امیر نوشت :)
前往频道在 Telegram
بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...
显示更多伊朗141 579未指定类别
269
订阅者
-124 小时
+17 天
+330 天
帖子存档
269
Repost from N/a
همین ساعت ک ما در حسرت یک بوسه میسوزیم
کسانی در نجف نزد ضریحش عالمی دارند
269
Repost from امیر نوشت :)
من به عشق او خرابم، او ز عشق دیگری
من ز شوق او هلاکم، او ز شوق دیگری
قایقی بشکسته ام در بحر چشمانش، ولی
من سرا پا غرق او، امّا او غرق دیگری
هر غزل از او نوشتم، اشک ازچشمم چکید
من به ذوق او سرودم، او به ذوق دیگری
🕯💔
269
دریغ میکنی از من نگاه را حتّی
و نیز زمزمهٔ گاهگاه را حتّی
من و تو ره به ثوابی نمیبریم از هم
چرا مضایقه داری گناه را حتّی؟
تو اشتباه بزرگ منی، ببخشایم
به دیده میکشم این اشتباه را حتّی
به من که سبزپرستم چه گفت چشمانت؟
که دوست دارم بخت سیاه را حتّی
به دیدن تو چنان خیرهام که نشناسم
تفاوت است اگر راه و چاه را حتّی
اگر چه تشنهٔ بوسیدن توام ای چشم!
بخواه، میکُشم این بوسهخواه را حتّی
بیا تلالؤ شعرم بر آبها امشب
تراش میدهد الماس ماه را حتّی
#محمدعلی_بهمنی
269
با هرکه خواستی بروی هر زمان، برو
عاشقتر از من است؟ برو، با همان برو
دورت قفس نساختم از عشق، پر بکش
تا هرکجا که برد تو را آسمان، برو
با رفتهرفته رفتنِ خود زجرکُش مکن
تا ناگهان تمام شوم! ناگهان برو
ای گل اگر بهار تو در باغ دیگریست
با اولین نسیم از این بوستان برو
روزی اگر نخواستیام حرف گوش کن
حتی اگر خودم به تو گفتم بمان، برو
#علیرضا_نورعلیپور
269
قسمت اول سریال رو دیدم
درام به شدت عمیقی داره... بعید بود چنین دید روانشناسی عمیقی از کارگردان ایرانی...
269
از درد عشق گفتم و نشنید هیچکس
حتی اگر شنید نفهمید هیچکس
زور شراب گر به غم عشق میرسید
ما را چنین خراب نمیدید هیچکس
آدم حریص منعشدنهاست، گر نبود
آن میوه را ز شاخه نمیچید هیچکس
شرمندهء محبتت ای غم که در فراق
حال مرا به جز تو نپرسید هیچکس
فاضل ز خیر نام گذشتهست دوستان
روی مزار او بنویسید هیچکس
#فاضل_نظری
269
Repost from N/a
میدانم که میگذرد و تمام میشود؛
اما نمیدانم که در پس این گذار، از من چه باقی خواهد ماند
269
Repost from امیر نوشت :)
عباس معروفی رو عجیب دوست دارم مخصوصاً سمفونی مردگان و بعد سال بلوا
این گونه است در مطالعه سایر کتب داستانی میخوانی که از سیر داستان لذت ببری و تشنه پایان و کشف رمز و راز های داستان هستی؛
ولی عباس معروفی را باید مزه مزه کرد،
بعد از هر پاراگراف، لذت مطالعه اش زیر زبانت میماند، لحن شاعرانه و توصیف عمیق از عواطف و روابط انسانی اوج این شاهکار هاست،
توی متون عباس معروفی چیزی که کشدار و عمیق میشود داستان نیست داستان همان اول تمام میشود، احساسات است که عمیق میشود و این عجیب غریب قلمی است که انسان را انگشت به دهان وا میدارد،
اما
آنچه در مورد معروفی مرا اذیت میکند نه هنر ادبی او که ابعاد سیاسی او است... در کتب او چشمان رنگی و موی بور قداست دارند انگار که خدا خونشان را هم طلایی آفریده، شخصیت های تاریک داستان نیز گاها مسلمانان افراطی هستند...که البته ظرافت معروفی در پردازش این مسائل عجیب و غریب تمیز است،
در سمفونی مردگان ناجی همیشه اجنبی است!
حتی ایرانی ناجی نیز مسیحی و ارمنی است به راستی انگار در منظومه داستانی معروفی یک مرد مسلمان نیست که برای نجات قهرمان داستان، دست به دامن دختران ارامنه میشود...
269
اگر روزی عاشق شوم
ولی دون کیشوت یا اسکروج را نشناسد چه کنم؟ اگر عشق مارال و آلنی را نخوانده باشد و با یونس و دریا غریبه باشد چه کنم؟...
269
وقتی از او پرسیدم کدام را ترجیح میدهی؛
داستایوفسکی یا بوکوفسکی؟
گفت اهل فوتبال نیست،
ترجیح میدهد در اوقات فراغت کتاب بخواند :)
269
ما هزارهزار ساعت هم بشینیم بحث کنیم باز هم به این نتیجه میرسیم حجاب راهکار فرهنگی دارد نه امنیتی.
با خرابکاری زشت توی تابستان ۴۰۱ توسط دولت شهید رییسی قضیه خیلی بیخ پیدا کرد و قضیه مهسا جمع نشد...
حجاب تا قبل از ۴۰۱ مریض درحال احیا بود الان یک یک جنازه گندیده است.
به فکر راهکار فرهنگی باشیم هر وقت توانستیم دوباره با راهکار فرهنگی ۸۰ درصد جامعه را با حجاب کنیم دوباره معادله برخورد و جریمه برای ۲۰ درصد باقی مونده اجرا میکنیم.
