سرزبان | مهارت پرسشگری
前往频道在 Telegram
سرزبان، مدرسهی گفتوگو پرسشگری برای یادگیری زندگی به زبانِ پرسش سخن میگوید. کانال الهه علیزاده: https://t.me/channelelahehalizade وبیکارهای رایگان «معماری تفکر» پنجشنبهها، ساعت ۲۲ در لینک زیر" https://mohit.online/room/memaritafakor
显示更多未指定国家未指定类别
208
订阅者
无数据24 小时
+57 天
+530 天
帖子存档
یادتون نره
وبینار «روزسوال» امروز ساعت ۱۷-۱۶:۳۰
هر روز یک پرسش برای پرسیدن و زیستن.
اطلاعات ورود به وبینار در لینک زیر:
https://t.me/sarzabaan/117
سرزبان
سوگ چیست؟
سوگهایمان را میشناسیم؟
سوگ به چه زبانی با ما و دیگران سخن میگوید؟
در کدام مرحله یا جهانِ سوگ رفتوآمد داریم؟
توی این جلسه به مسئلهی سوگ نگاهی انداختیم و رسیدیم به این پیشنهاد که تا هفتهی بعد هر قدر میتوانیم از آن بنویسیم:
«فهرست سوگهای من»
شناخت سوگ، شناخت من، خودم و دیگریست.
✨🌻✨
نگاهی گذرا هم انداختیم به کتاب:
ویتگنشتاین و رواندرمانی(از پارادوکس به حیرت)
سرزبان
Repost from کنج عزلت | سارا چگنی
سوگها با یکدیگر متفاوتند؟
تعریف سوگ را مرور میکنم.
«سوگ واکنش انسان است به از دست دادن. از دست دادن چیزی یا کسی.» چندبار در زندگیام سوگ را تجربه کردهام؟ فراوان. فهرستی بلندبالا دارم از سوگهایم. از بس که حساس بودهام و با هر اتفاقی فقدان چیزی را تجربه کردهام و به سوگ نشستهام. با برخی از آنها کسی را از دست دادهام و با بعضی دیگر اعتماد به نفسم را، عزت نفسم را و یا امنیتم را.
میگویند سوگ پنج مرحله دارد: انکار، خشم، چانهزنی، افسردگی و پذیرش. به سوگهایم میاندیشم به ریزترین تا درشتترینشان. برای تعدادی از آنها مراحل سوگ را به تمامی طی کردهام و دیگر آزاردهنده نیستند. اما برای بعضی دیگر در مرحلهی خشم و چانهزنی در رفتوآمدم و برای باقیشان تا مرحلهی پذیرش فاصلهی چندانی ندارم.
به گمانم سوگها با یکدیگر متفاوتند. مثلا برای من سوگ از دست دادن پدرم با سوگی که از روانزخمهایم ناشی میشود متفاوت است. شاید چون این فقدان عینی است و علت سوگ، واضح و مشخص. پدری داشتهام و سالها با او زیستهام و با او خاطره ساختهام. وقتی که او فوت شد این از دست دادن کاملا ملموس بود. میدانستم که او را برای همیشه از دست دادهام و کاری از من ساخته نیست. پس راحتتر سوگواری کردم.
اما روانزخمها قابل رویت نیستند. عفونت و خونریزیشان به چشم نمیآید. خود فرد باید روانش را بکاود و آنها را بجورد و بگذارد جلوی چشمانش. از طرفی با یافتن اولین روانزخم سر و کلهی روانزخمهای دیگر هم پیدا میشود. چون که همگی مانند زنجیر به هم متصلند و از مجموع این روانزخمها، روانزخم عمیقتر و بزرگتری زاده شده است. روانزخمی غولآسا که دیدنش طاقتفرساست. آنقدر که معمولا در ابتدا آن را انکار میکنیم. اما چارهای نیست. تنها راه این است که بنشینیم و به روانزخمهای به ظاهر کوچکمان زل بزنیم تا بفهمیم با هر کدام از آنها چه چیزی را از دست دادهایم. سپس برای تکتکشان سوگواری کنیم، تا بتوانیم جلو چرک و خون را بگیریم و روانزخم بزرگتر را هم شفا دهیم.
سوگواری به معنای فراموشی نیست. باید به یاد داشته باشیم همانطور که جای زخمهای جسمی بر تن میماند رد روانزخمها هم بر روان ماندگار است. ولی دیگر از عفونت و خونریزی خبری نیست. پس یادآوری اتفاقات تلخ ما را متاثر میکند اما متوقف نه.
