روح هزاران زن در یک بدن
前往频道在 Telegram
کشیده شده به سمت جزییات و عمق.
显示更多未指定国家未指定类别
235
订阅者
+224 小时
+47 天
-230 天
帖子存档
درونم دو تیکه میشه
یک تیکه ام صبور و غمناک کنار اون قسمت از آهنگ آروم گرفته که میگه:
یه خبر تو راهه نه به این بی رحمی، همه چیز بهتر میشه اینو زود میفهمی…
و اون تیکه دیگه ام در حالی که تمام ظرفیت بودنم داره توی سینه ام فرو میریزه و سنگینم میکنه
کنار ویرانه های چند رویا نشسته و زیر لب زمزمه میکنه
کسی که میخواستم باشم آروم نمیذارتم..
نمىدانستم چرا مىخواهم بگريم، اما مىدانستم اگر كسی با من حرف بزند يا دقيق نگاهم كند، يک هفته تمام خواهم گريست
.سيلويا پلات
نیما به عالیه:
چرا شعلههای قلب اینقدر ممتد است؟
به من بگو انسان چرا دوست میدارد؟
نمیدونم اما برای بعضی از تصاویری که با چشم هام ثبت میکنم دلم میخواد یک نامی فراتر از زیبایی بذارم… اما نمیتونم، ناتوانم و راستش از این خوشم میاد چون انقدر عمیق میشه که کلمات کوتاه میان و احساس، احساس، احساس، فقط احساسشون میکنم:)
Repost from سید مهدی موسوی
خستهتر از هرچه بگویند درست و غلط
توی سرم بود نباشم که نباشم فقط
خستهتر از لمسِ جنون در دلِ وابستگی
خستهتر از خستهتر از خستهتر از خستگی
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
