365
订阅者
无数据24 小时
-37 天
+4630 天
帖子存档
365
چهار سال گذشت
نه بخشیدیم، نه فراموش کردیم
ژینا، مهسا، عزیزم؛
هنوز اینجاییم
هنوز خشمگینیم
هنوز صدایت میزنیم
365
Repost from کماکان.
به نامِ تو، آشناترین غریبِ این شهر
که بعد از تو،
من در این خاک
با هر نگاه
و با هر واژه
هزاران گلوله خوردهام.
چهار سال،
چهار دقیقه،
چهار ثانیه؛
یک عمر، یک زندگی...
من در این تن، وطن را باختم
و در این وطن،
پیش از به خاطر سپردن
هزار تن از دست دادم
و همچنان،
میانِ این جماعتِ امیدوار
نفس میکشم.
در این حزنِ بلند
و در این دیارِ مبهم
خون، در ماهِ دی،
گرمتر
و یلدا، در شهریور
طولانیتر است...
هالهی ماه
365
I hope that you don't hate me when it's over It would probably kill me, maybe not literally Just pull me closer and hold me when it's over