شما چه فکر میکنید، به نظر شما سوگها با هم متفاوتند؟
سارا چگنی
@sarachegenii
انواع سوگ
بنا به گپوگفت امشب دربارهی سوگ، بد نیست با لیست انواع سوگ آشنایی مختصری پیدا کنیم. شاید زبان سوگ و سوگهایمان را بهتر فهمیدیم. 🌻
https://milkan.ir/different-types-of-psychological-grief/
سرزبان
خبر جدید
سلام به اعضای کانال سرزبان، برای دریافت اطلاعات برگزاری مجدد وبینارها و وبیکارها(در شرایط قطعی اینترنت) لطفا شمارهی تلفن و نام و نام خانوادگی خودتان را توی لینک زیر ثبت کنید:
وبینار سرزبان
با سپاس بیکران.
وبیکار ۵شنبه، این هفته برقرار است و وبینارهای روزانه، به امید خدا از شنبهی آینده، از سر گرفته خواهد شد.
وبینارهای روزانهی «روزسوال»
شنبه تا چهارشنبه ساعت ۱۷-۱۶:۳۰
و
وبیکارهای «معماری تفکر»
پنجشنبهها ساعت ۲۲
لینک ورود:
https://mohit.online/room/memaritafakor
سرزبانیهای عزیزم با پوزش فراوان،
وبیکار امشب سرزبان به علت سرعت پایین نت و شرایط موجود برگزار نخواهد شد.
پیشاپیش سپاس از درک و همراهی شما. ✨🌻✨
Repost from مینویسمت | فائزه اعظمی
از خرید درمانی تا سوال درمانی
مداد شمعی خریدم.
مداد شمعی ها.
یک لحظه شوق بچهی کلاس اولی به من دست داد.
راستش تا به حال با مدادشمعی نقاشی نکشیدم بعد به این نتیجه رسیدم که به امتحان کردنش میارزد.
فردا چیزکی خواهم کشید.
دفتر خریدم چند رنگ.
مدلهای مختلف.
بعد دیدم دفترها هم جلدهای متفاوتی دارند. مثل کتابها. محتواهای متفاوتی هم خواهند داشت. مثل کتابها.
نوشتن و خواندن از هم جدا نیست.
تفاوتشان چیست؟
میشود آنچه نوشتی را بخوانی یا چیزی که نوشته شده بخوانی.
اولی تو نویسندهای و در دومی کسی دیگر.
اما در هر دو نگاه تو مطرح است.
به نظر میرسد نویسنده تنها نمینویسد، این خواننده است که با خواندن متفاوتش، نوشته را کامل میکند.
آیا وقتی نویسنده هستی دقیقن میدانی چه خواهی نوشت؟
شاید بتوان گفت نه.
نوشتن راهی برای شناخت خط فکریست.
دیدنِ دیدن خودت است.
اما نه مثل آینه تصویر خودت. بلکه درون خودت.
پ. ن: در جلسه روزسوال امروز فهمیدم میشود با سوال قدم به قدم پیش رفت.
انگار با هر سوال یک پله به مرکز فکر نزدیکتر میشوم.
فائزه اعظمی
#یاداشت_روز
@faezehazami
faezehazami.ir
🎤هر خط کتاب، خودِ پرسش است
💡تمرین پرسشگری از روی کتابها
اشارهای به روند و فرآیند پرسش برای ذهنی که با پرسش بیگانهاست.🌻
وبینارهای «روزسوال»
شنبه تا چهارشنبه ساعت ۱۷-۱۶:۳۰
ورود برای همه رایگان
سرزبان
Repost from گریزگاه من | ندا احمدی :):
از نقاشی چه میخاهم؟
نقاشی چیست؟ از نظر من نقاشی چیست؟ آیا نقاشی را دوست دارم؟ اگر دوست دارم چرا؟ از نقاشی چه میخاهم؟ میخاهم نقاشی چه کاری برایم بکند؟ یا من میخاهم برای نقاشی چه کاری بکنم؟ چطور از نقاشی بنویسم؟ از چه چیز نقاشی بنویسم؟
از رنگ. از طرح. از خطوط. از حس. از نقاشیها.
باید آنقدر بنویسم. آنقدر پرت و پلا بنویسم تا آخرش بفهمم چه میخاهم از نقاشی. یا نقاشی از من چه میخاهد.
میخاهم نقاشی و نوشتن را یکی کنم اما چطور نقاشی و نوشتن یکی میشود؟
با داستان نوشتن برای نقاشیها. یا از نقاشیها گفتن. یا کاویدن نقاشیها. اینکه من چه میبینم. یا اینکه نقاشی چه میخاهد بگوید. یا اینکه اصن نقاشی چیست.
نمیدانم. فقط میدانم که میخاهم نقاشی و نوشتن یکی شود اما چطوریاش را نمیدانم. چه راهی باید بروم را هم نمیدانم.
