منتقل شد❗️
前往频道在 Telegram
︶᷃ᩚ݄⏝᷃ᩚ محصولات فرا ارگانیک دانش بنیان.🌟 ࿔ ادمین سفاش گیری @teranovadm ࿔ اصالت و اعتماد شما @Teranovatrust ࿔ اینستاگرام ما ᷃ᩚ⏝᷃ᩚ݄︶
显示更多未指定国家未指定类别
224
订阅者
+124 小时
-117 天
-6630 天
帖子存档
224
Repost from ׅ cั𝗋ყ𝗌ꨲ𝗍𝖺ꨲ݂l 𝗌𝗁𝗂n سلفکر
୨୧꯭🧺 ׅ ׄ 𝖿𝗂𝗋𝗌𝗍 𝗍𝗂𝗆𝖾 𝗂𝗇 𝗇𝖾𝗍𝗁𝖾𝗋𝗅𝖺𝗇𝖽𝗌ꨲ݂ 𓏸⃘
: : اꨲولـیـن بــارم دَر هـ ـلند 🎀ᅠ 𝗃𝗈𝗂𝗇 𝖿𝗈𝗋 𝗆𝗈𝗋𝖾 :: ﹫cꥇꥇ𝗋ყ𝗌𝗍𝖺l ᅠ
224
همه میدونن آدری هپبورن کی بوده اما واقعا کمتر کسی پیدا میشه واقعا بدونه اون کیبوده از چه مسیری گذشته و وارد چه مسیری شده که اسمش به اینجا رسیده بعد این همه سال، نمیدونم من واقعا عاشق اینم که راجب اینجور آدما بیشتر بخونم، بیشتر بدونم چون اونا قطعا منبع الهام بزرگی هستن و مطمئنم این همه جزئیات و ظرافت دقیق و ریز نتیجه کلی تحقیق و مطالعه بوده واقعا تحسین برانگیزه و واقعا تحت تاثیرش قرار گرفتم و شیفتش شدم و خیلی کامل و دقیق بود کـلـی خسته نباشییی😭🌟💓
224
Repost from ㅤ کیدࢪاماهولیک گࢪلی
مستند ها و کتاب های زیر مربوط به زندگی آدری هستند
𝖠𝗎𝖽𝗋𝖾𝗒 (𝟤𝟢𝟤𝟢) این مستند خیلی کامله و با تصاویر و آرشیو ها و مصاحبه هایی که با خانواده و همکارهای آدری ساخته شده 𝖠𝗎𝖽𝗋𝖾𝗒 𝖧𝖾𝗉𝖻𝗎𝗋𝗇: 𝖳𝗁𝖾 𝖥𝖺𝗂𝗋𝖾𝗌𝗍 𝖫𝖺𝖽𝗒 (𝟣𝟫𝟫𝟦) 𝖠𝗎𝖽𝗋𝖾𝗒 𝖧𝖾𝗉𝖻𝗎𝗋𝗇: 𝖱𝖾𝗆𝖾𝗆𝖻𝖾𝗋𝖾𝖽 (𝟣𝟫𝟫𝟥) قدیمی ترین مستندی که از آدری وجود داره و البته احساسی ترین مستند از آدری که بلافاصله بعد از فوت آدری ساخته شدهاینها هم کتاب های مربوط به زندگی شخصی و حرفه ای آدری هستن
𝖠𝗎𝖽𝗋𝖾𝗒 𝖧𝖾𝗉𝖻𝗎𝗋𝗇: 𝖠𝗇 𝖤𝗅𝖾𝗀𝖺𝗇𝗍 𝖲𝗉𝗂𝗋𝗂𝗍 آدری هیپبورن : یک روح زیبا این کتاب نوشته ی شان هپبورن فرر، پسر آدری هپبورن هست که داخلش عکسهای زیادی از آدری قرار داده شده و خاطرات و جزئیاتی از زندگی مادرش از دید یک فرزند هست 𝖤𝗇𝖼𝗁𝖺𝗇𝗍𝗆𝖾𝗇𝗍: 𝖳𝗁𝖾 𝖫𝗂𝖿𝖾 𝗈𝖿 𝖠𝗎𝖽𝗋𝖾𝗒 𝖧𝖾𝗉𝖻𝗎𝗋𝗇 نوشتهی دونالد اسپوتو این کتاب یه بیوگرافی کامل از کودکی سخت آدری تا موفقیت های بزرگش در سینما و کارهای خیرخواهانه ای که انجام داده هست 𝖠𝗎𝖽𝗋𝖾𝗒 𝖧𝖾𝗉𝖻𝗎𝗋𝗇, 𝖠𝗇 𝖨𝗇𝗍𝗂𝗆𝖺𝗍𝖾 𝖯𝗈𝗋𝗍𝗋𝖺𝗂𝗍 نوشتهی دایان مایکلز پیرسون یه کتاب تصویری که زندگی و استایل آدری هپبورن رو بررسی میکنه 𝖠𝗎𝖽𝗋𝖾𝗒 𝖺𝗍 𝖧𝗈𝗆𝖾: 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝖾𝗌 𝗈𝖿 𝖬𝗒 𝖬𝗈𝗍𝗁𝖾𝗋’𝗌 𝖪𝗂𝗍𝖼𝗁𝖾𝗇 نوشتهی لوکا دوتی این کتاب رو پسر کوچکترش نوشته و ترکیبی از زندگی آدری، دستورهای غذایی موردعلاقهاش و عکسهای خانوادگیشونه
