین سوال؟ هیچی، آبشو کشیدن چلو شد.
بعدش نشستند هی شروور بافتند در پاسخ به این پرسش.
کلا هیچ سوال دیگری نداشتند.
نویسندههای خوب و نویسندههای متفکر اما هر خطشان سوالیست متفاوت روی یک پرسش اساسی. سوالهای خوب مختلف و پرداختهای خوب.
حالا چه گلی بگیرم سرم؟
برای اینکه زبان نویسندههای خوب را بفهمم و پرسشهایشان را کشف کنم، مثل دوران مدرسه، نشستهام خطبهخط نوشتههایشان را گذاشتهام جلویم و تبدیلشان کردم به سوال، تا ببینم چه سوالاتی را از دست میدهم که نویسندهی خوبی نمیشوم؟
شما هم امتحان کنید ببینید به کجا میرسد.
آره خلاصه.
خیال کردیم کارمون عالی بود
اما جای سوالا حعیف خاولی بود
پینوشت و ¹: رفتم پاپفادر رو دوباره گوش کردم ببینم درست یادم مونده بود؟
🖋 الهه علیزاده
@channelelahehalizade
#الگویابی
«آیا در هر عشق از نگاه نخست نوعی اغراق آرزومندانه نسبت به صفات معشوق وجود ندارد؟»
جستارهایی در باب عشق، آلن دو باتن
🌻«سوال روز»🌻
چطور به سوالهای بنیادین و پایهی تفکر برسیم؟
سرزبان
«چقدر به خودمان فشار میآوریم تا گفتگو کنیم؟»
گفتوگونویسی، گلوریا کمپتون
🌻«سوال روز»🌻
احساسات باعث شدند انسان به حرف زدن بیفتد؟
سرزبان
اطلاعیهی مهم ۲
فردا وبیکار نداریم، اما شبنشینی رو داریم.😁✨💖✨
جمع میشیم با هم راجع به یادداشتها، راجع به پیچیدگی و سادگیتون گپ میزنیم و خلاصه گفتگو و گپزدن رو از دست نمیدیم...
پس فردا با هم شبنشینی رو برنامه میکنیم.
از ساعت ۲۲ تا ۲۲:۳۰ به صرف شیرینی و قند حضور شما. 😃
اینو داشته باشید واسه فردا
به دوستاتون اطلاع بدید. ✨🌻✨
لینک ورود به وبیکار:
https://fanotech.ir/q8bu1
سرزبان
«چرا اغلب حقیرترین استدلالها استوارترین آنها هستند؟»
در باب دوستی، میشل دو مونتنی
🌻«سوال روز»🌻
چرا احساسات شخصی ما به منطق و ارزشهای ما میچربند؟
پ.ن: میبینم دیروز بیسوال ماندهاید و تنهای تنها.🥲
سرزبان
Repost from کافتهگری | الهه علیزاده
خری با لباس گورخر
صِبِر، صِبِر، صبر.
الان چیزی یادم آمد که واویلا. که عهعهعه... ای دل غافل و وافل و تافل... تو این نکته را برای ملت نگفتی؟
یکساعت و نیم افسار سخن بهدست هی، هیهی کردی و این قلم جا افتاد که.
ریدی که زن.
درست صحبت کن با خودت اولا. اول اولا هم وا! کی گفته همه چیز را باید یکهویی گفت که؟ هیچ خوشم نیامد از این حرفتهااااا.
بعدش هم. آدمی که اهل بخوانی و بدانی هست اینجا را از دست نمیدهد که.
زهرم به ذهونتان که سادگی و پیچیدگی که بود و حرفش را زدیم؟ ...آره، همان. وبیکار و این داستانها...
زیر دوش یادم آمد ملت واسه تعریف داسِگی و دیپیچِگی هی این «فهم» را گرفتهاند دستشان و به این دوتا بدبخت فرو میکنند. بس کنید فهمعلیها.
بعله. حق با شماست. مگه همّهچیز در نسبت با ما سنجیده نمیشود؟ چون ما زباندار و زبان درآر و زباندرازیم و اصلا مگه مسئله سادگی و پیچیدگی واسه ما نیست که؟
بله که بله.
اما کجا قیمهها را ریختید توی ماستها که؟
آهّانّ. اینجا. یعنی این زیر. یعنی در ادامه.
جهان، از دریچهی ذهن ما تفسیر و تحلیل میشود. اصلا در بُعد ذهن، معنا دارد. اگر ذهن نبود که باز هم جهان به هیچجایش نبود که ما ذهن نداریم.
اما ملت کجا قیقاج میروند؟
اینجا که کدام سادگی و پیچیدگی؟
سادگی و پیچیدگی از دریچهی ذهن یا سادگی و پیچیدگی از دریچهی فهم؟
ملت، همه، دومی را غالب خودشان کردهاند و خوشحالخوشحال که «ایخجینننن، سیدیگی و پیچیدیگی ری تیعریف کیردیم.»
