ch
Feedback
غُر و غیره.

غُر و غیره.

关闭频道

✨-شلام؛ این چنل حاویِ «به نظر من»هاییه که ممکنه به نظر شما هم همون باشه. -عضو قشرِ نه این‌وری نه اون‌وری جامعه. -بات شناس: @Rhn_sh_bot -بات ناشناس: t.me/HidenChat_Bot?start=880612822 -آیدی جهت کار خیلی خیلی واجب: @Miss_Rhn

显示更多
未指定国家未指定类别
511
订阅者
-324 小时
-27 天
-3430 天
帖子存档
زبان فارسی قند خالصه؛ شما عبارتِ "من بر درت از آن روز که درخت بود کوبیده‌ام." رو کجا می‌تونی پیدا کنی واقعا؟

photo content

زیاد امید ندارم که از تپیدن قلبم گُلی دوباره بروید.

عشق دانی چه گفت تقوا را؟ «پنجه با ما مکن که نتوانی» -سعدی

من مطمئنم ایران رو اصغر فرهادی کارگردانی کرده.

می‌پرسه خوبی؟ و نمی‌تونم بگم کِدِرَم عزیزدلم، کدر.

به قول نگین بعضی رنج‌ها تو زندگی این‌طوری‌ان که تو تا آخر عمر با یه حفره‌ی بزرگ و توخالی تو قلبت به زندگی ادامه می‌دی.

یه غم سنگینی با گوش کردن به این ترک می‌شینه رو قلبم.

تا اینجای کار شایعه برگشتن معین خوشحالم کرده.

Repost from N/a
دلم از شیشه نازک‌تر شده؛ اگه می‌‌شد دیگه ازش استفاده نمی‌کردم. چندتا روزنامه دورش می‌‌‌پیچیدم، یکم پابلندی می‌کردم و می‌ذاشتمش توی قفسه‌ی بالایی.

ببخشید این تیکه زندگی رو نمی‌شه زد بره جلو؟

جنگ اومد تا بفهمم تنهایی فقط قواره‌ی خداست و به تن بلاکش آدمیزاد زار می‌زنه. فهمیدم چقدر زِله‌ام از شب‌های بی‌خیر و بی‌بوسه و دلم می‌خواست کسی ازم مراقبت کنه. فهمیدم سرنوشت یه غم هزارساله‌ست که نباید تو غربت و آوارگی سر شه و این عشقه که بالاخره ما رو نجات می‌ده. -میم‌ثانی.

اون روزی که با وسواس علائم نگارشی رو با مداد قرمز می‌ذاشتم، فکر نمی‌کردم یه روزی اینجوری در دریای سیاهی و بی‌ذوقی، غرق بشم.

Repost from علی شریفی
نوشته بود؛ اینجا هنوز چیزهایی هستند که ارزش جنگیدن دارند مثل وطن، مثل عشق، مثل‌ تو..

گلستان ساز زندان را بر این ارواح زندانی. توروخدا.

در ستایش خونه‌ کسی بودن.
در ستایش خونه‌ کسی بودن.

بابا من چسب پنجره‌ها رو کندم یعنی چی که باز جنگه؟