224
Repost from ㅤ کیدࢪاماهولیک گࢪلی
ㅤ ㅤ⠘ ✽ ⠘ׁ ᅠ آدری هپبورن؛
ᅠ ᅠ ᅠ ᅠنماد ظرافت و انسانیت
آدری هپبورن در ۴ مه ۱۹۲۹ در بروکسلِ بلژیک، در خانوادهای با پیشینه ی اشرافی به دنیا آمد. مادرش، بارونس اِلا فان هیمسترا، از اشراف هلند بود و پدرش هم به خانوادهای با پیشینهای اشرافی در بریتانیا تعلق داشت. با این حال، کودکی آدری هیچ شباهتی به یک زندگی رویایی نداشت. زمانی که فقط شش سال داشت، پدرش خانواده را ترک کرد؛ اتفاقی که خودش بعدها از آن بهعنوان یکی از تلخترین خاطرات زندگیاش یاد میکرد. در جریان جنگ جهانی دوم و اشغال هلند توسط آلمان نازی، آدری سالهای بسیار سختی را پشت سر گذاشت. او و خانوادهاش با قحطی و کمبود شدید غذا روبهرو شدند و بعدها تعریف میکرد که برای زنده ماندن حتی مجبور شده بود پیاز لاله بخورد. سوءتغذیهی آن دوران آسیب زیادی به سلامتیاش وارد کرد و تجربهی جنگ، شخصیت او رو برای همیشه تحت تأثیر قرار داد؛ تا جایی که سالها بعد بخش بزرگی از زندگی خودش رو وقف کمک به کودکان نیازمند کرد. آدری از کودکی عاشق رقص باله بود و پس از پایان جنگ برای ادامهی آموزش به لندن رفت. با وجود استعداد زیادش، استادانش معتقد بودند که سوءتغذیهی دوران جنگ و شرایط جسمانیاش، در کنار قد بلندش، شانس او رو برای تبدیل شدن به یک بالرین حرفهای کم کرده. او این شکست رو پذیرفت، اما از رویای موفقیت دست نکشید و مسیرش رو به سمت بازیگری تغییر داد. فعالیتش را با نقشهای کوچک در تئاتر، سینما و مدلینگ آغاز کرد تا اینکه نویسندهی مشهور فرانسوی، کولت، استعدادش رو دید و اونو برای نقش اصلی نمایش «ژیژی» انتخاب کرد. این موفقیت راه آدری را به هالیوود باز کرد. کمی بعد، ویلیام وایلر او رو برای بازی در فیلم «𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇 𝗁𝗈𝗅𝗂𝖽𝖺𝗒» انتخاب کرد؛ فیلمی که نهتنها او رو به شهرت جهانی رساند، بلکه نخستین جایزهی اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن رو هم برای آدری به ارمغان آورد. بعد از اون، با بازی در