ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

سُرَنْجْ🍊

سُرَنْجْ🍊

前往频道在 Telegram

ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6400926137 شناس: t.me/soraanj?direct

显示更多
未指定国家未指定类别
213
订阅者
无数据24 小时
+37 天
+130 天
帖子存档
نتو وصل نمی‌کنی نه؟ باشه وصل نکن، گریه می‌کنم.

مثلا من همیشه فکر می‌کنم آهنگی‌ که فرستاده می‌شه، توی ذهن فرستنده هم همونقدر جاودانه‌ست که توی ذهنِ دریافت کننده‌شه؟ :")

باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است شمشاد خانه پرور ما از که کمتر است ای نازنين پسر تو چه مذهب گرفته‌ای کت خون ما حلالتر از شير مادر است چون نقش غم ز دور ببينی شراب خواه تشخيص کرده‌ايم و مداوا مقرر است از آستان پير مغان سر چرا کشيم دولت در آن سرا و گشايش در آن در است يک قصه بيش نيست غم عشق وين عجب کز هر زبان که می‌شنوم نامکرر است دی وعده داد وصلم و در سر شراب داشت امروز تا چه گويد و بازش چه در سر است شيراز و آب رکنی و اين باد خوش نسيم عيبش مکن که خال رخ هفت کشور است فرق است از آب خضر که ظلمات جای او است تا آب ما که منبعش الله اکبر است ما آبروی فقر و قناعت نمی‌بريم با پادشه بگوی که روزی مقدر است حافظ چه طرفه شاخ نباتيست کلک تو کش ميوه دلپذيرتر از شهد و شکر است

چشمت نشان گرفت و نگاهت این‌بار هم به قلب هدف زد -حسین منزوی

Repost from N/a
ای روضه‌خوان مرثیه‌ی خنده‌دار خویش

خسته و در به در شهر غمم...

وقتی خواب انقد لذت‌بخش و شیرینه فک کن مرگ چقد خوبه.

روزی که نماند دگری بر سر کویت دانی که ز اغیار وفادارترم من

Repost from N/a
گاهی یک نفر می‌آید تمام دوست داشتنِ ما را بر می‌دارد و با خود میبرد، حال ما تنها مانده ایم و او هیچ‌گاه قرار نیست باز گردد...

هشت صبح جمعه بود و پاییز، خیابان‌ها خلوت خلوت بودند و فقط گاهی تک و توک ماشین‌ها می‌رفتند و می‌آمدند. اولین بار بود که این آهنگ را می‌شنیدم، هرچه می‌گذشت بیشتر احساس می‌کردم برای من است. «بر من گذشتی سر بر نکردی، از عشق گفتم باور نکردی». از مترو نمازی تا پارک آزادی را پیاده رفتم و این آهنگ را چندبار گوش کردم. «گفتم گلم را می‌بویی از مهر، حتی به قهرش پرپر نکردی...». دوباره به سمت دانشگاه برگشتم.«خواندم به گوشت صد دفتر از عشق، سطری، کلامی، از بر نکردی...»

بر من گذشتی سر بر نکردی از عشق گفتم باور نکردی دل را فکندم ارزان به پایت سودای مهرش در سر نکردی گفتم گلم را می‌بویی از لطف حتی به قهرش پر پر نکردی! دیدی سبویی پرنوش دارم با تشنگی‌ها لب تر نکردی خواندم به گوشت صد دفتر از عشق سطری، کلامی، از بر نکردی یادت به هر شعر منظور من بود زین باغ پر گل منظر نکردی هنگام مستی شورآفرین بود لطفی که با ما دیگر نکردی آتش گرفتم چون شاخ نارنج گفتم نظر کن، سر بر نکردی! -سیمین بهبهانی

هستی چه بود؟ قصه‌ی پررنج و ملالی.

در سر کار تو کردم دل و دین با همه دانش مرغ زیرک به حقیقت منم امروز و تو دامی...

نخست گندم بکارید که نان از بیگانه نخوریم؛ سپس انسان پرورش دهید تا عزت این مملکت در دست فرزندانش بماند. -امیر کبیر

بزرگداشتت مبارک سعدی. خدا بیامرزتت. خوب شد مردی و این روزا رو ندیدی. باید بسپریم همه مسئولین یه دور "در سیرت پادشاهان"ات رو بخونن.

Repost from N/a
صبور بودن ما بی نتیجه خواهد ماند تو با گذشت زمان، مهربان نخواهی شد!

حَسْبِ حالی نَنِوشتی و شد ایّامی چند محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند؟ ما بدان مقصدِ عالی نتوانیم رسید هم مگر پیش نَهَد لطفِ شما گامی چند چون مِی از خُم به سبو رفت و گُل افکند نقاب فرصتِ عیش نگه دار و بزن جامی چند قندِ آمیخته با گُل نه علاجِ دلِ ماست بوسه‌ای چند برآمیز به دشنامی چند زاهد از کوچهٔ رندان به سلامت بگذر تا خرابت نکند صحبتِ بدنامی چند عیبِ مِی جمله چو گفتی، هنرش نیز بگو نفیِ حکمت مکن از بهرِ دلِ عامی چند ای گدایانِ خرابات خدا یارِ شماست چشمِ اِنعام مدارید ز اَنعامی چند پیرِ میخانه چه خوش گفت به دُردی کشِ خویش که مگو حالِ دلِ سوخته با خامی چند حافظ از شوقِ رخِ مهر فروغِ تو بسوخت کامگارا نظری کن سویِ ناکامی چند (حافظ)

جوليا_بطرس_الحق_سلاحي_Julia_Boutros_Al_Hak_Silahi_21T5u9qtBlk_140.mp36.31 MB