ch
Feedback
Lily's home🐠

Lily's home🐠

前往频道在 Telegram

در زندگی چیزهایی هست که چه می‌دانی. برای حرفی سخنی چیزی🫴 http://t.me/HidenChat_Bot?start=5252924623 🌟

显示更多
未指定国家未指定类别
281
订阅者
-124 小时
-47 天
-1330 天
帖子存档
مامان منم همینو گفت

ببخشید اینارو الان دیدم

ولی مامان من کاملا مستقیم بهم گفت اینو بپوشی بری بیرون میخندن بهت =)))

سلام

.....

«زده شعله در چمن، در شب وطن خون ارغوان‌ها. تو ای بانگ شورافکن، تا سحر بزن‌ شعله تا کران‌ها؛ که در خون خستگان، دل‌شکستگان آرمیده طوفان. به آیندگان نگر، در زمان نگر، بردمیده طوفان. قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارت‌دهندگان را؛ که لبخند آزادی، خوشه‌ی شادی، با سحر بروید؛ سرود ستاره را، موج چشمه با آهوان بگوید. ستاره ستیزد و شب گریزد و صبح روشن آید؛ زند بال و پر ز نو، آن کبوتر و سوی میهن آید. گرفته تمام شب، شاخه‌ای به لب، سرخ و گرده‌افشان. پرد گرده گسترد، دانه پرورد، سر زند بهاران.»

ما چهار سال پیش،در شهریور گیر کردیم. ما خورد خورد در زمان های مختلف مردیم و مردیم و مردیم و فقط بیشتر مردیم

.
.

«شقایق سبز می‌شه آخر از خون.»

-

خدا کمکم کنه

راست میگه

ولی نامحسوس همین رو رسوند

اینو نگفت

مامانم گفت مگه احمقی):

میخواستم بافت بپوشم

ناراحت شدم

سلام):

سلام

-