فیلمهای ماندگاری مانند «𝖡𝗋𝖾𝖺𝗄𝖿𝖺𝗌𝗍 𝖺𝗍 𝖳𝗂𝖿𝖿𝖺𝗇𝗒» و «𝖬𝗒 𝖿𝖺𝗂𝗋 𝗅𝖺𝖽𝗒» به یکی از بزرگترین ستارههای سینما تبدیل شد. در کنار موفقیت هنری، سبک پوشش ساده، وقار و ظرافت منحصربهفردش هم او رو به یکی از تأثیرگذارترین چهرههای تاریخ مد تبدیل کرد. با وجود موفقیت حرفهای، زندگی شخصی آدری همیشه آرام نبود. ازدواج اولش با مل فرر و ازدواج دومش با آندرهآ دوتی هر دو به جدایی ختم شد. با این حال، در سالهای پایانی زندگی با رابرت وولدرز آشنا شد؛ کسی که تا آخرین روزهای عمرش در کنارش ماند و آدری بارها از آرامش اون دوران صحبت کرده بود. در سالهای پایانی، آدری تقریبا از بازیگری فاصله گرفت و بیشتر وقتش را به فعالیتهای انساندوستانه اختصاص داد. او بهعنوان سفیر یونیسف به کشورهای مختلف سفر میکرد و از نزدیک برای کمک به کودکان آسیبدیده، گرسنه و قربانی جنگ تلاش میکرد. خودش بارها گفته بود که تجربههای تلخ دوارن کودکی آدری باعث شده درد اون کودکان رو بهتر از هر کسی درک کنه. آدری هپبورن بیشتر از هر چیز به خاطر مهربانی، فروتنی و انساندوستیاش شناخته میشد. او ثابت کرد که ماندگار شدن فقط به شهرت و موفقیت هنری وابسته نیست، بلکه شخصیت و رفتار یک انسان هم میتونه الهامبخش نسلهای مختلف باشه. آدری هپبورن در ۲۰ ژانویهٔ ۱۹۹۳، در ۶۳سالگی، بر اثر نوعی سرطان نادر در سوئیس درگذشت. با این حال، میراث او فقط به فیلمهای ماندگارش محدود نمیشه؛ او هنوز هم بهعنوان نمادی از وقار، زیبایی، مهربانی و انساندوستی شناخته میشه و الهامبخش میلیونها نفر در سراسر جهان است.
آدری هپبورن حدود 30 فیلم سینمایی رو بازی کرده و اینها از معروفترین آثارش هستن 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇 𝖧𝗈𝗅𝗂𝖽𝖺𝗒 (𝟣𝟫𝟧𝟥) 𝖲𝖺𝖻𝗋𝗂𝗇𝖺 (𝟣𝟫𝟧𝟦) 𝖶𝖺𝗋 𝖺𝗇𝖽 𝖯𝖾𝖺𝖼𝖾 (𝟣𝟫𝟧𝟨) 𝖥𝗎𝗇𝗇𝗒 𝖥𝖺𝖼𝖾 (𝟣𝟫𝟧𝟩) موردعلاقه ی خود آدری 𝖫𝗈𝗏𝖾 𝗂𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝖠𝖿𝗍𝖾𝗋𝗇𝗈𝗈𝗇 (𝟣𝟫𝟧𝟩) 𝖳𝗁𝖾 𝖭𝗎𝗇'𝗌 𝖲𝗍𝗈𝗋𝗒 (𝟣𝟫𝟧𝟫) 𝖡𝗋𝖾𝖺𝗄𝖿𝖺𝗌𝗍 𝖺𝗍 𝖳𝗂𝖿𝖿𝖺𝗇𝗒'𝗌 (𝟣𝟫𝟨𝟣) 𝖢𝗁𝖺𝗋𝖺𝖽𝖾 (𝟣𝟫𝟨𝟥) 𝖬𝗒 𝖥𝖺𝗂𝗋 𝖫𝖺𝖽𝗒 (𝟣𝟫𝟨𝟦) 𝖶𝖺𝗂𝗍 𝖴𝗇𝗍𝗂𝗅 𝖣𝖺𝗋𝗄 (𝟣𝟫𝟨𝟩)
224
Repost from 𝖥𝗋𝖾𝗌𝖼𝖺|پوست و برند ها
این پست +استیکر زیر+ این پیام رو فور کنید یک پست مشخص کنید فوروارد کنم +80 ویو بگیرید.
