ch
Feedback
ㅤ‌ بوسہ ے ماه

ㅤ‌ بوسہ ے ماه

前往频道在 Telegram

ㅤ‌ ㅤ‌ㅤ‌ 𔘓᪲̆ ⋮  𝒮𝗉𝖾𝖺𝗄 , 𝗎𝗋 𝗏𝗈𝗂𝖼𝖾 𝗆𝖺𝗍𝗍𝖾𝗋𝗌 @delunashotel :: چنل جدید ㅤ‌ t.me/BluChtBot?start=63a1ad03b9d4a98a8a49

显示更多
2 646
订阅者
-1624 小时
-937 天
-35030 天
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+5
在4个频道中
八月 '26
+83
在48个频道中
Get PRO
七月 '26
+516
在46个频道中
Get PRO
六月 '26
+672
在47个频道中
Get PRO
五月 '26
+21
在18个频道中
Get PRO
四月 '26
+4
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+1 148
在14个频道中
Get PRO
一月 '26
+225
在2个频道中
Get PRO
十二月 '25
+960
在43个频道中
Get PRO
十一月 '25
+588
在63个频道中
Get PRO
十月 '25
+235
在70个频道中
Get PRO
九月 '25
+109
在81个频道中
Get PRO
八月 '25
+276
在86个频道中
Get PRO
七月 '25
+213
在93个频道中
Get PRO
六月 '25
+89
在52个频道中
Get PRO
五月 '25
+107
在47个频道中
Get PRO
四月 '25
+343
在80个频道中
Get PRO
三月 '25
+172
在70个频道中
Get PRO
二月 '25
+178
在54个频道中
Get PRO
一月 '25
+281
在57个频道中
Get PRO
十二月 '24
+211
在45个频道中
Get PRO
十一月 '24
+224
在53个频道中
Get PRO
十月 '24
+271
在52个频道中
Get PRO
九月 '24
+184
在38个频道中
Get PRO
八月 '24
+145
在57个频道中
Get PRO
七月 '24
+238
在56个频道中
Get PRO
六月 '24
+331
在25个频道中
Get PRO
五月 '24
+55
在12个频道中
Get PRO
四月 '24
+270
在53个频道中
Get PRO
三月 '24
+75
在3个频道中
Get PRO
二月 '24
+314
在46个频道中
Get PRO
一月 '24
+379
在2个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
03 九月+3
02 九月+1
01 九月+1
频道帖子
Repost from N/a
ای کاش ادمها میتونستن حرفهای خودشون رو بنوشن و همون تلخی ای رو حس کنن که به بقیه میچشونن

2
Iu
13
3
این پیامو فور کنید چنلتون تا براتون ازین مدل عکسا درست کنم اسم ایدل موردعلاقتونو زیرش بگید جوین باشید چک کنید پیام خط نخورده باشه
12
4
یه نفر میاد دیلیم ؟
13
5
اگه استارز و گیفت رایگان میخواین، با این بات میتونید استارز بگیرید
6
6
اگه دوست داشتین بیاین دیلیم
8
7
ㅤㅤ⏜⌣ ݃ ׅ︎ ❀ㅤ ㅤ⠀
ㅤㅤ⏜⌣ ݃ ׅ︎ ❀ㅤ ㅤ⠀
19
8
没有文字...
30
9
┈─ ׁ ⬪ ┈─ ׁ ⬪ ┈─ ׁ ⬪ ┈─ ཐི ִִ۫𝆬 ׄ‌ 𝙢𝙖𝙠𝙚𝙪𝙥 𝙩𝙪𝙩𝙤𝙧𝙞𝙖𝙡 . ׁ 𝆬 ִׄ𝆹𝅥 ִ ┈─ ׁ ⬪ ┈─ ׁ ⬪ ┈─ ׁ ⬪ ┈─
┈─   ׁ  ⬪  ┈─   ׁ  ⬪   ┈─   ׁ  ⬪  ┈─ ཐི ִִ۫𝆬  ׄ‌  𝙢𝙖𝙠𝙚𝙪𝙥 𝙩𝙪𝙩𝙤𝙧𝙞𝙖𝙡  .  ׁ  𝆬 ִׄ𝆹𝅥  ִ ┈─   ׁ  ⬪  ┈─   ׁ  ⬪   ┈─   ׁ  ⬪  ┈─
27
10
فࢪاموش نڪن... حتے دࢪ تاࢪیڪتࢪین شب‌ها، مےتوان نوࢪ ستاࢪه‌هایے ࢪا دید کہ از درون ما مےدࢪخشند.
