ch
Feedback
مردی نشسته در ایوان؛

مردی نشسته در ایوان؛

前往频道在 Telegram

@Mardineshastadarivanbot

显示更多
伊朗106 710未指定类别
988
订阅者
+3124 小时
+2877
+70430
帖子存档
غربت ما دیار ماست، خونین‌ترین ویرونه.

Repost from N/a
photo content

تنها کوله باری که آزارم نمی‌دهد، کوله باری از کتاب است.

دلم هوس رفتن به کتاب‌فروشی کرده، رفتن و با کوله‌باری از کتاب بیرون آمدن!

تصحیح می‌کنم؛ اگر موسیقی، شعر، سینما، هنر و ادبیات...

اگر موسیقی نبود، چطور دوام می‌آوردیم!؟

دیالوگیسم.(9).mp322.85 MB

hPFNDJxKnaRULyQA.mp312.20 MB

02 - Siavash Ghomayshi - Farangis.mp311.44 MB

03 Kosh Khial.mp311.53 MB

WSfOvMLwlZaFAYqD4.88 MB

🫀❤️‍🩹🥀

تو از کدام زمان آمده‌ای، که چشم‌هایت در این کرانه بیگانه ا‌ست؟

•Winged Victory of Samothrace
+1
•Winged Victory of Samothrace

آیا کسی آن‌قدر دوستت دارد که از جهان نترسی؟

برکه نیلوفر آبی و بید مجنون اثر کلود مونه. Water Lily Pond and Weeping Willow by Claude monet.
برکه نیلوفر آبی و بید مجنون اثر کلود مونه. Water Lily Pond and Weeping Willow by Claude monet.

«چرا نمی‌نویسی!؟» راستش نمی‌دانم چرا مدتی‌ست نمی‌توانم بنویسم. انگار نوشتن تبدیل شده به یک امر دست‌نیافتنی. احمدشاه می‌گوید من متفاوت می‌نویسم و همیشه دوست دارد نوشته‌های مرا بخواند، زیرا در او حس متفاوتی را برمی‌انگیزد. اما چرا خودم نمی‌توانم روی چینش واژه‌هایم حساب کنم!؟ شب که می‌شود واژه‌ها را پشت‌سر هم قطار می‌کنم و وقتی کارم را موشکافی می‌‌کنم دلم می‌خواهد دیگر ننویسم؛ انگار واژه‌ها با من غریب‌ و ناآشنایند. انگار آدم تا عاشق و شیفته‌ی چیزی نباشد نمی‌تواند قشنگ بنویسد، غیر از آن همه‌ی کلمات سرد و بی‌روح به‌نظر می‌رسد. مدت‌هاست حس نارضایتی بر من چیره شده‌است، حسی که نمی‌گذارد ‌چیزی را به‌ سادگی بپذیرم، حتی نوشته‌هایم را، حتی واژه‌ها را. پس چطور می‌شود بدون سخت‌گیری و موشکافی چیزی نوشت و آن را قابل تامل دانست!؟ این‌روزها ادبیات داستانی می‌خوانم و به این نتیجه رسیده‌ام که بسیاری از نویسندگان آثار خود را بی‌رحمانه نقد می‌کنند و نتیجه‌ی آن پختگی است. پس چرا عده‌ای نویسندگی را این‌قدر ساده می‌انگارند!؟ اساسا نویسنده کیست و چه باید بنویسد!؟ آلبرکامو می‌گوید «رسالت نویسنده، نوشتن برای حقیقت و آزادی است.» با این حساب نمی‌توانم سخت‌گیر نباشم و هرچیزی را آسوده قبول کنم. در قلمرو ادبیات، مطالعه‌ی گسترده امری ضروری است و هر نویسنده‌ای باید به آن به‌مثابه‌ی عبادت نگاه کند، امری که کمتر رعایت می‌شود. جامعه نیز نقش بسزایی در پیدایش نویسندگان خود دارد و از آن‌جایی که در کشور ما سرانه‌ی مطالعه پایین است، بعید نیست خوانندگان جوان از کتاب به عنوان یک زینت برای عکاسی استفاده کنند. بناً مطالعه جزو عادت‌های ناگذیر من شده‌است و با دستان پُر به جنگ نویسندگی می‌روم.

H-415184.mp311.62 MB

«مردم‌ این شهر شاعر متولد می‌شوند اما شماها‌ شعرشان‌ را کشته‌اید‌.» - سووشون