جوین باشید.
تا ازتون فور نشده پاک نکنید.
224
Repost from N/a
💜 اگه کیدرامری ولی تو این مدت امتحانات از همه چنلات لفت دادی، نگران نباش!
🪻 یه فولدر درست کردم که همه چنلایی که لازم داری برات جمع کرده :) ➖➖➖➖➖➖ 💜 فقط کافیه ادش کنی و هرچنلی بخوای یه جا داشته باشی ~
224
Repost from تـآسـیـان ٬
- نامهٔ سوخته - ۱۰ جولای، سال ۱۹۸۶
عطر خاکستر وجودت تمام حواسم را میان باد به رقص درآورده است، اما تمام تلاشم را میکنم تا بهترین وداع را داشته باشم... پس، برای تو مینویسم، باشد که آخرین کلماتم روح خسته ات را نوازش کنند. عزیز من، مدتی از خاموش شدن برق چشم هایت میگذرد. اگر درست به یاد داشته باشم... دو سال و شش ماه و پانزده روز است که رفته ای. نه آنقدر زیاد که فراموشت کنم، نه آنقدر کم که هر روز را به یادت ببارم. زمان، مرا میان تاریکترین مرز ممکن قرار داده است؛ مرزی بین وهم و حقیقت. چیزی که عقلم را سلب کرده و کرم های آزاردهنده اش را بین ورق هایم چپانده. با این حال، ته مانده های روحم را برایت مرکب این نامه میکنم، تا بدانی همیشه تو را به یاد داشته ام. من همه چیز را به یاد دارم. نه فقط خیالت را، من دست های آشفته ای که برای سکوت التماس میکردند را به یاد دارم. تمام آن لبخند های گیج و مبهوت، کلمات نامرتب در هم پیچیده... همه چیز را مرور میکنم. گمان میکنی حرف های تلخم چندان شباهتی به خداحافظی ندارند، نه؟ بیش از حد برای تو تلخ و سرد هستند... اگر با خواندنشان شکستهتر بشوی چه؟ راستش را بخواهی، تا به حال هیچ یک از افرادی که میشناختم و میشناسم برایم آنچنان عزیز نبوده است که بخواهم در آخرین دقایق باقیمانده از عمرم برایش چیزی بنویسم و با او سخن بگویم؛ برای همین است که پریشانتر از کودکی گم گشته به دور خود چرخ میزنم. اما پس از تو.. درست بعد از دیدن تو.. حتی اینکه تن نحیفت میان دانه های خاک جا خوش کرده، مانع علاقه ام نسبت به نوشتن برای تو نمیشود، میخواهم برایت بگویم و تو گوش فرا دهی... بگویم که حتی گذشت زمان هم نتوانست صدای خنده های دلربایت را از سرم بیرون کند، که خاک نتوانست سیمای شیرینت را از پشت پلک هایم پاک کند، که باد نتوانست عطر موهایت را از سلول به سلول تنم جدا کند. که هیچ چیز نتوانست تو را آنطور که اشک هایم سقوط کردند، از صخرهٔ خاطراتم بیاندازد. باید با چنین زخمی چه کنم؟ زخمی که شیرینترین مخلوق عالم با شهدش برجای گذاشته، زخمی که هیچ مرهمی جز پایان ندارد! آه.. درد بیپایان من، لرزش دست های فرسوده و خسته ام مانع از این میشود که با خطی خوش برایت بنویسم، دیوار میشود که نتوانم بیشتر از این کلماتم را ردیف کنم؛ درک میکنی مگر نه؟ جز برای خودت.. همیشه درک زیادی داشتی! به دنبال آخرین جمله ای میگردم که قادر باشد طغیان اشک چشمانم را آبی زلال کند؛ آبی که قایق چوبی خاطرات تو را به دور دست ها ببرد.دور دست ها، جایی در زیر یک درخت تنها!
