باد بوی خاک باران خورده میآرد
前往频道在 Telegram
نقاشی هام پین هستن بچه ها🤗📌
显示更多未指定国家未指定类别
193
订阅者
无数据24 小时
+27 天
-230 天
吸引订阅者
十月 '2610月 '26
十月 '26
+9
在2个频道中
九月 '26
+7
在0个频道中
Get PRO
八月 '26
+10
在0个频道中
Get PRO
七月 '26
+90
在4个频道中
Get PRO
六月 '26
+20
在2个频道中
Get PRO
五月 '260
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '260
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+6
在3个频道中
Get PRO
十二月 '25
+8
在6个频道中
Get PRO
十一月 '250
在3个频道中
Get PRO
十月 '25
+19
在1个频道中
Get PRO
九月 '250
在0个频道中
Get PRO
八月 '250
在0个频道中
Get PRO
七月 '250
在1个频道中
Get PRO
六月 '250
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+2
在0个频道中
Get PRO
四月 '250
在2个频道中
Get PRO
三月 '25
+23
在0个频道中
Get PRO
二月 '250
在1个频道中
Get PRO
一月 '250
在1个频道中
Get PRO
十二月 '24
+60
在2个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 31 十月 | 0 | |||
| 30 十月 | 0 | |||
| 29 十月 | 0 | |||
| 28 十月 | +1 | |||
| 27 十月 | +1 | |||
| 26 十月 | 0 | |||
| 25 十月 | +1 | |||
| 24 十月 | 0 | |||
| 23 十月 | 0 | |||
| 22 十月 | 0 | |||
| 21 十月 | 0 | |||
| 20 十月 | 0 | |||
| 19 十月 | 0 | |||
| 18 十月 | 0 | |||
| 17 十月 | 0 | |||
| 16 十月 | +1 | |||
| 15 十月 | 0 | |||
| 14 十月 | 0 | |||
| 13 十月 | 0 | |||
| 12 十月 | +2 | |||
| 11 十月 | +1 | |||
| 10 十月 | 0 | |||
| 09 十月 | 0 | |||
| 08 十月 | +1 | |||
| 07 十月 | 0 | |||
| 06 十月 | 0 | |||
| 05 十月 | 0 | |||
| 04 十月 | +1 | |||
| 03 十月 | 0 | |||
| 02 十月 | 0 | |||
| 01 十月 | 0 |
频道帖子
| 2 | نقاشی کشیدن وسط مهمونی🎯 | 52 |
| 3 | گمم نکنیدا🫢 | 66 |
| 4 | این سان که ذرّه هایِ دلِ بیقرارِ من
سر در کمندِ تو، جان در هوایِ توست
شاید محال نیست که بعد از هزار سال
روزی غبار ما را، آشفته پوی باد؛
در دور دستِ دشتی از دیدهها نهان
بر برگِ ارغوانی،
-پیچیده با خزان-
یا پایِ جویباری،
-چون اشکِ ما روان-
پهلویِ یکدگر بنشاند!
ما را به یکدگر برساند!
فریدون مشیری🍁 | 99 |
| 5 | این سان که ذرّه هایِ دلِ بیقرارِ من
سر در کمندِ تو، جان در هوایِ توست
شاید محال نیست که بعد از هزار سال
روزی غبار ما را، آشفته پوی باد؛
در دور دستِ دشتی از دیدهها نهان
بر برگِ ارغوانی،
-پیچیده با خزان-
یا پایِ جویباری،
-چون اشکِ ما روان-
پهلویِ یکدگر بنشاند!
ما را به یکدگر برساند!
فریدون مشیری | 1 |
| 6 | پاییز ترینی تو!.... | 91 |
| 7 | نقطه ای در انتهای دریا
که رنجها را تمام میکند.... | 89 |
| 8 | بچه ها من واقعا نمیدونم چرا شطرنجی میشه😭 | 80 |
| 9 | 视频消息 | 78 |
| 10 | رودار اعظم بعد ازین، دو تا نقاشی دیگه هم داد بکشم برای هفته های بعدش...
