524
订阅者
+124 小时
+67 天
+830 天
帖子存档
من دیگه به تحلیلای هیچکی گوش نمیدم شونصد بار تاحالا بیسکوئیت خریدم تموم شد و شونصد بار تو صف بنزین موندم اونم تموم شد کارت سوخت از بابابزرگم گرفتم اونم تموم شد
مکالممون شبیه یه رمز بود من بهش گفتم که از گربهها خاطرهی خوبی ندارم اونها سه تا جوجه رنگیمو خوردن
گفت عاقبت هیچ جوجه رنگی به خوبی ختم نشده فکر میکنم
و من فکر میکنم که درست میگفت هیچ جوجه رنگی دیدید که زنده بمونه؟ همه یا کشته شدن یا گربه خوردتشون یا مریض شدن یا خورده شدن.
و ما همه جوجه رنگی هستیم متاسفانه و این دنیا گربه یا کودک حیوانآزاره نمیدونم.
