Cabin 13
前往频道在 Telegram
Born in southside Chicago, spent some time in Kansas, got a little lost in New Orleans, I've a pack in Beacon Hills and find me in Camp Half-Blood now (or maybe back on the southside... who knows?) https://t.me/HarfChatBot?start=707c707225f7
显示更多未指定国家未指定类别
234
订阅者
无数据24 小时
-47 天
-130 天
帖子存档
234
گفت تو سیکرت هیستوری شبیه ریچاردم و جالب اینه من خودمم فکر میکردم اگر تو سیکرت هیستوری یه کارکتر رو به خودم نسبت بدم اون ریچارده و توی iwwv هم اولیور رو بهم شباهت داد که حتی اینجا هم من اولیور رو شبیه به خودم میدیدم
234
فرض کنید یهو یه احساس غم، فقدان، ناامیدی و اندوه شدید میاد یقهتون رو میچسبه. این یعنی اویزیس داره دور و برتون میپلکه! جالب اینه که اویزیس فقط وقتی سرحال و قدرتمند میمونه که بتونه از احساس یاس شما تغذیه کنه. با این حال اگه قربانیش بتونه به احساساتش چیره بشه اویزیس به همون فرم کوچولوی ریزهمیزهاش برمیگرده.
234
خود کلمه misery در انگلیسی هم از اسم رومیش یعنی miseria گرفته شده. یونیان باستان به طور کلی اسم مشخصی برای مشکلات و بیماریهای روانی نداشتن، اما میشه گفت اویزیس تجسمی از افسردگی، اضطراب عمیق و رنج درونیه. در واقع یونانیها با شخصیتهایی مثل ایشون این حس رو القا میکردن که نیروهایی فراانسانی و تاریک میتونن روان انسان رو درگیر کنن.
234
تقریبا مطمئنم اکثرتون چیزی راجعبه اویزیس (Oizys) نشنیدید. یکی از الهههای فوقالعاده اندرریتد و ناشناخته یونانه که چیز زیادی ازش وجود نداره و به ندرت تو متون اسطورهای به صورت گسترده میشه پیداش کرد. در کل هم نقش پررنگی تو داستانهای روایی نداره، اما مفهومش تو ادبیات یونان و فلسفه مهمه. در واقع نماد اندوهیه که انسانها رو در تاریکترین لحظات احاطه میکنه و ممکنه اصلا منشا بیرونی خاصی نداشته باشه و از درون بجوشه.
234
Repost from داستایفسکیِ دیوانه.
تو یک سکانس از فیلم our unwritten Seoul ، دختره میگه: «اگر با اتوبوس برخورد بکنم یا خودم رو از ساختمان بیندازم پایین شاید باعث بشه بتونم از سرکارم مرخصی بگیرم.» متوجه شدم امروز داشتم به این فکر میکردم که کاش غش بکنم تا مجبور نشم بروم سرکار یا حتی با کسی معاشرت بکنم. دلم میخواد یک مدت طولانی داخل بیمارستان بستری باشم تا کسی توقعی ازم نداشته باشه و خودم هم بتونم با یک دلیل موجه استراحت بکنم. گمانم همیشه فرار کردن بهترین راهحلم بوده.
234
فرقی هم نداره چقدر تلاش کنم و زور بزنم اون جبران شه که مجبور نشم انتخاب کنم مدام اما در نهایت باز سر خونه اولم
234
من از انتخاب کردن متنفرم چون همواره از بدو تولد باید تو موقعیت انتخاب بین دوتا چیزی قرار بگیرم که به جفتشون نیاز دارم و حالم به هم میخوره از این حقیقت که بقیه هیچکدوم تو این دوراهی قرار نمیگیرن چون میتونن جفتشو با هم داشته باشن.
234
یک بنده خدایی دو سه سال پیش تو چنل قبلیم (وقتی نزدیکای پخش سریال پرسی جکسون ساخت دیزنی پلاس بود) چون گفتم آنابث تو کتاب بلونده و به بلوند بودنش شناخته میشد پس دلم نمیخواست کارکتر سیاهپوست براش بذارن و کلا از این حقیقت که ویژوال بازیگرا با کتاب سازگاری نداره خوشم نیومده بهم گفت ریسیست و یک سری چیز دیگه. الان دو سه سال از اون قضیه گذشته ولی لفظ "اکشلی ریسیست" اون شخص هنوز از دهن من و ساغر نیفتاده و کاربرد اصطلاحی و ضربالمثلی گرفته بینمون رسما.
