DriftSoul
الذهاب إلى القناة على Telegram
هرچیزی t.me/HidenChat_Bot?start=1973317996 @Ghostgearebot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
318
المشتركون
+124 ساعات
+167 أيام
+2030 أيام
أرشيف المشاركات
318
امروز شعر اخوان ثالث و میخوندم که اونم توی سال های ۱۳۳۰ اینا بوده و حسرت حماقت مردمشو میخورد و در عین حال هیچکاری ازش ساخته نبود میگفت
از تهی سرشار
جویبار لحظه ها جاری ست
چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب ،واندر آب بیند سنگ
دوستان و دشمان را میشناسم من
زندگی
را دوست می دارم
مرگ را دشمن
وای، اما با که باید گفت این؟من دوستی دارم
که به دشمن خواهم از او التجا بردن
جویبار لحظه ها جاری ست
318
Repost from متناقضنما
خواهم که جانفدا شم، جان در بدن ندارم
پرچم بهدست گیرم، اما وطن ندارم
در جنگ حقوباطل، در سمت حق بجنگم
سبابه روی ماشه، نای زدن ندارم
سال گذشته در دی، روح از تنم جدا شد
تن مانده روی دستم، خرج کفن ندارم
حس غرور ملی دارند در خیابان
گویی چنین بباید، آوخ که من ندارم
چون کبک خوشخیالی، در برف تیره سر را
پنهان نموده، قصدِ پیدا شدن ندارم
خود را گرفتهام تنگ، با بیکسی در آغوش
«عمری دگر بباید»، تردید و ظن ندارم
- از کاوه
318
Repost from N/a
توی هر صفحه از زندگی من ، بعد از دی ماه ۱۴۰۴ یک خط یا یک پاراگراف به ۱۸ و ۱۹ دی اختصاص داده شده، که شدیدا قسمتِ غم انگیزیه.
318
I'll say whatever you want, but I've become such a liar
I used to follow my gut, but now I'm just gettin' higher
It's been a couple of months since I turned to something violent
I should be happier now, so why do I feel this quiet?