پس باید بروم توی تمام راهها. باید همه را امتحان کنم. بروم تا ببینم راهی که میخاهم کدام است. با نشستن و نگاه کردن و فکر کردن که راه درست را پیدا نمیکنم که. باید بروم به بن بست بخورم. برگردم باز بروم تا پیدا کنمش. باید همه راهها را بروم. باید خودم را بندازم توی راه. باید حرکت کنم.حرکت که کنم میفهمم.
از نقاشی چه میخاهم. نقاشی از من چه میخاهد. میخاهم از نقاشی چه بگویم. نقاشی از من میخاهد که چه چیزی در موردش بگویم. نقاشی را دوست دارم. نقاشی من را دوست دارد. نقاشی برای من چیست. من برای نقاشی چی هستم.
میتوانم کمکم به همهی اینها برسم. میتوانم کمکم جوابش را پیدا کنم. فقط باید شروعش کنم.
ندا احمدی :):
@yaddashtneda
Repost from N/a
نام گزینی برای بچهی یکی دیگر
دنبال نام برای سوالات فرمی. نامی تک واژه. ترکیبی نه. معنایش هم آسانرس. سرچکی کردم در مدرسهی نویسندگی برای واژهسازی. داد اوس کَلونتَری پسوند و پیشوندهای به دستم. گذاشتم« سوال» را کنار هر کدام. پیش بعضیها نشست و پیش بعضیها نه. پیش برخی هم بیمعنا نشست. چندتایی که نشست به زیبایی و با معنایی:
-سوالصورت، سوالروی، سوالچهره، سوالظاهر، سوالنما
پسوندهایی که میزنند داد، به نظر سوال اما نه. معنا تا حدی میرساند. بیانگر تمام مفهوم سوال فرمی ولی نیست.
- سوالنما، سوالگون، سوالآسا، سوالسان، شبهسوال
این بار میزند داد شباهت با سوال اما فرق از زمین تا آسمان. مثل بالایی ندهد توضیحی شفاف از سوال فرمی؛ چرا که اکثر آدمها سوالات خارج از علم را آبکی و داخل علم را واقعی میدانند. با این حال در مورد علم هم میتوان سوال فرمی پرسید. این واژهها به درد همان سوالات غیرعلمی مردم میخورد.
- سوال«؟»دار
در نوشتار بیمشکل اما گفتار چی؟ در گفتار چنین: سوالِ علامت سوالدار.
- سوالخان
چیزی که سوال خانندش اما نیست سوال. معنای دیگری هم دهد برای همین نامناسب. کسی که سوال را میخاند.
- سوالفریب، گولزنسوال
میرساند معنا را بهتر از نمونههای قبلی. برای من حداقل منظور آن دسته از سوالات علمی و از نظر مردم واقعیسوال نیست. سوال فریب تا اینجا نسبت به سایر برایم فریبندهتر.
- سوالنام
اسمی سوال اما واقعنی نه. پسوندی کمتر دستمالی شده.
بین سوالنام و سوالفریب من ماندهام کدام ور. اینور بروم یا اونور؟
برای سوالات ساختاری هم باید واژهای پخت. شاید واژهاش گفت کدام ور روم.
🎤پرسشها چگونه اندازهی پاسخ را نشان میدهند؟
💡چطور اندازهی پرسشها را تشخیص دهیم؟
💡چطور ذهنِ الگومحور ما را فریب میدهد؟
اشارهای به روند و فرآیند پرسش برای ذهنی که با پرسش بیگانهاست.🌻
وبینارهای «روزسوال»
شنبه تا چهارشنبه ساعت ۱۷-۱۶:۳۰
ورود برای همه رایگان
سرزبان
Repost from N/a
چگونه ندیدهها را ببینیم
در وبیکارهای «روزسوال» چه میگذرد؟ میخاهیم زبان را درک کنیم، برای همین پرسشگری میکنیم. پرسشگری از کنجکاوی میآید.
کنجکاوی میل به درک است و فراتر از علایق و نفرت. فهمیدیم مفهوم کلمهها را نمیشناسیم. مثل کلمهی«پرسش»، خیلی کلمهها برایمان بدیهیست. اما اگر بخاهیم تعریفی از آن بکنیم، گیر میکنیم.
قرار است کنجکاوتر شویم. به فضای سوم نیاز داریم.
فضای سوم چیست، فضای سوم کجاست؟
چگونه از باور و ناباوری به سمت فضای شناختی حرکت کنیم؟
مهمترین منبع «پرسش»، کجاست؟
جایی که نه باور هست نه ناباوری. کودک فضای سوم دارد یعنی ناآگاهانه قائل به فضای سوم است. کودک نیاز به تصمیمگیری ندارد چون تایید یا تکذیب نمیکند. میبیند و میپرسد.
اگر بتوانیم نگاه کودکانه داشته باشیم و قائل به فضای سوم باشیم، پرسشگر بهتری میشویم.
اگر مانند معمار به مسائل نگاه کنیم، به مسئله "تن" بدهیم و دیوار بکشیم، فضای سوم قائل شدهایم.