1
11
视频消息
30
12
اره ...
9
13
بعد از اینکه گابریل شنل اولین قدم‌هاش برای رسیدن به آرزوش رو با کلاه‌فروشی شروع کرد، کم‌کم توجه بیشتری به کارهاش جلب شد. چون از همون اول سبک کلاه هایی که میساخت با کلاه های زنانه معمول اون زمان فرق داشت. چیزی که طراحی‌های او را متفاوت می‌کرد این بود که برخلاف مد رایج زمان خودش، دنبال شلوغی و تجمل زیاد نبود. او زیبایی رو در سادگی می‌دید. در دوره‌ای که لباس‌های زنانه پر از پارچه‌های سنگین، فرم‌های محدودکننده و کرست‌هایی بود که بدن زنان رو مجبور به یه شکل خاص می‌کرد، شنل مسیر دیگری رو انتخاب کرد. او می‌خواست لباس‌ها با زندگی زن‌ها هماهنگ باشند، نه اینکه زن‌ها مجبور باشن خودشون رو با لباس‌هاشون تطبیق بدن. شنل حتی از چیزهایی استفاده کرد که قبل‌تر چندان برای لباس‌های لوکس زنانه معمول نبود؛ مثل پارچه‌ی جرسی که بیشتر برای لباس‌های ساده‌تر استفاده می‌شد. او از همین پارچه‌ها لباس‌هایی ساخت که هم راحت بودن هم شیک. چیزی که اونو بیشتر از بقیه متمایز میکرد، جسارتش در شکستن قواعد بود. او لباس‌هایی طراحی کرد که در آن زمان برای زنان عجیب به نظر می‌رسید؛ از جمله استفاده از شلوار و فرم‌هایی که قبلا بیشتر در لباس مردانه دیده می‌شد. خیلی‌ها با دیدن ظاهر متفاوت او و انتخاب‌هایش قضاوتش می‌کردن، اما چیزی که بعدها مشخص شد این بود که شنل فقط دنبال متفاوت بودن نبود؛ او داشت تعریف تازه‌ای از زن مدرن می‌ساخت. او معتقد بود یک زن می‌تونه ظریف و زیبا بنظر برسه، بدون اینکه لباس هاش پر ذرق و برق باشه. یکی از مهم‌ترین تغییراتی که ایجاد کرد، معرفی لباس مشکی با قد کوتاه بود. قبل از اون، رنگ مشکی بیشتر برای سوگواری شناخته می‌شد، اما شنل اونو تبدیل به نمادی از ظرافت و شیک بودن کرد. این وسط باید بگم که در سال ۱۹۱۹، آرتور بوی کَپِل(عشق و حامی زندگی گابریل شنل) هنگام رانندگی در جنوب فرانسه دچار یک تصادف شدید شد و جونش رو از دست داد. زمانی که خبر به گابریل رسید، او کاملا درهم شکست. مرگ ناگهانی آرتور یکی از تلخ‌ترین اتفاقات زندگی گابریل کوکو شنل بود. گفته شده که بعد از شنیدن خبر تصادفش، برای مدت زیادی نتونست با این فقدان کنار بیاد. چون آرتور فقط مردی نبود که او عاشقش شده بود؛ آرتور کسی بود که از اولین روزها به استعدادش ایمان داشت، از رویاهایش حمایت می‌کرد و برای گابریل شخص بسیار خاصی بود. بعد از این حادثه، گابریل کوکو شنل خودش رو بیشتر و بیشتر در کارش غرق کرد تا بتونه از این طریق کمتر به غمش فکر کنه. بعدترها که شنل شهرت بیشتری پیدا کرد، تصمیم گرفت برندش فقط به کلاه و لباس محدود نشه و وارد دنیای عطرها هم بشه. برای همین با عطرسازی به نام ارنست بو آشنا شد و از او خواست عطری بسازه که با عطرهای رایج اون زمان فرق داشته باشه. شنل دنبال بویی نبود که فقط بوی یک گل خاص را بدهد؛ او می‌خواست عطری طراحی شود که بوی «یک زن مدرن» رو بده. بعد از امتحان کردن چند نمونه مختلف، شنل نمونه شماره ۵ را انتخاب کرد. همین عطر بعدها با نام Chanel No. 5 وارد بازار شد. این عطر خیلی زود به موفقیتی بزرگ تبدیل شد و نه تنها یکی از معروف‌ترین عطرهای تاریخ شد، بلکه نام شنل را فراتر از دنیای لباس و مد برد و به بخشی از فرهنگ عامه