آآ. نوچ نوچ نوچ.
تقلیل سادگی و پیچیدگی به میزان فهم ما، یعنی تقلیل سادگی و پیچیدگی به برداشت شخصی. بله فهم ما قسمت گندهگندهایش چسب برداشت ماست.
فهم، آدمبهآدم متفاوت است. ذهن هم.
اما توی سادگی و پیچیدگی فهممحور، چیزی از قلم میافتد. ذهن.
خب تفاوت سادگی و پیچیدگی ذهنمحور و فهممحور چیچی هست؟
تفاوتش توی کلام و رفتار خعّلی مشخص است. برای اهل نظر و بصر و این صوبتا.
سادهپیچی(ترکیب سادگی و پیچیدگی) مبتنی بر فهم، نتیجهگراست. برحسب نتیجه و آخر میسنجد.
در واقع همان مضحکه و ملعبه و عنترومنتر دستمان برای پیشفرضزدگی یا تکرار مکررات و تکرار فهم دیگران که بیشتر به سمت تایید ایده و نتایج میرود.
همینکه معمولا جملات تکراری و شعاری و گوزگوز ببینید که توی اینستا و حتی حرفهای نویسندهها کیلوکیلو ریخته، به نوعی همان فهمها را میبینید یا خدایینکرده میگویید.
سادهپیچی ذهنمحور اما جریانکاو و جریانگشا و جریاناندازست.
توجه به جریان، حتی در انتخابها یا تغییراتمان خیلی وقتها نشان میدهد اصلا الگویی پشت کار نبوده.
به نوعی اصلا تغییری صورت نگرفته که بخواهیم به آن بپردازیم و به قول قدیمیها فقط پالونمان عوض شده. زیر پالون، سرجایشست.
سادهپیچی فهممحور معمولا آسانست. برای خودمان. برای دیگران هم. فهم رایج و مشترک. مقبول هم میافتد معمولا هم.
سادهپیچی ذهنمحور اما به واسطه جریانسنجی، مهمترین مواجههی ما با سختیست. جریان سختست. جریانکاوی و رسیدن به الگو همیشه سخت و انرژیبرست.
توی جریان، حفرههای فهمی و ارتباطی و بیپشتوانگی و بیالگویی عین چی میزند بیرون و آبرووحیثیت نمیگذارد برای آدم.
به این ایده فکر میکنم که جااندازی سادهپیچی ذهنمحور به عنوان یک جریان، چقدر میتواند فهم ما را از مشتی برداشتهای شخصی حرکت دهد و طوری دیگر ببینیم و درک کنیم و بفهمیم؟
هان؟
🖋 الهه علیزاده
@channelelahehalizade
#الگویابی
«چگونه است که از دنیای پیرامونمان آگاهیم و چیزی را که میدانیم میدانیم، و میدانیم که میدانیم؟»
خطای دکارت، آنتونیو داماسیو
🌻«سوال روز»🌻
یک روزِ بدون هیچ سوالی، چه شکلیه یعنی؟🤔
سرزبان
خبر مهمِ مهمِ مهمِ مهمِ مهم📣
سلام به همه سرزبوندارای عالم...
چطوریایید؟؟؟
بگید چی شد؟
جونم براتون بگه دودوتاچارتا کردم دیدم شاید نشه.
چی نشه؟
فکر کنم این هفته نرسیم وبیکار رو برگزار کنیم.🤔
در نتیجه، جلوس و شبنشینی و شبچرهی بعدی؟
هفتهی بعد انشاالله. با موضوع صداقت.
جلسهی جمعه صبح سر جاشه.
فرصت بیشتری برای مرور هم خواهید داشت.
پنجشنبهی هفتهی بعد بیام و ببینم مطالب یادتون رفته... آره خلاصه. 😁✨🌻✨
به امید دیدار، پنجشنبهی بعدی... 😃👋
راستی نبینم شُل شید تو چالش سوال روزهااااا... مغزو گرم نگه دارید. 😑
«اهمیتی ندارد که چرا مجرد هستید، بلکه پرسش اصلی اینست که چه کاری در این رابطه انجام خواهید داد؟»
شوهریابی پس از 30 سالگی، ریچل گرینوالد
🌻«چالش سوال روز»🌻
چرا سوالا تمومی ندارن؟
سرزبان
«آیا میتوانم بدون حس آسیبپذیری در خودم، احساسی فوقالعاده ایجاد کنم؟»
جرأت بسیار، برنه براون
🌻«چالش سوال روز»🌻
اصلا سوالات خوبی از خودمان میپرسیم؟🤔
سرزبان
