212
订阅者
无数据24 小时
-17 天
+330 天
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+1
在0个频道中
八月 '26
+34
在0个频道中
Get PRO
七月 '260
在0个频道中
Get PRO
六月 '26
+2
在1个频道中
Get PRO
五月 '260
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '260
在0个频道中
Get PRO
一月 '260
在0个频道中
Get PRO
十二月 '250
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+1
在1个频道中
Get PRO
十月 '250
在1个频道中
Get PRO
九月 '25
+14
在0个频道中
Get PRO
八月 '250
在0个频道中
Get PRO
七月 '250
在1个频道中
Get PRO
六月 '250
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+9
在2个频道中
Get PRO
四月 '250
在1个频道中
Get PRO
三月 '25
+6
在1个频道中
Get PRO
二月 '250
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+11
在1个频道中
Get PRO
十二月 '240
在1个频道中
Get PRO
十一月 '24
+12
在0个频道中
Get PRO
十月 '240
在1个频道中
Get PRO
九月 '240
在1个频道中
Get PRO
八月 '240
在0个频道中
Get PRO
七月 '240
在0个频道中
Get PRO
六月 '240
在0个频道中
Get PRO
五月 '240
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+140
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 10 九月 | 0 | |||
| 09 九月 | 0 | |||
| 08 九月 | 0 | |||
| 07 九月 | 0 | |||
| 06 九月 | 0 | |||
| 05 九月 | 0 | |||
| 04 九月 | +1 | |||
| 03 九月 | 0 | |||
| 02 九月 | 0 | |||
| 01 九月 | 0 |
频道帖子
میگه:
«خرُ تا بغدادم بتازونی، بازم خره»
آقامون سعدی میگه:
«خر عیسی گرش به مکه برند
چون بیاید هنوز خر باشد»
گلستان؛ باب هفتم؛ در تاثیر تربیت
| 2 | داره به مادرش میگه حیف طلا که فروختم دادم به ماشین. مادرش میگه تو این ۵ سال چقدر با این ماشین سفر کردی و عشق دنیا رو بردی، ۵ سال دیگه نمی تونستی پس:
«کِرور پول نگو»، زیرنویس کردن غصه پولو نخور.
شیرازیا و آشنایان به لهجه شیرازی میتونن بگن این مادر چی میگه اینجای حرفش.
دلبرانه | 82 |
| 3 | خودشو زده به مظلومیت رو به باد صبا، میگه انقدر خون گریه کردم که چشام داره کور میشه، توتیای پای معشوق شفای چشمامه. خب تا اینجا حرف معمولی به نظر میاد اما اونجا که وسط شعر یه لگد رندانه به رقیب میزنه، روحت زنده میشه،
تا چشش درآد.
گَردی از رهگذرِ دوست به کوریِّ رقیب
بهرِ آسایش این دیدهٔ خونبار بیار
حافظ جان | 191 |
| 4 | وین دفتر بیمعنی، غرق می ناب اولی
غزل
#واژهنوشی با حافظِ جان | 118 |
| 5 | بارفرابر (Freight Forwarder)
واسطه و هماهنگکنندهای که حملونقل کالا را از مبدأ تا مقصد مدیریت میکنه، بدون اینکه لزوماً مالکِ ناوگانِ حمل (مثل کشتی یا کامیون) باشه.
«بارفرابر» واژه نسبتاً جدیدیه. ما عادت داریم «فرا» رو همیشه در ابتدای کلمات ببینیم و خوندنِش در ابتدا کمی دشواره و ذهن تمایل داره «فراباربر» بخوندش.
نکته جالبش اینه: فرا یعنی پیش و جلو
بار+ فرا+ بر
کسی که بار رو پیش میبره. نه اینکه بار رو بالا ببره. | 163 |
| 6 | اگرچه گرد برانگیختی ز هستی من
غباری از من خاکی به دامنت مرساد
غزل | 123 |
| 7 | خالی فروشی
یه پلتفرم طلا با ۲۰۰ هزار کاربر تو خالی دراومده.
اینو نگفتم بترسید، دو تا از صندوقهای طلای بورس ایران، از لحاظ دارایی طلا، جزء بیست صندوق برتر طلای جهان هستن، حالا یکیشم پوچ دراومده دیگه.
بازار فروش ماشین
زیرفروشی
بالابود
قیمت ملانصرالدینی
ماتیکی
اصطلاحات کاسبی
#فروش | 117 |
| 8 | بهت بگم، حرفای عاشقانه، دو تا کلمه بهت زدم، یهو هوا برت نداره این دختره «آج و داغ» من بودا.
Parisa kadkhodaea
آج و داغ: عاشق، دلداده، شیفته، بیقرار.
#اصفهانی | 152 |
| 9 | به گردویی که کنار تیر برق یا درختهای خشک، سبز میشه میگن گردوی کلاغنشون؛
یعنی از منقار کلاغ افتاده.
درختچه کوچک یه گردو داده، میگه این خوشبره.
گردو کلوندن
عباس برزگر | 166 |
| 10 | خیلی قبلتر از اینکه گوگل ترنسلیت یا هوشواره بیاد و در دسترس قرار بگیره یه اصطلاحی داشتیم: ترجمه ماشینی. درسته؟
اگه معنای ترجمه ماشینی این باشه که بدون دخالت انسان ترجمه شده کدوم ماشین ترجمه میکرد یا صرفا به ترجمههای بیروح گفته میشد. | 153 |
| 11 | صائب:
هزار دشمن و یک تیر در کمان دارم 🏹
من:
بهتره تیرکمونو بنداری زمین و درری. 🏃 | 244 |
| 12 | علی | 1 |
| 13 | اِقذِر بِذِش گفتُم: انقدر بهش گفتم، آنقدر بدو گفتم
میگه ذال در فارسی وجود داشته (ذال معجمه) اما بعد قرن هفت ناپدید شده و گویش خراسان این حرف رو امانتدارانه نگه داشته.
Sheibani_Ali | 197 |
| 14 | 没有文字... | 170 |
| 15 | کار صواب، بادهپرستی است حافظا
#واژه_نوشی | 187 |
| 16 | شُلُفتَه
به معنای آشفته
شاعر یزدی میگه:
بَر باد مَدِه اِقَده این زلف شُلفته
بیذار کمی پَسُگِ مُلِت یَخَده شُل افته
(اگر تونستی بخونی واقعا یزدی هستی😂)
محمد راد
@Mohamad_k_rad
از #واژه_گردی شما | 239 |
| 17 | میگه:
برج بهشت نیاتوس زیبا، کار برادران صحیحالنسب، متری ۱.۸۰۰ تا ۲ تومن. | 227 |
| 18 | «جیریک پیریک» شنیده بودم از قزوینیا
مشهدیا بهش میگن: «جُرّک پُرّک».
آیا معادل «خنزر پنزر»ه؟
برادرم به جایی که از این نوع وسایل میفروشن میگه جینگولفروشی. | 209 |
| 19 | به بادگیرها اشاره میکنه و میگه: قدیمیا میگفتن «گپ زدن، بادبزن دله».
تو لهجه یزدی به جای «گپ زدن» میگه «گف زدن» یا شبیه به این شاید من اشتباه شنیدم؛ یزدیا بگن چطور تلفظ میشه. | 201 |
| 20 | میگه بهش لطف میکنم تا پسیخور من باشه.
تو این جمله یه رساله حرف هست.
#پسی_خور | 200 |
