ch
Feedback
تردید|مصور رحیمی

تردید|مصور رحیمی

前往频道在 Telegram

در اینستاگرام: https://www.instagram.com/msawirrhimie/ واتساپ: +93781841597

显示更多
未指定国家未指定类别
228
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-930 天
帖子存档
🤩 «ما چون برنج‌زاران چوو هُوا همه ساله دِرو می‌شویم و سال دیگر، پُربارتر می‌روییم ما از مرگ قوی‌تریم» -هوشی مین ✅ برای نوشتن
🤩 «ما چون برنج‌زاران چوو هُوا همه ساله دِرو می‌شویم و سال دیگر، پُربارتر می‌روییم ما از مرگ قوی‌تریم» -هوشی مین ✅ برای نوشتن گزارش نیک امروز روی پیوند زیر کلیک کنید: 👇 shahinkalantari.com/gozaresh-70

نظرتان در مورد تردید چیست؟ https://t.me/HidenChat_Bot?start=1169275571

سر آنالیزه کرده پای چپ مسی جنگ دارند. چی خبره؟ حالا اون ننه مرده یک فوتبالی بازی می‌کنه و پولی به جیب میزنه ولی شما چرا دعوا می‌کنید؟ میت تو قبر می‌لرزه. بعد یارو به این یارو میگه: لطفن فوتبال را از رادیو گوش نده. ما را سننه قربونت بعم؟

شاید باید نجنگید زنان دوست دارند برای آنها بجنگیم. مردان دوست دارند برای آنها بجنگیم. ارتش دوست دارد برای آنها بجنگیم. تازه نیروی کارِ کارگاه‌ها هم است. کارخانه‌جات دوست دارند برای ساختن سطل‌های پلاستیکی، چمچه‌های غذاکشی. قاشق. لباس. حالا مارکسیست‌ها دوست دارند برای نیروی کار بجنگیم. برای حقوقِ کارگر. پدر دوست دارد برای او بجنگیم. مادر... مادر دوست دارد برای او بجنگیم. انجمن شاعران. نهضت‌های آزادی. مشعل‌های روشنایی. سارتر. کامو. یا اصلن رمان. شاید نوشتن. همه نیاز به جنگیدن دارند. همه سرباز می‌خاهند. اما نمی‌دانند. ما سر نداریم. تازه اگر داشتیم هم، آن‌قدر تا حالا باخته‌ایم که یک سر برایمان کم هم است. #تردید

اندُهَت را با من قسمت کن شادیت را با خاک و غرورت را با جوی نحیفی که میان سنگستان مثل گنجشکی پر می‌زند و می‌گذرد. -منوچهر آتشی

هم‌خوابگی با شخصیت‌ها قبلاً از دیگران زیاد شنیده بودم که می‌گفتند: «اگر می‌خواهی داستان‌نویس شوی، باید با داستان زندگی کنی.» خیال می‌کردم که می‌دانم این جمله چه معنایی دارد و اصلاً «داستان زندگی کردن» یعنی چه؛ اما تا همین یکی دو هفته پیش واقعاً نمی‌دانستم. حالا، حتی در خواب هم به داستان فکر می‌کنم. هر لحظه‌ام با شخصیت‌های داستان‌هایم می‌گذرد؛ یعنی واقعاً داستان را زندگی می‌کنم. در اوج خواب هم سعی می‌کنم گره‌های داستان را باز کنم. ناگهان نصف‌شب بیدار می‌شوم، ولی انگار داستان زودتر از من بیدار شده است. شخصیت‌های من خوابی سبک دارند، یا بهتر بگویم اصلاً خواب ندارند. شب که برای خواب به رختخواب می‌روم، ناگهان نکته‌ای دربارهٔ داستان به ذهنم می‌رسد. با خودم می‌گویم: «صبح می‌نویسمش»، اما صبحی در کار نیست؛ چون تا صبح آن نکته از ذهنم می‌پرد و موضوع دیگری جای آن را می‌گیرد. نمی‌دانم تا کی و تا کجا این داستان‌زیستن ادامه پیدا می‌کند و این علاقه تا کجا مرا همراهی خواهد کرد، اما این را خوب می‌دانم که بهترین لحظات زندگی‌ام وقتی است که داستانی می‌نویسم. دوست دارم این حس و حال تا همیشه با من بماند. #giyaband #داستان‌نویسی

می‌توانید نامه‌ بنویسید: https://t.me/HidenChat_Bot?start=1169275571

نمونه‌ای فیلم هندی. سینمایی قاشاقلیوود

نویسنده روزمزد نویسنده روزمزد صبر می‌کند مثلن یک نویسنده‌ی پیرِ خرفتِ بینوا بمیرد تا یگان چیزکی هوا کند. البته مسابقات جام‌جهانی هم می‌تواند برای عاج‌آقا نویسنده ایده باشد، اما عمومن تخصصش در مرده‌ریگی است. نویسنده روزمزد صبر می‌کند زلزله شود. سیل‌زدگی هم بد نیست. در کل، نانش را از آفتِ جانِ دیگران می‌خورد. نویسنده روزمزد گرایش عجیبی به فیلم‌های هندی بالیوود دارد. مثلن با یک کیله شکست عشقی می‌خورد و بعد سه دل‌نوشته  دو شعر و یک استوری منتشر می‌کند. (اگر کسی در سرای‌خاجه جواب سلامش را ندهد، تا شب درباره‌ی تنهایی انسان مدرن هم می‌نویسد.) البته گاهی از بی‌نانیِ ادبیات هم می‌نالد؛ حال آنکه ادبیات قرار نبوده است نان‌آور هم باشد. نویسنده روزمزد اگر چند روزی ایده پیدا نکند، ناگهان پلیس زبان می‌شود و به‌جای نوشتن غلط‌های املایی دیگران را می‌گیرد. #تردید