تبدیل کرد. بعدتر بعد از جنگ جهانی دوم، چون شایعه هایی مبنی بر روابط کوکو شنل با یه افسر نازی ایجاد شده بود، تصویر کوکو توی پاریس لکه دار شد و اون یه جورایی از اونجا رونده شد و بعد از اون کوکو شنل به سوئیس برای زندگی رفت و بعدتر به آمریکا برای ادامه فعالیت های کاریش رفت. در آمریکا از طرح ها و کارهای کوکوشنل به شدت استقبال شد و معروفیت بزرگی رو توی آمریکا هم بدست آورد‌. کوکو شنل در سال ۱۹۵۴ به پاریس برگشت و دوباره خانه مدش رو از نو ساخت. و اوایل بازگشتش در فرانسه استقبال چندان خوبی از او نشد، اما همچنان آمریکایی‌ها خیلی بیشتر از فرانسوی ها از کالکشن‌های جدیدش استقبال کردند. بزرگترین چیزی که کوکوشنل ساخت فقط یه برند نبود، اون یه تصویر و سبک جدید از زن مدرن رو ارائه داد. زنی که می‌توانست لباس راحت و در عین حال شیک بپوشه، خودش انتخاب کند و لازم نباشد برای پذیرفته شدن شبیه چیزی باشد که دیگران ازش انتظار دارن. کوکو شنل بعد از شهرت و ثروتمند شدنش، شروع کرد به حمایت کردن از نویسندگان، آهنگسازان،جواهرسازان و طراح های جوان تر از خودش چون باور داشت خلاقیت ارزشمندتر از جایگاه اجتماعی و ثروت خانوادگیه. کوکو شنل هیچوقت ازدواج نکرد و توی 87 سالگی (سال 1971) توی هتل ریتز پاریس فوت کرد.( با وجود اینکه یه عمارت بزرگ داشت ترجیح میداد توی هتل زندگی کنه و اونجا رو خونه ی خودش میدونست)
14
14
ㅤㅤㅤزندگے نامہ ڪوڪو شـنـل گابریل کوکو شنل در سال ۱۸۸۳ در فرانسه به دنیا اومد. دوران کودکی‌ گابریل با سختی گذشت و بعد از مرگ مادرش، پدرش اون و خواهرش رو به پرورشگاه اُبَزین سپرد. اون پرورشگاه جایی بود که زیر نظر راهبه ها اداره میشد. و اونجا به دخترها گلدوزی و خیاطی و کارهای دستی رو به اجبار یاد میدادن. و گابریل هم از این طریق مهارت‌های خیاطی و دوخت‌ودوز را یاد گرفت. گابریل بعدها از همون مهارت‌های پایه ای استفاده کرد. بعضی‌ها معتقدند که نظم، سادگی و حتی رنگ‌های خنثی لباس‌های راهبه‌ها و فضای صومعه (مثل سیاه و سفید بودن محیط) روی سلیقه‌ی طراحی او اثر گذاشته؛ البته این بخش بیشتر شبیه یه برداشت تاریخی و تفسیریه، نه چیزی که خودش به‌طور قطعی جایی مطرح کرده باشه. بعد از ترک پرورشگاه همراه با خواهرش به مولَن رفت و مدتی به عنوان خیاط کار می‌کرد، مدتی توی کافه‌ها و سالن‌های تفریحی شهر و همراه با خواهرش توی بار خوانندگی میکرد و بیشتر اجراهاش برای سرگرمی مشتری‌ها بود، نه اینکه یک خواننده حرفه‌ای بزرگ باشه، همچنین نه دقیقا اون تصویری که معمولا تو ذهنمون از «خواننده‌ی بار» هست. در کل اونجا بود که لقب «Coco» بهش نسبت داده شد و این بخاطر اسم اهنگی بود که هر شب اونجا اجرا میکرد توی همون باری مه کار میکرد با اتین بالزان آشنا شد؛ مردی از طبقه اشراف که سبک زندگی کاملا متفاوتی با زندگی ای داشت که گابریل بهش عادت کرده بود. گابریل و خواهرش قرار بود مسیر خوانندگی رو ادامه بدن و سعی داشتن برای سالن های بزرگ تست بدن اما بعد از اینکه خواهرش به قصد ازدواج ازش جدا شد و به شهر دیگه ای رفت و گابریل رو تنها گذاشت؛ گابریل پیش بالزان رفت و مدتی توی خونه اون زندگی کرد و از طریق این ارتباط وارد دنیایی شد که بعدها در مسیر کاری‌اش تأثیر زیادی گذاشت. بالزان