لئون نیکولایویچ.
前往频道在 Telegram
208
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
I've reached the point where my heart skips a beat every time I see them. I'm doomed. Help.
خدانکنه مهمون بخواد بیاد خونهمون. مامان بابام یه جوری میوفتن به جون خونه انگار شاه میخواد بیاد.
بعد اینجوریم که اصلا ول کن استیکر نمیفرستم بعد میگم نه شاید اونجوری فک کنه چقدر آدم خشکیم.
چت کردن با کسایی که باهاشون صمیمی نیستم و یکم معذبم واقعا بدبختیه. فکر کن الان یه ساعته دارم میگردم دنبال یه استیکری که در حد ارتباطمون باشه و به چتمون بخوره و بین اینهمه استیکری که دارم هنوز نتونستم یه چیز مناسب پیدا کنم.
نمیدونم کی قراره آدم شم و درسامو نذارم واسه این وقت شب. تو که میدونی خوابت میگیره احمق، خب زودتر بخون دیگه این بیصاحابا رو.
I love those sudden, fleeting eye contacts. The kind that catch you off guard, when your eyes just meet for a second, and you look away too quickly, feeling that little electric shock run through you.
Repost from ghost
Just because i don't start the conversation doesn't mean i'm not dying to talk to you.
امروز شهر پر از زیبایی بود.
گربهها، بچهها، کتابا، کافهها، دخترا، پسرا، همهشون خوشگل بودن. آدم کیف میکرد.