پاداش نویسندگی خود نوشتن است. -هنری میلر

Repost from جنگاوران
حاجی ولش کن حالا یه غلطی کرده شیطون

پرنسس👸🏻
پرنسس👸🏻

از آدمی چه‌چیز باقی می‌ماند جز سکوت و خاموشی، جز دور شدن از جماعت آدم‌ها، جز مرگ؟ بلوط را می‌توان به پنهان سوختن، دور شدن و خود شدن ترجمه کرد: سکوتی چنین، خاموش سوختن، خود راهی‌ست برای گفتن. و سکوت کردن به معنای داشتن رازی در دل است: تنها آن‌کس که صاحب حرف ناگفتنی‌ست می‌تواند سکوت کند. از این‌روست که خاموشی و سکوت بلوط‌ها همزمان است. ــ یک قطعه‌ی ادبی نوشته‌ی مجتبا گلستانی، از کتاب «در جنگل بلوط»

داستان «فروپاشی روانی» تقدیم نگاه قشنگتون

❤️ «زندگی يا يك ماجراجويی جسورانه است يا هيچ چیز نيست.» -هلن كلر ✅ برای نوشتن گزارش نیک امروز روی پیوند زیر کلیک کنید: 👇 sha
❤️ «زندگی يا يك ماجراجويی جسورانه است يا هيچ چیز نيست.» -هلن كلر ✅ برای نوشتن گزارش نیک امروز روی پیوند زیر کلیک کنید: 👇 shahinkalantari.com/gozaresh-67

میرصادقی را مدتی است ندیده‌ام. احساس می‌کنم از من دلخور است. معنی این دلخوری را نمی‌توانم بفهمم. دستنویس رمانش را به من داده بود بخوانم و نظری بدهم، که خواندم و بحث طولانی و بی‌موردی هم کردیم. و او رفت و کتاب را با همان ریخت اول چاپ کرد و ای‌کاش نمی‌کرد. قضیه مربوط به چند سال پیش است. بعدها این‌جا و آن‌جا در تآتر همدیگر را می‌دیدیم. اما به هر حال آن نشست بیش از آنکه موجب کدورت او شود، تأثیر نامطبوعی روی من گذاشت. می‌دانید؟ نویسنده‌ای که جنبه یا ظرفیت انتقاد نداشته باشد، همیشه محکوم است به اینکه اشتباهات خود را از کتابی به کتاب دیگر منتقل کند. -اکبر رادی، از کتاب «نامه‌های اکبر رادی»، نشر نشانه، ص ۹۵

چنان وقت نوشتن تنگ در آغوش من بودی نوشتم جای شعرم، حد و حصر شانه‌هایت را -نجیب بارور، سه عکس جداافتاده، ص ۶۹
چنان وقت نوشتن تنگ در آغوش من بودی نوشتم جای شعرم، حد و حصر شانه‌هایت را -نجیب بارور، سه عکس جداافتاده، ص ۶۹

خطابه به سارتر جهنم، ننوشتن ما است. #تردید

می‌توانید نامه‌ بنویسید: https://t.me/HidenChat_Bot?start=1169275571

مانیفست تردید 1405/ 4/ 25 - تردید نوشتن را دوست می‌دارد و هم‌ذوقان را مدام به نوشتن و نگاشتن تشویق می‌کند. هرکس چیزی برای تردید دارد، می‌تواند نوشته‌ی خود را به این ایدی بفرستد: مصوررحیمی - تردید یک نشریه‌ی کاملن شخصی است و دل‌بسته‌ی هیچ جریانی نیست. - تردید بسیار بی‌ادب است و عمدن گستاخ. - تردید با سانسور، تعارف و خودسانسوری میانه‌ای ندارد. - تردید بیش از آن‌که پاسخ بدهد دنبال پرسش است. - تردید به آدم‌ها وفادار نیست به اندیشیدن وفادار است. - تردید اشتباه می‌کند. نظرش عوض می‌شود و از اعتراف به خطا نمی‌ترسد. - تردید با هیچ عقیده‌ای دشمن نیست با جزم‌اندیشی دشمن است. - تردید از ستایش شخصیت‌ها پرهیز می‌کند. - تردید از خاننده نمی‌خاهد صرفن بخاند، می‌خاهد تولید فکر هم بکند. - تردید به آزادی بیان باور دارد اما کامنت خاردار را بلاک می‌کند. - تردید قرار نیست محبوب همه باشد. اگر همه از آن راضی باشند جایی را اشتباه آمده است. - مسئولیت همه‌ای نوشته‌های منتشر شده در تردید به دوش مالک آن است.