البته منم خیلی کمک میگرفتم از دیگران
امیدوارم اینا هم به راه راست هدایت شن
مثلا بعدا بیان مشقای بچه ی من رو بنویسن😁 | 126 |
| 11 | رودار اعظم بعد ازین، دو تا نقاشی دیگه هم داد بکشم برای هفته های بعدش...
البته منم خیلی کمک میگرفتم از دیگران
امیدوارم اینا هم به راه راست هدایت شن
مثلا بعدا بیان مشقای بچه ی من رو بنویسن😁 | 1 |
| 12 | بچهها اولین باره که از مرحلهٔ یک نقاشی کشیدم؛ من همیشه از عکس آخریه شروع میکردم...
شما هم اینمدلی بودین نه؟ | 111 |
| 13 | ناخنکارم🎀🙏 | 134 |
| 14 | واقعاً کلافه شدم؛ چرا سرفههام خوب نمیشن؟
شیش روز گذشته، دیگه ولم کن😭😭
مقاومتم در برابر توصیههای «مطالعاتی و فوقتحقیقاتی» دیگران هم کاملا شکسته! توی یکونیم روز اخیر که رسما خلع سلاح شدم؛ هرچی حساب کنی، خوردم.
آب جوش، عسل، زردچوبه /آویشن /نشاسته/ به، بارهنگ /شیر بادوم/لیموی کبابی و عسل/شیر، انجیر پورهشده، شکر قهوهای...
قرص ،شربت و آبنبات سرد رو هم که طبیعتاً استفاده کردم؛ حالا اونقدرها هم علمگریز نیستیم🙂↕️
احتمالا مشکل اینه که همیشه اولِ مریضی میرم دکتر. دکتره هم میگه: «سرفه کن!» منم نمیتونم حق مطلب رو ادا کنم؛ (چون مطلبی در کار نیست! )
اون هم بالاخره قسم خورده بهاندازهٔ اعمال مریضا براشون ثواب بنویسه...
خلاصه... اگه درمانی از قلم افتاده، بفرمایید. کلیههام هنوز برقرارن و پذیرای نظرات شما | 183 |
| 15 | مرا کاشته بودند
کاشته بودندم تا با خورشیدهای عجول
احاطهام کنند،
تو آمدی و چنان نرم مرا چیدی
که رفتار نسیم را
در دست تو حس کردم
بیژن الهی | 294 |
| 16 | چه خاطره ی بدی رو زنده کردی...
یعنی ازون نقاشی خشکتر نبود پستش کنی؟؟🤣🤣 | 33 |
| 17 | بچه ها حالا من خیلی محکم برخورد نمیکنم با این دوستمون ولی بدونید که راضی نیستم
واقعا نیاز به توضیح نداره خیلی چیزا🫤 | 188 |
| 18 | اوکی به اسم خودت تو کانال پستشون کن
ولی اگه کسی ازت پرسید چرا برگه هات خیسن یادت باشه بگی مامانم وقتی کیفمو انداخت تو ماشین، حواسش نبود که تک تک زیپاش پره:)))) | 53 |
| 19 | 没有文字... | 185 |
| 20 | پریسال لحظه شماری میکردم برای کلاسای عملی نقاشی قارچ و انگل ... ولی همون جلسه ی اول حسابی خورد تو ذوقم
مبحث مالاریا بود و من سایه ها و ریزه کاری هارو با یدونه مداد مشکی درآورده بودم، شبیه سیاهقلم، ولی استاد اصلا متوجه زحمتم نشد، برگه های رنگی بقیه رو گرفته بود و به به و چه چه میکرد
منم دو جلسه با همون فرمون تک مدادی پیش رفتم دیدم نمیشه...چندین جلسه هم رنگی رنگی کشیدم ، استاد راضی بود ولی هم خیلی وقت میبرد و حوصلم نمیگرفت (کلا تایم محدودی داریم برای کشیدن هر ایستگاه) هم خیلی زشت میشدن.
خلاصه روند عذاب من ادامه داشت تا اینکه تو جلسات آخر یه راهی پیدا کردم که هم خودم خیلی خوشم اومد از نقاشیام هم استاد و بالاخره نقطه مشترک سلیقمون رو پیدا کردم🥹🥹😌 | 329 |
