ch
Feedback
᯽حُب᯽

᯽حُب᯽

前往频道在 Telegram

و روزی دیگر خواستنش را به یاد نمی‌آوری، اما همیشه بخشی از قلبت غمگین است، بی‌آنکه دلیلش را بدانی... برای روزهایی که نبودم.... من @Yass2223bot آرشیو حُب @arhob2223

显示更多
未指定国家未指定类别
504
订阅者
+1124 小时
-307 天
+5030 天
帖子存档
در سرت با ما خیال جنگ بود و دل‌خوشیم عاقبت صلح است فرجام تمام جنگ‌ها...

اگر جنگ جانم را گرفت ⌛️ و همدیگر را ندیدیم . .
بدان
وصالت را بسیار آرزو کردم

_

بعضی دردها آدم را نمی‌کشند؛ فقط آرام‌آرام از درون خالی‌اش می‌کنند، تا جایی که لبخند می‌زند اما روحش مدت‌هاست زیر آوارِ خستگی دفن شده.

غمگینم، بند بند وجودم درد میکنه، حال و روز خوبی ندارم و اوکی نیستم، توی اون صحنه از زندگیم که یکی دستش رو میذاره رو گردنش میگه به اینجام رسیده، من به فرق سرم رسیده، به پوست و خونم رسیده، به استخون‌هام رسیده، رفته تو وجودم، رو به اتمامم، چیزی از من باقی نمونده، بند بند وجودم فریاد میزنه از درد از خستگی و صدایی ازم درنمیاد.


تو آن‌قدر آرام از کنار دلبستگیِ من گذشتی که انگار نه اشتیاقی در این دل بوده و نه کسی هر شب نامت را میان دعاهایش پنهان می‌کرد؛ و من تازه فهمیدم بعضی عشق‌ها قرار نیست دیده شوند، فقط باید مثل شمعی در خلوتِ روح بسوزند و خاموش شوند، بی‌آنکه معشوق حتی گرمایش را حس کرده باشد. عشق نمی‌میرد ، ولی عاشق چرا. .

گفت حواست به آدمایی که مثل کاکتوس زندگی میکنن باشه ؛ گفتم مثل کاکتوس؟ منظورت چیه؟ گفت آدمایی که مثل کاکتوس نیازی نیست دائم حواست بهشون باشه ، نیازی نیست هرروز خاکشونو چک کنی تا مبادا خشک نشده باشه ، ترس پلاسیده شدنشون رو نداری و به خیالت خیلی مقاومن! اما یه روز که مثل روزای دیگه مشغول رسیدن به بقیه ی گلای رنگارنگت هستی ، چشمت به کاکتوس میفته که زرد و پلاسیده شده و ریشه هاش خاکستر! و تو تازه متوجه میشی که کاکتوسام میمیرن ، ولی تدریجی!

وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیشتر تنهاست. چون نمیتواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد...
–عباس معروفی

#نوشته_ها🖇
#نوشته_ها🖇

∞

شبتون بخیر🌚
قرص+خواب

و من، تا ابد عطرِ موندنت را لابه‌لای همان رزهای سفید نفس می‌کشم.

تا ابد رز های سفید تو>>>>>

_
+1
_

بعضی جنگیدن‌ها برای رسیدن نیست، برای اینه که یه روز با خیال راحت به خودت بگی: من کم نذاشتم.

نوشته بود: کسی را چنان دوست داری که برایش بجنگی؟ نوشتم: از جنگ‌ها برگشته‌ام، با زخم‌ها و موی سپید؛ و یاد گرفته‌ام صبور باشم و به تماشا قانع.

بنظرم همه آدم‌ها یبار باید تا تهش برن، تا ته اون چیزی که خیلی بهش اصرار دارن برن و تا جون دارن براش بجنگن، انقدر که خسته و زخمی برگردن مهم نیست که تهش برنده شن یا بازنده، مهم اینه که تهش رو دیدن، کسی که تهش رو دیده دیگه از هیچی نمیترسه، مدیون دلش نیست که شاید میشد...:))

آدمی که برای داشتنت نجنگه، یه روز هم برای از دست دادنت غصه نمی‌خوره.

اگه کسی برای نگه داشتن تو تلاش نمیکنه، هیچوقت برای موندن کنارش با خودت کلنجار نرو.

کسی که آرامشِ خوابش را روی ویرانیِ قلبِ تو ساخته، ارزشِ بی‌خوابیِ تو را ندارد.