558
订阅者
无数据24 小时
-17 天
+230 天
帖子存档
تاکسیک بودنو از مامان من یاد بگیرین بعد اذیتای بابام رفته داره با دوتا مرد بهش خیانت میکنه
تو دندون پزشکی بودم یهو یکی گفت نیایش جان من بلند شدم گفتم جان بعد نگو با دستیار دندون پزشک بوده میخواسته بگه نیایش براش از آبدارخونه آب بیاره😭
چی بگم والا آجی یه بار خیلی اعصابم خورد بود و خسته و ترکیده بودم، میخواستم از ماشین یه نفر پیاده شم با اخم و جدیت درو بستم و به جای اینکه بگم خداحافظ کاملا جدیییی گفتم سلام
هنوز که هنوزه مسخرهم میکنن❤️
