ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

خواهر هری پاتر

خواهر هری پاتر

前往频道在 Telegram

روزمرگی‌ها، زیبایی و زشتی‌ها ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=106192480 شاپ دست‌سازه هام: https://t.me/Akaycandle

显示更多
未指定国家未指定类别
858
订阅者
-124 小时
-107 天
+41730 天
帖子存档
صبح مثلا آلارم گذاشتم که ۶ بیدارشم تا ۸ درس بخونم

این امروز
این امروز

کشتی رو سوزوندی طناب رو ول کردی تنهایی توی جزیره موندی و بلاخره با یه کوسه همسفر شدی کدوم احمقی به قبل برمیگرده آخه؟!

@andromedaaash قطع میشم میام بله حس این مردهای هوس باز رو دارم که گاهی به زنشون خیانت میکنن و میرن خونه اون دختر بدبختی که فک میکنه این عقب مونده عاشقشه. ( از دیشب نمیدونستم چه حسی داشتم تا این پیام مهسا رو دیدم )

بعد از شهریور، اولین روز تعطیلی که موندم خوابگاه
بعد از شهریور، اولین روز تعطیلی که موندم خوابگاه

یکی از چیزایی که تو مخمه، اینه که ذهنم عادت کرده ناخودآگاه میزنم رو بله 👀

به به
+3
به به

#فیلترشکن سایفون • نسخه 469 مود شده و بدون محدودیت
دوستانی که اینترنت‌شون به حالت بین‌الملل برگشته سایفون به‌صورت مستقیم و بدون نیاز به ترکیب یا پروکسی وصل میشه.
📥لینک دانلود داخلی

#فیلترشکن Argo VPN (اندروید) • نسخه 3.0.18
• متصل با اینترنت بین‌الملل • با استفاده از سرور عمومی (Public Network) وصل بشید.
📥لینک دانلود داخلی

۱۵ فروردین روز ۳۶م جنگ...

برای تو که هیچوقت معمولی نبودی و من که هیچ‌وقت بعد از تو معمولی نخواهم بود ... تولدت مبارک قلبِ‌من ❤️ ششمین ۲۸ بهمن 🤍✨🫂

دلم یه همچین سفره‌ای میخواد برای افطاری بوی سلامت روان، خانواده، احترام، بوی زندگی، به‌به. »Hami« @OfficialPersiaTwiter
دلم یه همچین سفره‌ای میخواد برای افطاری بوی سلامت روان، خانواده، احترام، بوی زندگی، به‌به. »Hami« @OfficialPersiaTwiter

4_5951861658983864003.mp37.74 MB

پرستو برای من مثل نان بود. مثل متفورمین و انسولین بود برای بیمار دیابتی. من نه فقط پرستو که هر چیز مربوط به او را هم دوست داشتم. پرهام، برادرش را هم بیشتر از همه دوازده‌ساله‌های دنیا دوست داشتم. مادرش ناهید خانم را مثل مادر خودم دوست داشتم. پدرش آقای خسروی دبیر بازنشسته زیست شناسی را خیلی دوست داشتم، آنقدر که به درس مزخرفی مثل زیست‌شناسی هم علاقه‌مند شده بودم. کارمندهای بانک پاسارگاد شعبه امیرآباد را، خیلی ساده، چون پرستو را می‌شناختند و به او احترام می‌گذاشتند، دوست داشتم. کفش‌های پرستو و کیف او و چیزهای توی کیف او را هم دوست داشتم. جاکلیدی و نوع آدامسی که می‌خرید. ساعت مچی‌اش. انگشترها و دستبند نقره‌ای‌اش را. حتی انگار اسکناس‌هایی که توی کیف او بود با بقیه اسکناس‌ها فرق داشت. انگار چیزی از او ساطع می‌شد که اشیا و آدم‌هایی را که در مسیر این تابش بودند دوست‌داشتنی می‌کرد. کریم جوجو درست می‌گفت، پرستو برای من نان بود و دارو و البته آب. و هوا. و معنا... #مصطفی_مستور، عشق و چیزهای دیگر

که پایان شب سیه، سپید است🤍
+1
که پایان شب سیه، سپید است🤍

دور جوونیتون بگردم... :) 🖤

میدونم که دلیلی داشته که منو تا اینجا آوردی... بخاطر همون دلیل؛ منو به سمتِ راهی که واقعا باید انتخاب کنم هدایتم کن... همین. مرسی که هستی و دوستت دارم.♥️