فضای سوم فضای شناخت است نه تایید و تکذیب. بدون تنبخشی و قائل شدن، پرسشی نیست و شناخت ممکن نمیشود.
درک فضای سوم سخت است چون فکر میکنیم قرار است آنجا به باور برسیم، اما قرار است به پرسش برسیم. با نگاه کودکوار.
«سالوادر دالی» گفته: «پنج سال طول کشید شبیه رافائل نقاشی بکشم، اما یک عمر طول کشید مثل کودک بکشم.»
پس کار دشواریست که مثل کودک ببینیم و بکشیم، یعنی ندیدهها را در فضای سوم ببینیم.
مهمترین ویژگی فضای سوم، نبود باور و ناباوریست. اما برای ما بزرگسالان چنین کاری دشوار است. کودک اگر فضای سوم دارد، برای آنست که هنوز باوری ندارد.
چگونه برای مسائل خود فضای سوم ایجاد کنیم؟
برگردیم به عقب، ببینیم چطور به باورها و ناباوریها رسیدیم؟
اصلن باورها و ناباوریهایمان را میشناسیم؟
فهرستی از باورها:
۱.نیکی کردن. (نوعدوستی)
۲.آزادی در چارچوب قوانین.
۳.صداقت در خلوت و در جمع.
۴.تلاش مداوم برای یادگیری.
۵.شکرگزاری برای آرامشخاطر.
و ناباوریها:
۱.به تبعیض جنسیتی.
۲.به قوانین ارث در اسلام.
۳.به خیانت.
۴.به شیطان.
۵. به بهشت و جهنم.
در گام بعد باورها و ناباوریها را ببریم در فضای سوم.
آیا بدون تایید و تکذیب و از بیرون به آنها میتوانم نگاه کنم؟
هنوز نه، بین آنها گیر کردم. میخاهم مکانی برای آنها بسازم اما مصالح را نمیشناسم.
پروانه کودک شو. درنگگاه خود را بساز.
پروانه اسدزاده
🎤پرسشگری را از خود بیاغازیم؟
💡تفاوت سوال چه و چرا در ابتدای پرسشگری
اشارهای به روند و فرآیند پرسش برای ذهنی که با پرسش بیگانهاست.🌻
وبینارهای «روزسوال»
شنبه تا چهارشنبه ساعت ۱۷-۱۶:۳۰
ورود برای همه رایگان
سرزبان
Repost from مینویسمت | فائزه اعظمی
از جان پرسش چه میخواهم؟
راستش مواجه شدن با موضوع برایم مثل مواجه شدن با یک مرغ محلیست که مرده است و حالا باید پوست شود.
پوست کردن سختترین کار دنیاست اگر ندانی چطور.
حالا من را امیدی به پوست کردن گاو نیست اما چندماه پیش برای اولین بار دیدن به جای پر پر کردن مرغ، با قرار دادن شلنگ کنار لایهی داخلی گردن مرغ، آن را پر آب میکنند تا بین دو لایه فاصله بیفتد و بعد بترکد. به این شکل با یک حرکت کل پوست جدا میشود.
حالا وقتی مسئلهای پیش روست چطور طی شدن مسیر پیشرو مسئلهی مهمتریست.
تا کسی بپرسد: «این چیست دیگر؟»
باید گفت: «مرغ است جانم، مرغ. حالا چه باید کرد؟»
برای رسیدن به آن مرغ تمیز داخل یخچال با ادویه لازم برای پخت جوجه باید مراحلی طی شود که تنها با سوال درست میتوان مراحلش را پشت سر گذاشت.
راستش از مرغ زنده میترسم اما مرغ مرده آزاری ندارد، فقط اگر به دادش نرسی بوی گندش کل ذهنت را میگیرد.
فائزه اعظمی
روز_سوال
@faezehazami
faezehazami.ir
🎤چرا اغلب پرسشها بهدرنخورند؟
💡پرسش فرمی چه پرسشیست؟
💡پرسش ساختاری چه پرسشیست؟
اشارهای به روند و فرآیند پرسش برای ذهنی که با پرسش بیگانهاست.🌻
وبینارهای «روزسوال»
شنبه تا چهارشنبه ساعت ۱۷-۱۶:۳۰
ورود برای همه رایگان
سرزبان
🎤فضای سوم در پرسشگری به چه معناست؟
💡چگونه از باور و ناباوری به سمت فضای شناختی حرکت کنیم؟
💡مهمترین منبع پرسش کجاست؟
اشارهای به روند و فرآیند پرسش برای ذهنی که با پرسش بیگانهاست.🌻
وبینارهای «روزسوال»
شنبه تا چهارشنبه ساعت ۱۷-۱۶:۳۰
ورود برای همه رایگان
سرزبان
