603
订阅者
无数据24 小时
-47 天
+430 天
帖子存档
مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم
مستانه در این گوشه میخانه بمیرم
بیگانه شمردند مرا در وطن خویش
تا بی وطن و از همه بیگانه بمیرم.
-شهریار.
بعضی آدمها را دیر میفهمیم
بعضی آدمها را باید از دست بدهی
تا بفهمی چه قدر در زندگیات حضور داشتهاند.
وقتی هستند، شبیه عادتاند؛
مثل صدای ساعتی که سالها در خانه شنیدهای
و دیگر متوجهش نمیشوی.
اما کافیست یک روز نباشند،
آنوقت تمامِ سکوتِ خانه
به شکلِ دردناکی بلند میشود.
آدمها تا وقتی هستند،
کمتر دیده میشوند.
ما معمولاً ارزشِ چیزها را
در نبودنشان میفهمیم؛
و این، یکی از غمگینترین ویژگیهای انسان است.
ای کاش مثل روح که از کالبد گذشت
میشد شبیه باد شد و تا ابد گذشت
یا رودخانه بود که پا هرکجا گذاشت
از هرکه زد به سینهی او دست رد، گذشت
در کام من چه زهر جدایی چه شهد وصل
ای روزگار، تلخیات اما ز حد گذشت
مرداب ماندهای دل من! صبر تا کجا؟
مانند سیل باش که از هرچه سد گذشت
این یک دو روز عمر که در رفت و آمدیم
این یک دو روز عمر اگر خوب و بد گذشت
گاهی مرا به یاد بیاور: پرندهای
آمد، کمی به شاخهی تو تکیه زد، گذشت
-مژگان عباسلو.