اون اولا از گابریل برای سرگرم کردن مهمون هاش استفاده میکرد و از کوکو میخواست برای مهمون هاش اهنگ بخونه و اجرا کنه و این موضوع گابریل رو حسابی ناراحت و کلافه میکرد. اما از طریق همین مهمونی ها و ارتباطات بالزان، گابریل تونست با آرتور بوی کَپِل آشنا بشه. آرتور بریتانیایی بود، حسابی ثروتمند بود و همچنین آرتور چیزی رو توی گابریل دید که خیلی‌ها اونو نمی‌دیدن. آرتور متوجه ذهن خلاق و جاه‌طلبی که گابریل داشت شده بود و از ایده‌هایش حمایت میکرد، اون رو با دنیای تازه‌ای آشنا کرد و کمک کرد گابریل بیشتر به چیزی که می‌تونه بسازه باور داشته باشه. اون گابریل رو همراه خودش به مسافرت و جشن های مختلفی می‌برد و این کارهاش کم‌کم باعث شدن که گابریل بهش خیلی علاقه مند بشه باوجود علاقه ای که بین شون شکل گرفت چیزی که گابریل ازش خبر نداشت این بود که آرتور از قبل نامزد داشت؛ قرار بود با دیانا وین‌یارد ازدواج کنه (این دیانا، بازیگر معروف نیست و یه دختر از خانواده فوق‌ العاده اشرافی بود) این بین هم وقتی بالزان دید گابریل و آرتور به هم نزدیک شدن، بیشتر متوجه شد که گابریل دیگه فقط یه مهمون معمولی توی خونه اش نیست. زنی بود که داشت کم‌کم مسیر خودش را پیدا می‌کرد و از دنیایی که به او داده شده بود، چیز تازه ای می‌ساخت و دیدش داشت نسبت به گابریل تغییر میکرد (و من احساس میکنم داشته حسودی می‌کرده یا از اون مردایی بوده که وقتی میدیده یه مردی سمت یه دختر میرن می‌خواسته زودتر اونو بدست بیاره) بهرحال اینجوری میشه که بالزان میاد به گابریل شنل پیشنهاد ازدواج میده و کوکو هم در جوابش میگه:«من هیچ قصدی برای همسر کسی شدن ندارم» و همونجا وسایلش رو جمع میکنه که از خونه ی بالزن خارج بشه و بره پاریس تا مغازه ی کلاه فروشی خودش رو راه بندازه. و بالزان هم‌چنان اصرار میکنه که اگه شنل قبول کنه باهاش ازدواج کنه بهش پول و کلی پارچه و هرچی برای مغازه اش لازم داره میده و این‌چیزا ولی کوکو قصد نداشته درخواستشو هیچوقت قبول کنه و خب از اونجایی که هزینه‌های زندگی توی پاریس و فروشگاه و همه چیز زیاد بوده و گابریل اول تصمیم میگیره پول قرض کنه ولی آرتور که حامی بزرگ گابریل شنل بوده، ازش میخواد که بهش اجازه بده تموم اون پولی رو که برای گردوندن فروشگاهش لازم داره رو بهش بده و گابریل این پولو قبول میکنه و این فروشگاهش شروع بزرگی برای مسیرش و درخشش و تغییراتی که توی دنیای مد بوجود میاره، بوده از طرف دیگه ای هم قبلا با یه خانم بازیگر تئاتر مشهور به اسم «گابریل دورزیات»، توی مهمونی های بالزان آشنا شده بود که بعد باهم دوست میشن و گابریل برای اون کلاه و لباس طراحی میکنه دوستش از کارهای شنل در تئاتر استفاده میکنه و به این شکل طرح های شنل دیده میشن و برای فروش بهترش کمک کننده بوده
14
15
sticker.webp
46
16
⎯𝗐𝖾 𝖺𝗅𝗅 𝖺𝗋𝖾 𝗍𝗋𝗒𝗂𝗇𝗀 𝗁𝖾𝗋𝖾
56
17
«وقتے به خیابون نگاه میڪنم، آدم هاࢪو نمی‌بینم ڪه داࢪن ࢪاه میࢪن من توده هاے احساسات ࢪو میبینم ڪه داࢪن ࢪاه میࢪن میشه وضعیت احساسے هࢪڪدومشون ࢪو توے هرقدمے ڪه بࢪمیداࢪن و هࢪ حالت چهره اشون دید بࢪای همین اوناࢪو فقط به شڪل آدم نمے بینم به شڪل توده هایے از احساسات میبینمشون»
57
18
sticker.webp
46
19
+4
没有文字...
7
20
b48904cd.mp3
7