234
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
234
نه بچهها، نه!
ساعت ۸:۳۰ صبح بعد از حدود دو ساعت و نیم درس خوندن و در حالی که تکیه دادین به کابینتهای آشپزخونه و منتظرید که قهوتون آماده بشه، یهو میکس چاووشی پلی نکنید، چون در این صورت حس میکنید یه آدم شکست خوردهاید که دنبال یه فقدان تو زندگیش میگرده!
234
من خودم که الان تهران نیستم، ولی شما میتونید تشریف ببرید باغ موزه هنر ایرانی و نظارهگر عکسم باشید.🥹😍
234
Repost from تصویر و کلام / کامران شریفی
دومین نمایشگاه سالانه تبادل عکس از ۷ تا ۲۳ شهریور در باغموزه هنر ایرانی برگزار میشود.
داوری این نمایشگاه توسط سیفالله صمدیان، کوروش ادیم و رحمان پرچگانی انجام شده است. همچنین کامران شریفی به عنوان دبیر حضور داشته است.
مجتبی آقایی، کورش ادیم، تورج اصلانی، مریم امیری، امیرفرهاد بخشی، مرتضی حسنی، مهدی حمیدی پارسا، پژمان دادخواه، حسن رجبینژاد، مصطفی سپهوند، ناصر شاکری، ابراهیم صافی، مرتضی صدیقیفرد، سیفالله صمدیان، صمد قربانزاده، کیوان کهریزی، عباس کیارستمی، مهرداد مرادی، محمود مروتی، مجید ناگهی و بهمن نامورمطلق از هنرمندان حاضر در بخش تکنسخه هستند.
نیلوفر آهویی، مریم ابراهیمیزاده، حمیدرضا اسماعیل، سیروان امانی، سیما انصاری، صبا بخشی، امیر بدرعظیمی، مهتا حیدریپور، ارمغان رحمانپور، مریم رحمانپور، سارا رسولی، زهره زمانینیا، محمدعلی سعیدی، مهتاب سمواتی، کامران شریفی، سمانه شریفی ادیب، اکبر شهبازی، ابراهیم عابدزاده، عطیه عبدالهبیگی، پریچهر غنمی، شیوا کبیری، طیبه محمدکرمی، صدف مؤذنی، محمدعلی میرزاغفاری، عسل میرکامرانی، علی نجاتبخش و سارا نوری از شرکتکنندگان در بخش تبادل هستند.
234
انتخاب پادکست امروزم، تماماً پادکستهای برنامه اکنون بود؛ و من غرق روایت آدمهای بزرگی میشدم که حرف برای گفتن دارن؛ و به این فکر میکردم که چقدر به اندازه آدمها، روایت هست برای شنیدن، و چقدر شنیدن این روایتها لذتبخشه.
234
امروز بیشتر از ۶ ساعت پادکست گوش دادم،
خونه رو مرتب کردم و پادکست گوش دادم،
راه رفتم و پادکشت گو دادم،
کار کردم و پادکست گوش دادم،
رانندگی کردم و پادکست گوش دادم،
حتی نشستم و پادکست گوش دادم.
و الان حس میکنم به اندازهی تک تک تایمهای از دست رفتهام، چیزهای ارزشمندی به دست آوردم.
234
ترسی که یکی از خانمها بیان کرد، دقیقاً ترس درونی من بود، انگار که خود من رو حکایت میکرد، من از یک نقطهای به بعد زندگی رو با تمام وجودم نفس کشیدم، شوق زندگی درونم بیداد میکنه، کشف زندگی و زندگیکردن لحظهها تنها، شد تنها دلیل بقا.
اما همیشه یک ترسی تو وجودم هست، نکنه آدمهایی بیان و این شور رو از من به غارت ببرند! نکنه لحظههام رو از من بگیرند و نذارن که من از جزئیات زندگی، مثل الان، لذت ببرم! نکنه آدمهایی باشن که قاتلِ ذوق درونیم باشند. من تا ابد نیاز دارم که جزئیات این زندگی رو زیست کنم، نیاز دارم که تا همیشه به جزئیات بها بدم، برای خوشحال موندنم تلاش کنم، دست از کارهایی که کوچیکند، اما منو خوشحال میکنند برندارم، من تا ابد نیاز دارم که برای یک کتاب یا خرید چیزهای کوچیک مثل بچههای ۶،۷ ساله ذوق کنم.
من نیاز دارم که در آستانه ۴۰ سالگیم بگم آخیش، من هنوز دارم زندگی میکنم!
